از اعلمی مطرود تا اعلمی محبوب!
بیستم اسفندماه روز خبرسازی بود. در این روز دو تن از چهرههای سیاسی آذربایجان در دو شهر کاملاً تاثیرگذار بطور رسمی اعلام کاندیداتوری کردند؛ میرحسین موسوی در تهران و اکبر اعلمی در تبریز.
در اینکه ورود موسوی و اعلمی به عرصه انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، تحلیل و ارزیابی کارشناسان و تحلیلگران سیاسی کشور را به هم ریخت، شکی نیست. چرا که حضور موسوی در عرصهی رقابتها، احتمال کنارهگیری خاتمی به نفع وی در روزهای آتی را افزایش داده است و این مسئله هر دو جبههی سیاسی مطرح کشور را با چالشهای اساسی مواجه ساخته است. بنابراین باید منتظر اتفاقات جدیدی در عرصهی سیاسی کشور در روزهای آتی باشیم. اتفاقاتی چون شکاف در دو جبههی اصولگرا و اصلاحطلب، کنارهگیری خاتمی و کروبی به نفع موسوی و یا حمایت گروههای میانهروی اصولگرا از موسوی.
اما آنچه را که در این نوشته به دنبال تحلیل آن هستیم نه اعلام رسمی کاندیداتوری موسوی بلکه اعلام کاندیداتوری اکبر اعلمی است. اعلمی جدا از سوابق مدیریتی خود در نهادهای امنیتی و اجرایی کشور، دو دوره نمایندگی مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی را نیز عهدهدار بوده است و از این جهت برای اغلب کسانی که اندک علاقهای به مسایل سیاسی و اجتماعی کشور دارند شناخته شده میباشد. وی با صدای رسا و نطقهای آتشین خود، چه در مجلس ششم و چه هفتم، طیفی از فراکسیون مجلس را نمایندگی میکرد که تعداد اعضایش معمولاً در خود وی خلاصه میشد. برای همین میتوان گفت که سخنان و نطقهای اعلمی در مجلس، همیشه متفاوتتر مینمود. انتقادات جدی به دولتهای خاتمی و احمدینژاد، سوالات مکرر از وزرای دولتهای هفتم، هشتم و نهم و کشاندن آنها به مجلس جهت پاسخگویی، تلاش برای اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی و حمایت از حقوق اقوام و ملیتهای ایرانی از وجوه متمایز وی با دیگر نمایندگان مجلس بود. مشی سیاسی اعلمی چنان بود که هیچ کدام از طیفهای سیاسی کشور تاب و تحمل وی را نداشتند چرا که وی بدون در نظر گرفتن هرگونه تعصب و وابستگی حزبی، به بیان نواقص و کمبودها میپرداخت و در صورت نیاز بدون ترس و واهمه به مخالفانش میتاخت. همین ویژگی اعلمی باعث شد که از سوی هر دو طیف به اصطلاح اصولگرا و اصلاحطلب کشور به حاشیه رانده شود. البته در این میان اصولگرایان که قدرت بلامنازع نهادهای نظارتی را در دست داشته و دارند همیشه یک قدم از اصلاحطلبان جلوتر بودند. در هرحال با نزدیکی ماههای پایانی مجلس هفتم، اصولگرایان که در تلاش خلاصی از شر اعلمی در مجلس هشتم بودند سخنان وی در جمع خصوصی اعضای حزب اعتماد ملی زنجان را بهانه قرار داده و شدیداً به وی تاختند. گروهی از نمازگزاران را بر علیه وی تهییج کرده و به خیابانها کشاندند. اصلاحطلبان هم که در دو دورهی حضور اعلمی در مجلس از گزند انتقادات وی در امان نمانده بودند با سکوت معنادار خود راه را برای حذف وی از مجلس هشتم توسط اصولگرایان هموارتر ساختند. اعلمی از سوی شورای نگهبان ردصلاحیت شد و بالاخره همانی اتفاق افتاد که از سالها پیش، مخالفان سرسخت اعلمی در هر دو طیف، منتظر آن بودند.
حدود سیزده ماه از ردصلاحیت اعلمی میگذرد و اکنون، وی بار دیگر همت کرده و برای حضور در عرصه انتخابات پا پیش نهاده است، با این تفاوت که این بار هدف وی نه رسیدن به کرسیهای سبز مجلس، بلکه تکیه بر مسند ریاست جمهوری است. اما آیا اعلمی اینبار از فیلتر شورای نگهبان خواهد گذشت؟ عدهای معتقدند اعلمی بیچون و چرا ردصلاحیت خواهد شد و عدهای دیگر با لحاظ شرایط زمانی، بر تایید صلاحیت وی امیدوارند. در کل این موضوعی است که از چند ماه قبل، به دغدغهی اصلی طرفداران اعلمی از یکسو و گروههای اصلاحطلب از سوی دیگر تبدیل شده است، هرچند که گروههای اصلاحطلب نمیخواهند این دغدغه به سطح جامعه تسری یابد.
هرچند یکسال پیش، صلاحیت اعلمی توسط شورای نگهبان احراز نشد اما قراین نشان میدهد اینک شرایط کاملاً به نفع وی تغییر یافته است. دولت احمدینژاد که به دلیل سیاستهای غلط اقتصادی، از همان ابتدا مورد تاخت مخالفان سیاسی خود قرار داشت این روزها به دلیل رکود اقتصاد جهانی روزهای بس دشواری را میگذراند، روزهایی که مطمئناً ماحصل آن برای دولت وی خوشایند نخواهد بود، بویژه اینکه دیگر فرصت چندانی برای انتخابات ریاست جمهوری باقی نمانده است و کاری از دست دولت اصولگرای وی برای تغییر وضعیت فعلی برنمیآید. لذا بدون شک، حامیان دولت نهم بویژه آنهایی که در نهادهای نظارتی همچون شورای نگهبان حضور دارند به یاری وی خواهند شتافت. برای احمدینژاد و اصولگرایان در وضعیت فعلی، چه کمکی بالاتر از شکستن آرای اصلاحطلبان از طریق تعدد کاندیداهای اصلاحطلب میتوان مفروض داشت. در هرحال در این فرضیه، اعلمی صرفاً به این دلیل تایید صلاحیت خواهد شد که اصلاحطلبان به پیروزی نرسند. البته این تنها یک بُعد فرضیهی احتمال تایید صلاحیت اعلمی است.
بعد دیگر این فرضیه به نهادهای امنیتی کشور برمیگردد. در یک دههی گذشته جریانات فرهنگی و سیاسی متعددی در بین اقوام غیرفارس زبان کشور رشد یافته است. یکی از این جریانها مربوط به جریانات سیاسی و فرهنگی مردم آذربایجان میباشد. این جریان که اصولاً خواستار اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی بویژه اصول 15، 19 و 48 میباشد تاکنون نه تنها به نتیجه مثبتی دست نیافته بلکه در موارد متعدد با تضییع و فشارهای سیاسی و روانی هم مواجه شده است. با اینحال جمعیت قابل توجه ترکزبانان که نزدیک 50 درصد جمعیت کشور را شامل میشود سبب شده تا دولت و نهادهای امنیتی هر از گاهی به ارزیابی توان سیاسی این جریانات بپردازند. به نظر میرسد سوابق اعلمی در دوران نمایندگیاش در دفاع از حقوق قومیتها و زندانیان سیاسی اقوام بویژه زندانیان سیاسی آذربایجان و محبوبیت وی در بین اقشار مختلف اقوام و قومیتهای غیرفارس زبان علیالخصوص آذربایجانیان، نهادهای امنیتی کشور را وسوسه کرده تا از این فرصت ـ کاندیداتوری اعلمی برای انتخابات ریاست جمهوری ـ برای رسیدن به هدف فوق بهره جویند. ظاهراً هرچند دو طرف دیگر مساله یعنی مردم و خود آقای اعلمی هم به این هدف نهادهای امنیتی کشور واقف هستند ولی نمیخواهند یک فرصت طلایی را از دست بدهند. مردم یا همان طرفداران اعلمی در آذربایجان، حضور وی در انتخابات را فرصتی برای اعلام نارضایتی خود از سیاستهای فرهنگی و سیاسی ارکان فرهنگی و سیاسی نظام در آذربایجان میدانند که به عقیدهشان بایستی به نحو احسن از آن استفاده شود. آقای اعلمی هم فرصت را مغتنم میشمارد تا از قِبل این جریان، تایید صلاحیت شده و با کسب آرای نسبتاً بالایی که پیشبینی میکند هم جایگاه خود را در بین مردم آذربایجان تثبیت کند و هم از آن برای کسب پستهای مهم وزارتی مانند وزارت کشور و وزارت امورخارجه بهره برد.
در هر حال وضعیت سیاسی حاکم بر کشور نشان میدهد به احتمال زیاد اکبر اعلمی تایید صلاحیت خواهد شد و در صورت تایید صلاحیت، آرای قابل توجهی را کسب خواهد نمود. و این مساله، همان نکتهی دلخواه همه طرفهای درگیر در کاندیداتوری اکبر اعلمی از اصولگرایان گرفته تا اعلمی و طرفدارانش است. در صورت صحت این احتمالات، این تنها اصلاحطلبان هستند که با کاندیداتوری اعلمی در رسیدن به اهدافشان متضرر خواهند شد همانطوری که اصولگرایان منتفعترین طرف خواهند بود. بنابراین میتوان گفت اکبر اعلمی که زمانی نه چندان دور مطرود اصولگرایان بود از این تاریخ تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم چهرهی محبوب و مورد حمایت آنان خواهد بود.