تبليغاتX
مازارنیوز

سرخی تو از من!

وضعیت کنونی مجتمع مس سونگون

آشنایی با مجتمع مس سونگون

مجتمع مس سونگون در 130 کیلومتری شمال شرقی شهر تبریز و 30 کیلومتری شمال شهرستان ورزقان واقع شده است. معدن مس سونگون بر روی کمربند جهانی مس موسوم به کمربند آلپ-هیمالیا قرار دارد.

این مجتمع به منظور تولید کنستانتره با ظرفیت 000/150 تن در سال با عیار 30 درصد مس جهت سال اول بهره برداری طراحی شده است. (فاز اول) کارخانه کانی آرایی (تغلیظ) مجتمع در اواسط سال 1385 راه اندازی شده است و خوراک آن برای ظرفیت فوق توسط سنگ سولفوری استخراج شده از معدن که در نزدیکی کارخانه می باشد با مقدار 7 میلیون تن در سال با عیار متوسط 22 درصد و مس تامین خواهد شد.

قرار است با احداث کارخانه ای مشابه کارخانه اول بعد از سال هفتم بهره برداری، فاز دوم مجتمع شروع به کار کند. که مجموعاً ظرفیت تولید کنسانتره را به 000/300 تن در سال برساند. بار ورودی از معدن جهت تولید این مقدار کنسانتره به 14 میلیون تن سنگ سولفوری افزایش خواهد یافت و زمان طراحی ... فاز دوم 25 سال در نظر گرفته شده است.

در حال حاضر 30 درصد خوراک کارخانجات ذوب مس از مجتمع مس سونگون تهیه می شود. مابقی نیز از معادن میدوک و مجتمع مس سرچشمه تامین می شود.

فرایند تولید کنسانتره

سنگ معدن پس از خردایش اولیه در سنگ شکن مخروطی (ژیراتوری) در انبار مواد دانه درشت ذخیره شده و از آن جا با تناژ حدود 900 تن در ساعت وارد کارخانه کانه آرایی می شود. در این کارخانه پس از طی فرایند خردایش ثانویه در آسیاهای نیمه خودشکن و گلوله ای، عملیات پرعیارسازی در سلول های فلوتاسیون انجام و پس از جداسازی باطله و کنسانتره مس عملیات آبگیری در دو مرحله (تیکزها و فیلترپرس ها) انجام می شود. محصول نهایی کنسانتره با عیار 30 درصد مس خواهد بود که به انبار کنسانتره ارسال می شود و مواد باطله نیز از تیکز باطله به سد باطله منتقل می شود.

سونگون و محیط زیست

با توجه به موقعیت فیزیکی سونگون و حساس بودن منطقه به علت وجود جنگل ها و مناطق سبز ناحیه ارسباران و وجود باغات و مزارع در جوار معدن، تاسیس کارخانجات مس از معدنکاری گرفته تا ایجاد واحدهای ذوب و اسید و پالایشگاه از حساسیت بالایی برخوردار است و باید مطالعات گسترده و فراوانی به خصوص در انتخاب پروسه های مناسب انجام پذیرد تا با حداقل تاثیر منفی روی منابع طبیعی و رعایت ضوابط زیست محیطی محلی و بین المللی، تاسیسات فوق الذکر دایر شوند. برای حصول به این مورد، همکاری سازمان های ذیربط در این پروسه کاری از اهمیت بالایی برخوردار است.

از شروع پروژه، همزمان یا مطالعات فنی و مهندسی، مطالعات زیست محیطی نیز در حال اجرا بوده است. این امر توسط دانشگاه ها و چندین شرکت داخلی و خارجی (شرکت ...) انجام پذیرفته است. این مطالعات در دو طیف ذیل میباشد:

الف) شناخت تاثیر عملکرد مستقیم در محیط اطراف. (طبیعت و موجودات زنده)

ب) چگونگی پیشگیری و کنترل عوامل آلوده کننده در کوتاه مدت و بلندمدت.

ماحصل این مطالعات در اختیار مجتمع مس سونگون برای ایجاد راهکارهایی جهت حفظ منطقه حفاظت شده ارسباران و در نهایت دستیابی به استانداردهای جهانی زیست محیطی قرار گرفته است.

سونگون و اشتغالزایی

مجتمع مس سونگون نقش مهمی در اشتغال و کارآفرینی می تواند ایفا کند. کما اینکه هم اکنون تعداد نیروی انسانی شاغل در مجتمع مس سونگون بیش از 400 نفر (کارمند رسمی) می باشد که حدود 90 نفر (20 درصد) آن دارای تحصیلات لیسانس و لیسانس به بالا و 200 نفر (50 درصد) دیپلم و فوق دیپلم و بقیه زیر دیپلم می باشند. البته بخش زیادی از نیروهای موجود در مجتمع از نیروهای پیمانکاری می باشند که از کارهای خدماتی گرفته تا عملیات استخراج و سایر کارها را انجام می دهند.

علاوه بر آمار شاغلین فوق الذکر، در صورت عملی شدن پروژه های توسعه، بیش از یک هزار نفر بصورت مستقیم و 15 هزار نفر بصورت غیرمستقیم جذب کار خواهند شد.

سونگون و محصولات تولیدی آن

غیر از کنسانتره تولیدی در شرکت مس سونگون، قرار است مولیبدن موجود در کنسانتره نیز بازیابی شود. پروژهی کارخانه مولیبدن اکنون در حال فعالیت می باشد و طرح اولیه کارخانه و انتخاب پیمانکار EPC در این مرحله انجام شده است. امید است در سال های آتی مولیبدن موجود در مس نیز استحصال شده و این فلز گرانبها و باارزش نیز جزو تولیدات مجتمع مس سونگون درآید.

غیر از مولیبدن، در صورت اجرا شدن پروژه های توسعه که شامل پروژه ذوب و کارخانه اسید و اکسیژن و پروژه پالایشگاه هستند می توانیم مس آندی و کاتدی و اسید سولفوریک و استحصال خاک فلزات گرانبها (طلا و نقره) را نیز جزو دیگر محصولات تولیدی مجتمع مس سونگون به حساب آوریم.

سونگون و تجهیزات به کار گرفته شده در آن

در فاز اول کارخانه حدود 3500 تن ماشین آلات خارجی و حدود 6500 تن نیز ماشین آلات ساخت داخل استفاده شده است. همچنین در فاز دوم، کمی کمتر از مقادیر فوق تجهیزات و ماشین آلات استفاده خواهد شد.

پیمانکار MC و EPC فاز دوم تغلیظ، هم اکنون مشخص شده است و پروژه در حال انجام مراحل بعدی کار می باشد. در مورد پروژه های ذوب و اسید و پالایش و اکسیژن مراحل آماده سازی محوطه کارخانه در حال تکمیل می باشد که تاکنون حدود 4 میلیون و 500 هزار مترمکعب خاک جهت تسطیح و آماده سازی محوطه خاکبرداری شده است.

+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:55 توسط R-E-Z-A .P |

از استان­گردی رییس جمهور تا ده­گردشی فرماندار ورزقان

یکی از سیاست­های دولت نهم که از همان ابتدا کارشناسان و تحلیلگران سیاسی و اقتصادی منتقد دولت نهم، انتقادات زیادی را بدان وارد ساخته و می­سازند قضیه­ی استان­گردی هیأت دولت است. رویهمرفته احمدی­نژاد در چهار سال گذشته هر 20 روز یکبار به یکی از استان­های کشور سفر کرده تا بنا به­گفته­ی خود از نزدیک با مشکلات و کمبودهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این مناطق آشنا شود. هرچند این سفرها هزینه­های سرسام­آوری را به دولت و مردم تحمیل کرده است لیکن تاکنون دولت نهم بنا به دلایلی از قبول این واقعیت تلخ طفره رفته و بعضاً حتی دست به توجیهاتی در جهت تایید این سفرها زده ­است.

اما سیاست استان­گردی دولت نهم برای مدیران این دولت بقدری جذاب و فریبنده بود که به تدریج مدیران رده­های پایینی را به دنباله­روی از این سیاست پوپولیستی دکتر احمدی نژاد مجبور ساخت. در این راستا دکتر بیگی استاندار آذربایجان­شرقی از همان ابتدای قبول مسئولیت، سفرهای شهرستانی خود را آغاز کرد. وی در چندین نشست­ مطبوعاتی، مکرراً به این واقعیت مهم اعتراف نموده که سفرهای شهرستانی­اش در راستای اهداف و سیاست­های سفرهای استانی دکتر احمدی­نژاد بوده است.

اما گویی این مسأله تمامی ندارد، چرا که از ابتدای سال­جاری نوعی استان­گردی و شهرستان­گردی البته در مقیاسی کوچک­تر تحت عنوان "ده­گردشی" در شهرستان ورزقان رواج یافته است که به جرأت می­توان گفت اگر در نوع خود بی­نظیر هم نباشد لااقل کم­نظیر است.

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 0:36 توسط R-E-Z-A .P |

از اعلمی مطرود تا اعلمی محبوب!

بیستم اسفندماه روز خبرسازی بود. در این روز دو تن از چهره­های سیاسی آذربایجان در دو شهر کاملاً تاثیرگذار بطور رسمی اعلام کاندیداتوری کردند؛ میرحسین موسوی در تهران و اکبر اعلمی در تبریز.

در اینکه ورود موسوی و اعلمی به عرصه انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، تحلیل و ارزیابی کارشناسان و تحلیلگران سیاسی کشور را به هم ریخت، شکی نیست. چرا که حضور موسوی در عرصه­ی رقابت­ها، احتمال کناره­گیری خاتمی به نفع وی در روزهای آتی را افزایش داده است و این مسئله هر دو جبهه­ی سیاسی مطرح کشور را با چالش­های اساسی مواجه ساخته است. بنابراین باید منتظر اتفاقات جدیدی در عرصه­ی سیاسی کشور در روزهای آتی باشیم. اتفاقاتی چون شکاف در دو جبهه­ی اصولگرا و اصلاح­طلب، کناره­گیری خاتمی و کروبی به نفع موسوی و یا حمایت گروه­های میانه­روی اصولگرا از موسوی.

اما آنچه را که در این نوشته به دنبال تحلیل آن هستیم نه اعلام رسمی کاندیداتوری موسوی بلکه اعلام کاندیداتوری اکبر اعلمی است. اعلمی جدا از سوابق مدیریتی خود در نهادهای امنیتی و اجرایی کشور، دو دوره نمایندگی مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی را نیز عهده­دار بوده است و از این جهت برای اغلب کسانی که اندک علاقه­ای به مسایل سیاسی و اجتماعی کشور دارند شناخته شده می­باشد. وی با صدای رسا و نطق­­های آتشین خود، چه در مجلس ششم و چه هفتم، طیفی از فراکسیون مجلس را نمایندگی می­کرد که تعداد اعضایش معمولاً در خود وی خلاصه می­شد. برای همین می­توان گفت که سخنان و نطق­های اعلمی در مجلس، همیشه متفاوت­تر می­نمود. انتقادات جدی به دولت­های خاتمی و احمدی­نژاد، سوالات مکرر از وزرای دولت­های هفتم، هشتم و نهم و کشاندن آنها به مجلس جهت پاسخگویی، تلاش برای اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی و حمایت از حقوق اقوام و ملیت­های ایرانی از وجوه متمایز وی با دیگر نمایندگان مجلس بود. مشی سیاسی اعلمی چنان بود که هیچ کدام از طیف­های سیاسی کشور تاب و تحمل وی را نداشتند چرا که وی بدون در نظر گرفتن هرگونه تعصب و وابستگی حزبی، به بیان نواقص و کمبودها می­پرداخت و در صورت نیاز بدون ترس و واهمه به مخالفانش می­تاخت. همین ویژگی اعلمی باعث شد که از سوی هر دو طیف به اصطلاح اصولگرا و اصلاح­طلب کشور به حاشیه رانده شود. البته در این میان اصولگرایان که قدرت بلامنازع نهادهای نظارتی را در دست داشته و دارند همیشه یک قدم از اصلاح­طلبان جلوتر بودند. در هرحال با نزدیکی ماه­های پایانی مجلس هفتم، اصولگرایان که در تلاش خلاصی از شر اعلمی در مجلس هشتم بودند سخنان وی در جمع خصوصی اعضای حزب اعتماد ملی زنجان را بهانه­ قرار داده و شدیداً به وی تاختند. گروهی از نمازگزاران را بر علیه وی تهییج کرده و به خیابان­ها کشاندند. اصلاح­طلبان هم که در دو دوره­ی حضور اعلمی در مجلس از گزند انتقادات وی در امان نمانده بودند با سکوت معنادار خود راه را برای حذف وی از مجلس هشتم توسط اصولگرایان هموارتر ساختند. اعلمی از سوی شورای نگهبان ردصلاحیت شد و بالاخره همانی اتفاق افتاد که از سالها پیش، مخالفان سرسخت اعلمی در هر دو طیف، منتظر آن بودند.

حدود سیزده ماه از ردصلاحیت اعلمی می­گذرد و اکنون، وی بار دیگر همت کرده و برای حضور در عرصه انتخابات پا پیش نهاده است، با این تفاوت که این بار هدف وی نه رسیدن به کرسی­های سبز مجلس، بلکه تکیه بر مسند ریاست جمهوری است. اما آیا اعلمی این­بار از فیلتر شورای نگهبان خواهد گذشت؟ عده­ای معتقدند اعلمی بی­چون و چرا ردصلاحیت خواهد شد و عده­ای دیگر با لحاظ شرایط زمانی، بر تایید صلاحیت وی امیدوارند. در کل این موضوعی است که از چند ماه قبل، به دغدغه­ی اصلی طرفداران اعلمی از یکسو و گروه­های اصلاح­طلب از سوی دیگر تبدیل شده است، هرچند که گروه­های اصلاح­طلب نمی­خواهند این دغدغه به سطح جامعه تسری یابد.

هرچند یک­سال پیش، صلاحیت اعلمی توسط شورای نگهبان احراز نشد اما قراین نشان می­دهد اینک شرایط کاملاً به نفع وی تغییر یافته است. دولت احمدی­نژاد که به دلیل سیاست­های غلط اقتصادی، از همان ابتدا مورد تاخت مخالفان سیاسی خود قرار داشت این روزها به دلیل رکود اقتصاد جهانی روزهای بس دشواری را می­گذراند، روزهایی که مطمئناً ماحصل آن برای دولت وی خوشایند نخواهد بود، بویژه اینکه دیگر فرصت چندانی برای انتخابات ریاست جمهوری باقی نمانده است و کاری از دست دولت اصولگرای وی برای تغییر وضعیت فعلی برنمی­آید. لذا بدون شک، حامیان دولت نهم بویژه آنهایی که در نهادهای نظارتی همچون شورای نگهبان حضور دارند به یاری وی خواهند شتافت. برای احمدی­نژاد و اصولگرایان در وضعیت فعلی، چه کمکی بالاتر از شکستن آرای اصلاح­طلبان از طریق تعدد کاندیداهای اصلاح­طلب می­توان مفروض داشت. در هرحال در این فرضیه، اعلمی صرفاً به این دلیل تایید صلاحیت خواهد شد که اصلاح­طلبان به پیروزی نرسند. البته این تنها یک بُعد فرضیه­ی احتمال تایید صلاحیت اعلمی است.

بعد دیگر این فرضیه به نهادهای امنیتی کشور برمی­گردد. در یک دهه­ی گذشته جریانات فرهنگی و سیاسی متعددی در بین اقوام غیرفارس زبان کشور رشد یافته است. یکی از این جریان­ها مربوط به جریانات سیاسی و فرهنگی مردم آذربایجان می­باشد. این جریان که اصولاً خواستار اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی بویژه اصول 15، 19 و 48 می­باشد تاکنون نه تنها به نتیجه مثبتی دست نیافته بلکه در موارد متعدد با تضییع و فشارهای سیاسی و روانی هم مواجه شده است. با اینحال جمعیت قابل توجه ترک­زبانان که نزدیک 50 درصد جمعیت کشور را شامل می­شود سبب شده تا دولت و نهادهای امنیتی هر از گاهی به ارزیابی توان سیاسی این جریانات بپردازند. به نظر می­رسد سوابق اعلمی در دوران نمایندگی­اش در دفاع از حقوق قومیت­ها و زندانیان سیاسی اقوام بویژه زندانیان سیاسی آذربایجان و محبوبیت وی در بین اقشار مختلف اقوام و قومیت­های غیرفارس زبان علی­الخصوص آذربایجانیان، نهادهای امنیتی کشور را وسوسه کرده تا از این فرصت ـ کاندیداتوری اعلمی برای انتخابات ریاست جمهوری ـ برای رسیدن به هدف فوق بهره جویند. ظاهراً هرچند دو طرف دیگر مساله یعنی مردم و خود آقای اعلمی هم به این هدف نهادهای امنیتی کشور واقف هستند ولی نمی­خواهند یک فرصت طلایی را از دست بدهند. مردم یا همان طرفداران اعلمی در آذربایجان، حضور وی در انتخابات را فرصتی برای اعلام نارضایتی خود از سیاست­های فرهنگی و سیاسی ارکان فرهنگی و سیاسی نظام در آذربایجان می­دانند که به عقیده­شان بایستی به نحو احسن از آن استفاده شود. آقای اعلمی هم فرصت را مغتنم می­شمارد تا از قِبل این جریان، تایید صلاحیت شده و با کسب آرای نسبتاً بالایی که پیش­بینی می­کند هم جایگاه خود را در بین مردم آذربایجان تثبیت کند و هم از آن برای کسب پست­های مهم وزارتی مانند وزارت کشور و وزارت امورخارجه بهره برد.

در هر حال وضعیت سیاسی حاکم بر کشور نشان می­دهد به احتمال زیاد اکبر اعلمی تایید صلاحیت خواهد شد و در صورت تایید صلاحیت، آرای قابل توجهی را کسب خواهد نمود. و این مساله، همان نکته­ی دلخواه همه طرف­های درگیر در کاندیداتوری اکبر اعلمی از اصولگرایان گرفته تا اعلمی و طرفدارانش است. در صورت صحت این احتمالات، این تنها اصلاح­طلبان هستند که با کاندیداتوری اعلمی در رسیدن به اهدافشان متضرر خواهند شد همانطوری که اصولگرایان منتفع­ترین طرف خواهند بود. بنابراین می­توان گفت اکبر اعلمی که زمانی نه چندان دور مطرود اصولگرایان بود از این تاریخ تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم چهره­ی محبوب و مورد حمایت آنان خواهد بود.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 19:8 توسط R-E-Z-A .P |

چهار بند بی­بند

بند اول: جلسه­ای در رابطه با دهه­ی­فجر در دفتر معاونت فرمانداری شهرستان ورزقان ترتیب یافته بود که البته نه تنها خود آقای معاون حضور نداشتند بلکه اغلب حاضرین جلسه را نیز نه روسا که کارمندان ادارات مختلف شهرستان تشکیل می­دادند. یکی از دوستان صدایم کرد و با اشاره به آقایی که همه مهندس خطابش می­کردند گفت: قرار بود پل جوشین، دهه­ی فجر به بهره­برداری رسد اما به گفته­ی مهندس، گویا به دلایلی این امر اتفاق نمی­افتد.

با خود گفتم در شهرستان ما کارهای زیادی همیشه به دلایلی انجام نمی­گیرند اما تاکنون کسی این دلایل نامرئی و نامحسوس را تشریح نکرده است.

 

بند دوم: مدیر صندوق مهر امام رضا(ع) شهرستان ورزقان می­گفت؛ بدنبال چاپ خبری مبنی بر تعطیلی این صندوق در ماهنامه­ی ما، برخی­ها آتش بیار معرکه شده بودند و گویی سعی داشتند ایشان را تحریک نمایند تا صندوق، از طریق مراجع قضایی علیه نشریه اقدام کند. توجیه­شان هم این بوده که تدبیر فردا با چاپ این خبر، ریاست جمهوری را زیر سوال برده است و یا بر نام مبارک امام رضا(ع) توهین روا داشته است.

وقتی این حرف را شنیدم، واقعاً متحیر مانده بودم به خلاقیت افکار مریض این عده­ی  بسیار محترم.

 

بند سوم: بعد از یک ماه، دوستی زنگ زده بود و ما را به به روستاهای ورزقان دعوت می­کرد تا خدمات موسسه­ی علمی و فرهنگی خودشان را نشانمان دهد. هر چه صغری و کبری کردیم و دلیل آوردیم که منظورمان شما نبودید کارگر نیفتاد. هر چند از قدیم بزرگان گفته­اند: "سؤزو آت یئره سؤز صاحیبی گؤتوره­ر". اما نمی­دانم این­بار صاحب­حرف ما در خواب بوده­اند و یا این دوست عزیز ما، بسیار بیدار!؟

 

بند چهارم: امروز یکی از بزرگواران مقیم استانداری آذربایجان­شرقی از فونت مطالب ماهنامه­مان کلی گلایه کرد و آنگاه توصیه کرد منبعد مطالب نشریه بویژه مطالب انتقادی آن را با فونت درشت بنویسیم. ما هم چون از همان دوران کودکی بچه­ی حرف بشنو بودیم تصیم داریم تا جایی که مقدور باشد به پیشنهاد این دوست عزیز جامه عمل بپوشانیم. لذا بعد از این اگر کلیه مطالب ماهنامه با فونت بالای 18 منتشر شد زیاد هم تعجب نکنید.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 22:51 توسط R-E-Z-A .P |

به بهانه­ی ثبت ملی قلعه­ی جوشون

 

از آخرین باری که برگزاری مراسم عزاداری سالار شهیدان کربلا را در زادگاهم شاهد بودم ده سالی می­گذشت. همین امر بهانه­ای شد، خود را آماده سازم تا در روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی سفری چند روزه به روستایمان داشته باشم.

عزاداری امسال، دیگر حال و هوای محرم دهه­های شصت و هفتاد را نداشت با این­حال برایم دلچسب بود چرا که برخی از آداب و رسوم مربوط به عزاداری­ محرم را بار دیگر مرور کردم و زوایای تازه­ای از اعتقادات مذهبی مردم برایم مکشوف گردید که انشاءالله اگر فرصتی مناسب فراهم شود در آینده­ی نزدیک همه دیده­ها و شنیده­هایم را بصورت مکتوب در خواهم آورد.

ارزیل، روستاییست کوچک اما محصور در بین کوه­های بلند و برفگیر که تا ورودی روستا از هیچ نقطه­ای­ جز قله­ی کوه­ها قابل رویت نیست. اغلب ساکنان این روستا به شغل باغداری مشغولند. باغداری ارزیل، مدیون رودخانه خروشانی است که چند صد متر بالاتر، از روستایی به نام گورئییل (در اصطلاح اداری گل­آخور ) سرچشمه می­گیرد.

راه مواصلاتی ارزیل با تبریز در تابستان­ها و فصول گرم سال از ایوند و قینر می­گذرد اما با بارش اولین برف پاییزی، کولاک این جاده 60 کیلومتری را می­بندد و رنج و مشقت جاده­ی 140 کیلومتری تبریزـ ورزقان ـ ارزیل را بر مسافران این روستای توریستی تحمیل می­کند. ما نیز این بار، از همین جاده حرکت کردیم. جاده­ای که از دامنه­ی قلعه­ی جوشون می­گذرد. موقع رفت خواب بودم و بالطبع از مشاهده­ی این قلعه، محروم. اما امروز به هنگام برگشت، قلعه­ی سفیدپوش جوشون را از دور زیر نظر داشتم. با خود می­اندیشیدم که چقدر بایستی وطن­دوست باشی تا بتوانی باد و سرمای سوزناک زمستان قلعه را تحمل کنی؟!  با خود می­گفتم چرا باید قلعه­ای با این چشم­انداز زیبا ناشناخته ماند و مسئولین میراث فرهنگی و گردشگری استان بی­توجه از کنار این پتانسیل گردشگری شهرستان بگذرند؟ مگر قلعه جوشون چه از لحاظ سابقه­ی تاریخی و چه از لحاظ موقعیت طبیعی از دیگر قلاع استان و کشور چه کم دارد؟

در بازگشت به تبریز، اولین خبری که راجع به شهرستان ورزقان در اینترنت خواندم به ثبت این قلعه­ی تاریخی در فهرست آثار ملی کشور مربوط می­شد. از قلعه­ی جوشون در کتب و منابع تاریخی، تحت عنوان قلعه­ی آتورپات نیز نام برده شده است. برخی هم معتقدند این قلعه یکی از قلاع دفاعی بابک خرمدین در منطقه­ی قره­داغ بوده است. به هرحال امیدواریم مسئولین مربوطه تنها به ثبت ملی این قلعه بسنده نکنند بلکه با معرفی مناسب و ایجاد امکانات رفاهی مورد نیاز در دامنه­ی آن، بخشی از گردشگران و طبیعت دوستان را به این منطقه هدایت نمایند.

اما اطلاعات بیشتر در خصوص قلعه­ی جوشون را از زبان رییس سازمان ميراث فرهنگي، صنایع دستی و گردشگری آذربايجان­شرقي می­خوانیم:

به گفته­ی تراب محمدی، قدمت این قلعه­ی باستانی به هزاره­ی اول قبل از میلاد برمی­گردد بطوری که آثاری از دوره­های اشکانی و ساسانی در آن یافت شده است.

وی مشخصه­ی بارز معماری قلعه­ی جوشون را وجود پلکان­های کنده شده در دل کوه و دیوارهای خشکه­چین ساخته شده از سنگ در قسمت غربی آن می­شمارد که اینک به صورت آوار فرو ریخته­اند. همچنین، قلعه دارای آب انبارهای متعددی است. آب انبارهایی که دارای کانال­های لوله­کشی شده­ای برای هدایت آب برف و باران به درون آنها بوده­اند.

محمدی، با اشاره به سفال­های یافت شده در محوطه­ی قلعه می­گوید: سفال­های قلعه بصورت عمده در دو نوع قرمز و نخودی به صورت چرخساز با خمیرمایه­ی مواد کانی هستند و اکثرا به صورت ظریف ساخته شده­اند.

به گفته­ی رییس شورای ثبت آثار تاریخی استان در فهرست آثار ملی، تزیینات به کار رفته روی سفالینه­ها شامل نقوش کنده شده هندسی، موجی، نوارهای افقی و خطوط نقطه­چین می­شود که این تنوع و ظرافت در نوع خود منحصر به فرد است.

شایان ذکر است طول قلعه­ی جوشون300 متر است و محوطه آن حدود 1830 متر از آب­های آزاد ارتفاع دارد.

+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 22:36 توسط R-E-Z-A .P |

امروز، شمر و یزید حسین، خود ماییم!

 

عاشورا نه یک حادثه بلکه یک فرهنگ است. فرهنگ ایثار و از جان گذشتگی، فرهنگ حق طلبی و آزادگی، فرهنگ مبارزه با ظلم و طغیانگری و در یک کلام فرهنگ اطاعت و فرمانبرداری. بدون شک، بسط و ترویج چنین فرهنگی بر همگان تکلیف است و احدی نمی­تواند از چنین تکلیفی شانه خالی کند. اما حفاظت و گسترش هر چیزی ساز و کارهای مخصوص خود را دارد و فرهنگ عاشورا نیز از چنین امری مستثنی نیست. شاید عدم شناخت دقیق از چنین ساز و کاری است که سبب شده عده­ای ناآگاهانه پای در وادیی نهند که نتیجه­ی آن را امروز به عینه در جای جای کشورمان شاهدیم.

همچنانکه گفته شد ترویج و گسترش فرهنگ عاشورا، نه بر یک فرد و گروه خاصی بلکه بر همه­ی آزادگان و آزاداندیشان جهان بویژه پیروان راستین ائمه­اطهار تکلیفی شرعی است، لذا همه بایستی با کوله­باری از علم و آگاهی خود را بر پیمودن این راه دشوار تجهیز و آماده سازند. متاسفانه عدم نظارت دقیق بر نحوه ترویج این فرهنگ در سالیان متمادی، راه ورود خرافات و بدعت­ها را بسی هموارتر ساخته است، بطوریکه امروزه شاهد اتفاقاتی تحت عنوان عزاداری­های عاشورا هستیم که رنگ و بویی از فرهنگ عاشورا و شهادت در آن دیده نمی­شود.

زمانی دستجات حسینی بسیار ساده و بی­آلایش در سطح کوچه­ و خیابان­ شهرها و دهات حرکت می­کردند و زنان و کودکان که معمولاً امکان پیوستن به دستجات را نداشتند در حاشیه خیابان­ها و پشت بام­ها به نظاره می­نشستند. دستجات شاخسی یا همان شاه حسین­گویان که معمولاً در آخرین ساعات روز به راه می­افتادند و صدها نفر را با خود همراه می­ساختند بعد از یکی دو ساعت، به عزاداری خود پایان می­دادند و عزاداران بسوی خانه­هایشان رهسپار می­شدند. در اولین ساعات شامگاه، بار دیگر دستجات عزاداری تشکیل و از محلات بسوی مساجد و حسینیه­ها به راه می­افتادند. این دستجات معمولاً به دو گروه زنجیر زن و سینه­زن تقسیم می­شدند که دسته­ی زنجیرزنان را عربلر دسته­سی می­نامیدند و دسته­ی سینه­زنان را آغ کؤینک­لر. اغلب قمه­زنان عصر عاشورا از میان گروه آغ کؤینک­لر بودند.

هرچند در سال­های اخیر بدنبال ممنوعیت قمه­زنی در کشورمان خوشبختانه این بدعت در حال حذف شدن از صحنه مراسمات عزاداری­ محرم است اما بدبختانه بدعت­هایی به مراتب بدتر و خطرناکتر در حال جایگزینی هستند. بکارگیری ده­ها طبل در اندازه و سایزهای مختلف، استفاده از باندها و بلندگوهای بسیار قوی و مهمتر از همه استفاده از اشعار سبک و مستهجن بقدری در عزاداری­های ماه محرم مرسوم شده که برخی­ها ناخواسته، آن را بعنوان بخش جدایی­ناپذیر فرهنگ عاشورا درحال پذیرفتن­اند.

فلسفه وجودی عزاداری­های عاشورا چیست؟ آیا چیزی جز زنده نگهداشتن یاد و خاطره امام حسین و یارانش و یادآوری اهداف اصلی قیام امام حسین می­تواند باشد؟ براستی ما دنبال چه چیزی هستیم؟ آیا عرصه­ای جز عرصه­ی عزاداری سالار شهیدان برای خودنمایی و فضل­فروشی باقی نمانده است؟ درست است که حسین (ع) در طول تاریخ مظلوم واقع شده، اما آیا شایسته است با دستآویز قرار دادن این مظلومیت بر عیب­های خود سرپوش بگذاریم؟ آیا راه و رسم دفاع از مظلومیت مظلوم تاریخ این است؟

چه خوب گفته­اند نیاکان­مان که درخت از درون می­پوسد. الحق و الانصاف حسین با وجود داشتن پیروانی ناآگاه و فرصت­طلب چون ما، نیازی به شمر و عمرسعد ندارد. امروز، شمر و یزید حسین، خود ماییم، مایی که آگاهانه کمر همت به نابودی اهداف قیامش بسته­ایم و با نام وی، از هیچ ترفند برای به کرسی نشاندن نیات خود و آمال و هوس­های پلید خویش فروگذاری نمی­کنیم. براستی با این راهی که در پیش گرفته­ایم چه فرقی بین ما و لشکر عمر سعد می­تواند وجود داشته باشد؟

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 22:41 توسط R-E-Z-A .P |

مولودی به نام "نامه­ به رییس جمهوری"

 

سفرهای دوره­ای ریاست جمهوری به استان­ها همیشه با حاشیه­های زیبایی همراه است. اما شاید حاشیه­سازترین بخش این سفرها، مربوط به نامه­های مردمی است. نامه­های حاوی درخواست­های جورواجور هموطنان از همه جا بریده­ای که هرکدام به وسع نیاز خود سفره­ی دلشان را برای رییس جمهوری عدالت­محورشان گشاده­اند تا شاید به خواست خداوند و تلاش مدیران اجرایی، گشایشی در مشکلاتشان پدید آید.

به دنبال سفر اخیر دکتر احمدی­نژاد به استان آذربایجان­شرقی، استاندار عزیزمان اعلام کردند که در این سفر، 200هزار شهروند آذربایجانی برای ریاست جمهوری نامه نوشته­اند. این نامه­ها بی­درنگ، به ساختمان قطار شهری تبریز انتقال یافتند تا ده­ها نفر آنها را خلاصه نویسی نموده و جهت اتخاذ دستورات لازم آماده نمایند. بگذریم از اینکه چرا این تعداد شهروند آذربایجانی در حل مشکلاتشان به مدیران استانی اعتماد ننموده­اند و یا اصلاً برای چه بایستی در استان 5/3 میلیون نفری مشکلات به حدی زیاد باشد که 200هزار نفر حل مشکلاتشان را در گرو نامه­نگاری به ریاست جمهوری تصور کنند؟! هدف این نوشته پرداختن به هیچ­کدام از این موارد نیست، بلکه هدف اصلی ما، نگاهی گذرا به چندین نکته­ در خصوص زوایای ناگشوده­ی این مولود دولت نهم است:

نکته­ی نخست تاثیر سفرهای استانی رییس جمهوری در افزایش میزان نامه­نگاریهاست. بعید نیست دولت نهم، فردا پس فردا از این فرایند به اصطلاح ادبی! تحت عنوان "انقلاب فرهنگی در عرصه­ی نامه­نگاری" بنحو احسن استفاده ننموده و جزو نکات مثبت عملکرد دولت اصولگرا به خورد مردم ندهد. نکته دوم، ارتباط معنادار تعداد نامه­ها با وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم است. افزایش چند ده هزاری تعداد نامه­های دور دوم نسبت به دور اول، نشانگر وخامت اوضاع اقتصادی شهروندان آذربایجانی نسبت به دو سال پیش است. نکته سوم، به آخر و عاقبت نامه­های ارسالی بر می­گردد. آیا می­توان امیدوار بود همچون دفعه­ی قبل، اغلب نامه­ها به اداره­ی تعاون ارجاع داده نشوند؟ و آیا می­توان انتظار داشت نامه­ها سر از اداراتی در نیاورند که هیچ ارتباط و سنخیتی با خواسته­ی نگارندگانشان ندارند؟ و نکته چهارم که ارتباط تنگاتنگی با سه نکته­ی قبلی دارد این است که بدون تعارف بگوییم هیچکدام از مصوبات مهم دولت و نامه­­های ارسالی مردم آذربایجان­شرقی در دور اول سفر ریاست جمهوری آن چنان که باید و شاید تحقق نیافت، جز مصوبات مربوط به سالن­های ورزشی آن هم نه در همه شهرستان­ها. آیا این پروسه­ی ناموفق و بی­نتیجه باز هم تکرار خواهد شد، یا نه؟    

+ نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت 15:48 توسط R-E-Z-A .P |

اپیدمی غلط­نگاری قبوض

 

این تنها بیماری­ها نیستند که استعداد تبدیل شدن به یک اپیدمی را دارند. هرچیزی امکان دارد آنچنان در یک جامعه شیوع یابد که تمام زوایای پیدا و پنهان زندگی شهروندانش را تحت تاثیر قرار دهد. در کشور ما مصادیق فراوانی برای انواع اپیدمی می­توان برشمرد. از اپیدمی آشپزخانه­های اوپن گرفته تا خرید موبایل و جراحی­های زیبایی همه و همه نمونه­هایی از انواع اپیدمی­هایی محسوب می­شوند که هر از گاهی برق­آسا خود را نشان داده و دوباره چون ستاره­ی سحری پنهان می­شوند.

اپیدمی غلط­نگاری یکی از همین مواردیست که طی ماه­های اخیر، اغلب سازمان­ها و ادارات شهر من تبریز نتوانسته­اند خود را از گزند آن مصون نگه دارند. صدور قبوض برق، تلفن، گاز و آب با اشتباهات فاحش در مبالغ، میزان کارکرد و تاریخ­های مصرف و صدور به اندازه­ای افزایش یافته است که شهروندان تبریزی روزی ده­ها بار برای اموات و مردگان مدیران و پرسنل شبکه­ی فخیمه­ی سهند فاتحه می­خوانند.

در یک ماه گذشته شهرداری تبریز نیز برای اینکه از قافله­ عقب نماند، اقدام به ارسال صورتحساب عوارض مشاغل به درب مغازه­ها و مراکز تجاری و خدماتی شهر نموده است که این قبوض حاوی نکات جالب و زیبایی هستند. اتمام مهلت پرداخت قبوض، یک ماه قبل از صدورشان از کراماتی است که تنها از عهده و توان نهادی پویا و مردمی چون شهرداری­ برمی­آید و لاغیر. اما شهروندان تبریزی امیدوارند مبالغ این قبوض نیز همچون مهلت پرداخت­شان، تاریخ گذشته باشند، وگرنه بایستی پس­انداز یکساله­ی خود را به حساب 95052  شهرداری واریز کنند.   

+ نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 23:18 توسط R-E-Z-A .P |

تابلو، فقط به زبان فارسی!

همچنان­که اشاره شد کشور ایران با حضور اقوام متعدد معنا پیدا می­کند. در حقیقت موجودیت کشورمان با اتحاد و همدلی همین اقوام ساکن در چارچوب کشور محقق می­شود. پس با استناد به همین مساله همه زبان­ها، آداب و رسوم رایج در بین اقوام متشکله­ی کشور، ایرانی محسوب می­شوند و تفاوتی بین آنها نیست. اسم زیبای سهراب همان­قدر ایرانی است که اسامی محمد، جاسم، هیوا، مازیار، نسیم و مارال. و بدون شک زبان فارسی همان اندازه شیرین و دوست داشتنی است که زبان­های کردی، عربی، لری، ترکی، بلوچی، گیلکی، تاتی، ترکمنی و غیره. اگر امروز زبان فارسی بعنوان زبان رسمی کشور مورد استفاده قرار می­گیرد، بدان معنا نیست که زبان فارسی نسبت به دیگر زبان­ها ارجحیت دارد. بلکه فارسی، زبان ارتباط دهنده­ی اقوام مختلف کشورمان است و بس.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 17:44 توسط R-E-Z-A .P |

   از احداث صنایع بزرگ تا كارخانه­ی تغليظ و ذوب مس سونگون

مجوز احداث صنايع بزرگ و مخرب محيط زيست در مناطق بكر صادر نمی­شود.

فاطمه واعظ جوادی رئيس سازمان حفاظت محيط زيست کشور، در جلسه­ی شوراي اداري شهرستان ورزقان گفت: لزومي به احداث صنايعي كه آينده محيط زيست مناطق بكر را در خطر اندازد نمي‌بينيم.

 به گزارش روابط عمومي سازمان محيط زيست آذربايجان­شرقي، وي با اشاره به خواست مردم منطقه براي راه‌اندازي مجتمع كنسانتره مس سونگون ادامه داد: نبايد به بهانه­ی توسعه­ی شهرستان ورزقان، اكوسيستم كم نظير منطقه­ی ارسباران را مورد تهديد قرار داد.

 معاون رئيس جمهور اظهار داشت: براي توسعه شهرستان ورزقان كافي است محصولات كشاورزي توليدي در اين منطقه از سوي مردم و مسئولان مديريت شود. وي اضافه كرد: راه‌اندازي واحدهاي كوچك تبديلي مي‌تواند محصولات كشاورزي را با ارزش افزوده قابل توجهي روانه بازار كرده و علاوه بر اشتغال جوانان، درآمدزايي مناسبي براي منطقه به همراه آورد.

 واعظ جوادي، با تاكيد بر همكاري دولت براي توسعه ورزقان بر مبناي كشاورزي افزود: ايجاد ناحيه كشاورزي در ابعاد 30 تا 50 هكتار براي استقرار صنايع تبديلي منطبق با شرايط زيست محيطي ورزقان از طرح­هاي مناسب در اين بخش است.

 رئيس سازمان حفاظت محيط زيست، در ادامه توليد پسماند و استفاده بي‌رويه از كيسه‌هاي پلاستيكي را از معضلات جوامع بزرگ شهري دانست و تاكيد كرد: جوامع و شهرهاي كوچك بايد با تكيه بر سنت‌ها و روش‌هاي درست اجدادي از ترويج فرهنگ غلط مصرف‌گرايي جلوگيري نمايند.

 وي خطاب به مردم ورزقان تصريح كرد: شما مسئوليت داريد اكوسيستم دست نخورده منطقه را براي آرامش روحي نسل آينده خود حفظ نماييد.

واعظ جوادي در بازديد از مس سونگون نیز ‌تصريح كرد: برابر نگراني‌ها و مكاتباتي كه از سوي مردم و مسئولان دريافت مي‌شود سازمان محيط زيست موظف به حساسيت و دقت بيشتر در صدور مجوز بهره‌برداري به صنايع و معادن است كه درخصوص معدن مس سونگون، مكان‌يابي محل ايجاد كارخانه­ی تغليظ و ذوب مس از اين قانون مستثني نخواهد بود.

واعظ جوادی در حالی از عدم صدور مجوز احداث صنايع بزرگ و مخرب محيط زيست در مناطق بكر سخن می­راند که مردم محروم و زجر کشیده­ی ورزقان سال­هاست چشم به احداث کارخانجات مجتمع مس سونگون و ایجاد صنایع پایین دستی مس در سطح شهرستان دوخته­اند و  در راستای دستیابی به این هدف، حتی از اغلب حقوق حقه­ی خود چشم پوشیده­اند. گذشته از آن خانم جوادی نگفته­اند اولاً سازمان محیط زیست و کارشناسان این سازمان هنگام صدور مجوز بهره­برداری از معدن مس سونگون آن هم  بصورت روباز که بیشترین آسیب را به طبیعت بکر منطقه وارد ساخته و می­سازد کجا بودند؟ ثانیاً چرا حالا که مقدمات احداث چندین کارخانه­ در منطقه فراهم و عملیات اجرایی­شان هرچند بصورت کج و معوج آغاز شده به این فکر افتاده­اند؟

از همه­ی آنها گذشته مگر برای توسعه­ی ورزقان بر مبناي كشاورزي تاکنون چه اقداماتی انجام شده که خانم واعظی می­گویند "راه‌اندازي واحدهاي كوچك تبديلي مي‌تواند محصولات كشاورزي را با ارزش افزوده قابل توجهي روانه بازار كرده و علاوه بر اشتغال جوانان، درآمدزايي مناسبي براي منطقه به همراه آورد".  گویا ایشان خبر ندارند که شهرستان ورزقان علیرغم دارا بودن زمین­های حاصلخیز  و رودهای پرآب از داشتن آب کشاورزی کافی محروم است و سد حاجیلار که در حال حاضر تنها امید کشاورزان این شهرستان است سالهاست در مراحل مطالعاتی است.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 22:43 توسط R-E-Z-A .P |

 

                         مهدهای کودک شهر من؛ تبریز

پیشرفت علم و صنعتی شدن جوامع بشری، انسان­ها را پشت حصارهای آهنین زندگی ماشینیزه محبوس ساخته است. بعضاً شدت این امر بحدیست که در وهله­ی اول باور آن برای آدمی کمی سخت و دشوار می­نماید اما واقعیت این است که در دنیای امروزی، برخی مفاهیم و مقولات، آرام ـ آرام ارزش خود را از دست می­دهند بدون اینکه خیلی­ها متوجه شوند. تازه بخش اعظم آنهایی هم که متوجه این امر شده­ و می­شوند با بی­اعتنایی کامل از کنارش می­گذرند بی­آنکه در قبال آن مسئولیتی احساس نمایند. یکی از همین مقولات در آستانه­ی فراموشی، توجه به تربیت کودکان کم سن و سال از سوی والدین است. معمولاً در جوامع امروزی اشتغال والدین در خارج از خانه، آنها را مجبور می­سازد تا کودکانشان را به مهدهای کودک بسپارند امری که متأسفانه به یک اپیدمی تبدیل شده است. اپیدمی از این لحاظ که مع­الأسف مشاهده می­شود حتی والدینی که یکی از آنها شاغل نیست هم اغلب به این کار اقدام می­کنند. هرچند شاید در نگاه اول این امر پسندیده به نظر آید ولی واقعیت این است که برای تربیت کودکان هیچ جا و مکانی بهتر از کانون گرم خانواده­ نیست بویژه زمانی که یکی از والدین فرصت کافی برای تربیت کودکانشان داشته باشند.

اگر از زاویه­ای دیگر به این مسأله نگاه کنیم باز متوجه خواهیم شد که مهدهای کودک برای اغلب کودکان، محیطی مناسب به حساب نمی­آیند. برای روشن­تر شدن موضوع مثالی از شهر خودمان تبریز می­آورم: در تبریز، اغلب مربیان مهدهای کودک را دانش آموزان دختر دبیرستانی و یا دانشجویان در حال تحصیل تشکیل می­دهند بدون اینکه نظارتی بر نحوه­ی بکارگیری مربیان از سوی مسئولین مربوطه صورت گرفته باشد. برای استخدام و بکارگیری یک کارمند ساده، مراحل مختلفی طی شده و داوطلبان از فیلترهای متعددی عبور می­کنند تا صلاحیت­شان تأیید شود این درحالیست که برای بکارگیری مربیان مهدهای کودک، هیچ شرطی ملحوظ نشده است و اگر هم شده کسی توجهی بدان ندارد. این عدم نظارت کافی سبب شده تا مدیران مهدهای کودک، نیروهایی را بکار گیرند که برای­شان از لحاظ مالی بصرفه باشند و این همان خوره و انگلی است که به جان مهدهای کودک شهر تبریز افتاده است. دوستی تعریف می­کرد دختر چهار ساله­اش در حالی که تنها یک نیم وعده در مهدکودک حضور یافته بود سر هر جمله­ای تذکر می­داد که مواظب باشیم تا خانم مربی دعوایمان نکند. براستی چنین کودکی، فردا چه احساسی نسبت به درس و مدرسه و مربی خواهد داشت؟

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 21:22 توسط R-E-Z-A .P |

 

مجالس ترحیم و تذکر در شهرمن؛ تبریز

حضور در مراسم ترحیم و تذکر امری پسندیده است هم از این لحاظ که عرض تسلیتی خدمت خانواده­ی معزّا کرده و حسّ شریک غم بودن در سخت­ترین لحظات زندگی­ را در آنها زنده کنی و هم اینکه بار دیگر بر نفس خود یادآور شوی که این دنیا نه منزلگاه ابدی که کاروانسرای بین راهیست و هرچه زودتر باید بار و بنه بسته و راه سفر در پیش گیری. لذا اگر حضور افراد در چنین مراسماتی به خاطر حداقل یکی از دو مورد فوق باشد قابل تحسین خواهد بود اما افسوس که در دنیای امروزی، دست یازیدن به ریا و تزویر گویی امری اجتناب­ناپذیر گشته است. ورود مدیران در معیّت هیأت همراه با تابلویی اعم از گل یا تسلیت به دست، آدمی را یاد لوطی­های قدیم می­اندازد لوطی­هایی که با نوچه­هایشان سری به مساجد و قهوه­خانه­ها زده و بزعم خویش، برای حاضرین خودی نشان می­دادند. ظریفی می­گفت در این قبیل موارد برخی افراد تا پای حضور و غیاب پیش می­­روند و بمحض خلوت گشتن سرشان شروع به صدور اولتیماتوم­و فرامین تنبیهی می­کنند.

مسأله به همین جا ختم نمی­شود؛ از روابط عمومی و پایگاه­های مقاومت ادارات و سازمان­ها گرفته تا بقال و قصاب سرکوچه هرکدام پارچه­نوشته­ای چندمتری تهیه و قبل از شروع مجلس در و دیوار مسجد را بدان آذین می­بندند. معزّا هم که بصورت ردیفی و دست به سینه در دو سوی درب ورودی مسجد صف کشیده­اند در عوض، سریع لیست بلند بالایی از مدیران و افراد سرشناس حضور یافته در مراسم تهیه نموده و در اختیار مداح یا همان عرشه­خوان قرار می­دهند تا مراحل خوش­آمدگویی و تشکر از طرف معزّا بعمل آید.

تعداد اعلامیه­های ترحیم و تذکر صادره از سوی منسوبین و آشنایان هم که جای خود را دارد بطوری­که بعضاً اعداد دو رقمی برای شمارش تعداد این اعلامیه­ها کفاف نمی­دهند. اعلامیه­ها به شکل ردیفی و منظم در خیابان­ها و معابر منتهی به مسجد نصب می­شوند تا هیبت و شکوه مرحوم و مرحومه را بیشتر به رخ عابران کشیده باشند.

امان از دست بشر امروزی که از هر اتفاق و رویدادی به نفع خود بهره می­برد و برایش همه چیز در نام و شهرت و پول خلاصه گشته است. حریم­ها شکسته و دمل­های چرکین، چهره­ی انسان و انسانیت را کریه­تر نموده است.      

+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 12:39 توسط R-E-Z-A .P |

 

نوین و عرشه­خوان بعدی شهرداری تبریز

 

ظهر دیروز یکی از تاریخی­ترین مصاحبه­های مطبوعاتی شهر تبریز باحضور شهردار تبریز و خبرنگاران مطبوعات استان در محل باغ صبای این شهر برگزار شد. اگر می­گویم تاریخی، بدین خاطر است که بدون شک مهندس نوین در طول دوران مدیریت و حتی شاید در طول دوران زندگی­اش تا این اندازه مورد آماج و حملات منتقدین رسانه­ای قرار نگرفته بود.

این روزها، طرح BRT و قضیه­ی متروی تبریز به چالشی بزرگ برای شهردار تبریز مبدل شده است. گویا فلسفه­ی وجودی نشست مطبوعاتی باغ صبا نیز کاستن از فشار افکار عمومی و مطبوعات در رابطه با همین چالش­ها بود، هرچند که این تدبیر نیز کارساز نیفتاد و احتمالاً در روزهای آتی شاهد انتقادات شدید شهروندان و افزایش فشار افکار عمومی و رسانه­ها نسبت به عملکرد شهردار تبریز باشیم. هرچند نوین در این نشست مطبوعاتی از خود با عنوان "شهردار پنج ساله تبریز" نام برد اما روند مصاحبه نشان داد که دوران مدیریت شهردار فعلی تبریز در سراشیبی تند قرار گرفته است و بقول ما آذربایجانی­ها به نظر می­رسد شهرداری، شورا و شهروندان تبریزی بایستی از همین حالا دنبال عرشه­خوان دیگری برای شهرداری تبریز باشند.        

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 23:53 توسط R-E-Z-A .P |

 

     سامانه­ی اتوبوسرانی سریع­السیر تبریز، پروژه­ای بدون مصوبه

حتماً شنیده­اید که همزمان با اعیاد شعبانیه، فاز اولBRT یا همان سامانه اتوبوسرانی سریع­السیر تبریز مورد بهره­برداری قرار گرفت. اما این تکنولوژی نیز همچون اسلاف خود نه بشکل بومی بلکه بصورت وارداتی و تقلیدی وارد تبریز شد. خیابان 12 متری مرکز شهر به دو نیمه مساوی تقسیم شد تا تبریزی­ها نیز بتوانند همچون هموطنان تهرانی­شان، در کمترین زمان ممکن خود را از مرکز شهر به آخرین میدان در غربی­ترین نقطه­ی شهر برسانند، غافل از اینکه خیابان­های تبریز به هیچ وجه قابل مقایسه با خیابان­های تهران نیستند.

طرح جدیدالورود، به جای کاهش بار ترافیکی مرکز شهر، از همان ابتدا چنان بلایی بر سر خیابان تنگ و باریک مرکزی شهر آورد که اینک بعد از گذشت کمتر از یک ماه دیگر تردد وسایل نقلیه در خیابان امام و خیابان­های حومه کاری شده است، کارستان. رانندگی در این مسیرها از عهده­ی خیلی­ها خارج شده است، مغازه­ها و فروشگاه­های محدوده­ی طرح آرام آرام رونق خود را از دست می­دهند و مهمتر از همه، شهروندان تبریزی فشار روانی مضاعفی را تحمل می­کنند.

هرچند سخنگوی شورای اسلامی شهر تبریز، هفته­ی گذشته در نشست خبری خود با خبرنگاران با دفاع جانانه از اقدام شهرداری، این پروژه را طرحی کاملاً کارشناسی شده ارزیابی نمود اما رییس کمیسیون خدمات شهری شورای شهر امروز گفت: "بصراحت اعلام می­کنم که این طرح تا امروز، مصوبه­ی شورا ندارد و شورای اسلامی شهر چند ماه قبل، تنها به شرطی با کلیات طرح موافقت نمود که مراحل اجرایی و بحث­های فنی طرح در کمیسیون خدمات شهری تصویب شود، این در حالیست که تاکنون چنین اتفاقی روی نداده است".

جعفر مدبر، همچنین با بیان اینکه قرار بود اجرای پروژه در میدان ساعت تبریز متوقف و مابقی طرح درصورت مثبت بودن نتایج مطالعات کارشناسی شده اجرا شود گفت: مسئولیت نظارت بر این طرح برعهده­ی شورای اسلامی شهر تبریز است و در صورت شکست طرح، شورا بایستی در این زمینه پاسخگو باشد.

گذشته از مباحث فوق، سوالات دیگری نیز  در این مورد قابل طرح است از جمله اینکه اگر پروژه تاکنون مصوبه­ی شورا ندارد، پس اعتبار میلیاردی پروژه از کجا تامین شده است؟ و در ثانی در صورتی که طرح با شکست روبرو شود چه کسی و یا کسانی بایستی زیان وارده را تقبّل نموده و اعتبار هزینه شده را به بیت­المال مسلمین بازگردانند.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 20:50 توسط R-E-Z-A .P |

 

            از حذف صفرهای اضافی تا تغییر نام واحد پولی کشور

این روزها بحث حذف سه صفر از پول ملی، نقل محافل علمی و سیاسی کشور شده است. عده­ای این اقدام را امری اجتناب ناپذير می دانند چرا که حذف سه و حتي چهار صفر، كاري است كه خود مردم اقدام به آن نموده اند. برخی با استناد به تجارب کشورهایی مانند آلمان، ایتالیا، ترکیه، شوروی و یوگسلاوی حذف صفرهای اضافی و یا تغییر واحد پولی کشور از ریال به واحد دیگر را باعث انسجام اقتصادی و افزایش غرور ملی کشور در سطح جهان می دانند. البته هستند در این میان افرادی که معتقدند با توجه به آثار روانی، اين كار تورم زا خواهد بود. در هر حال، حذف و یا تغییر واحد پولی کشور چیزی است که نیازمند کار کارشناسی است و نبایستی در این مورد تعجیل شود و صد البته نظریه پردازی در این خصوص از عهده­ی هر کسی برنمی­آید. اما اخیراً کسانی در پوشش عناوین مختلف استاد دانشگاه و یا کارشناس مسایل اقتصادی، اقدام به انتشار نظریاتی درخصوص انتخاب نام جدید بر واحد پولی جدید نموده­اند.  بعنوان مثال عبدالحسين ساسان عضو هيات علمي دانشگاه اصفهان، در این مورد گفته که "ريال" يك واژه عاريتي از زبان اسپانيولي و "تومان" يك واژه تركي است و در آستانه حذف سه صفر از پول ملي، بهتر است براي اين مولد فرهنگي، يك نام ايراني همانند "داريك" و يا "تالانت" انتخاب شود.  

وی افزوده "براي ملت بزرگي چون ايران، با يك پيشينه عظيم تاريخي درست نيست كه واحد پول خود را از كشورهاي غربي به عاريت بگيرد و لذا لازم است به جاي استفاده از ريال يا تومان يا حتي قران، از يك اسم فارسي قديمي همچون "داريك" يا "دريك" (داريوشي) بهره گرفته شود". وی اضافه كرده "چنانچه براي واحد پول ملي از يك نام فارسي بهره گرفته نشد، حداقل به بهره گيري از زبان هاي قوميتي ايراني چون آذري، كردي، لري و... اقدام شود".

ضمن احترامی که به این استاد ارجمند قائلم برخود وظیفه می­دانم به نکاتی چند در این مورد اشاره نمایم:

همانگونه که همگی می دانیم و خود آقای ساسان نیز گفته­اند "تومان" واژه­ای ترکی است. از طرف دیگر با عنایت به ترکیب جمعیتی کشورمان که درصد کثیری از آن را ترک زبانان تشکیل می­دهند دیگر نمی­توان ترکی را زبانی غربی و بیگانه برشمرد، چرا که در غیر اینصورت بایستی نزدیک به نصف هموطنان را بیگانه و اجنبی بدانیم. همچنین با استناد به سخن خود ایشان که گفته­اند "در صورت عدم انتخاب یک نام فارسی، حداقل به بهره گيري از زبان هاي قوميتي ايراني چون آذري، كردي، لري و... اقدام شود" آیا بهتر نیست همین واژه­ی "تومان" بعنوان واحد جدید پولی کشور انتخاب شود؟ همانطور که مسئولان بانك مركزي اعلام نموده­اند"تومان" در بين عامه مردم جا افتاده و جايگزين مناسبي به جاي ريال است. در ضمن بایستی مدنظر داشته باشیم که با توجه به حساسیت­های بوجود آمده در سال­های اخیر، نبایستی با یک اقدام نابخردانه، قومیت های کشور را در مقابل همدیگر قرار ندهیم.

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 13:55 توسط R-E-Z-A .P |

 

                متروی تبریز در پیچ و خم اختلافات مدیران

پروژه­ی متروی تبریز یکی از مهم­ترین و حساس­ترین پروژه­ای کلانشهر تبریز است که عملیات اجرایی آن از سال­ها قبل آغاز شده است و با توجه به رشد و گسترش سریع شهر ازیک طرف و افزایش روزافزون تعداد خودروها و به تبع آن افزایش ترافیک و آلودگی­های صوتی و تصویری هرگونه تعلل و سهل­انگاری در اجرای این پروژه غیرقابل قبول می­نماید.

براساس برنامه ریزی­های انجام گرفته روزانه بایستی 14 الی 16 متر از تونل مترو حفاری می­شد که در صورت تحقق این برنامه، الان بایستی حفاری متروی تبریز به نزدیکی­های میدان ساعت می­رسید. این درحالیست که اجرای این پروژه­ی حیاتی مدت­هاست در محدوده­ی چهارراه آبرسان متوقف شده است و بقول سخنگوی شورای اسلامی شهر تبریز، اگرچه در ظاهر اجرای پروژه ادامه دارد ولی در اصل کاری پیش نمی­رود و بعبارتی می­توان گفت این تداوم بیشتر به توقف شباهت دارد.

در یک ماه اخیر، دلایل متعددی برای توقف و یا اجرای کند این پروژه از سوی مدیران ارشد شهرداری، اعضای شورا، نمایندگان مجلس و مدیرعامل سازمان قطار شهری تبریز اعلام شده است که این دلایل از بلوکه کردن اعتبارات قطار شهری توسط شهرداری گرفته تا وجود مشکلات فنی و کارشناسی، عدم صدور اجازه ترخیص سر مته­های مورد نیاز در حفاری از گمرک، ضعف مدیریت و نحوه تملک اراضی توسط شهرداری را شامل می­شود.

اما مشکلات متروی تبریز فنی باشد یا مالی و یا حتی مدیریتی، به هرحال اجرای پروژه را متوقف نموده و این امر برای افکار عمومی غیرقابل قبول است و مدیران امور شهری تبریز بایستی هرچه سریعتر موانع موجود را برطرف و روند اجرای پروژه را تسریع بخشند.         

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 19:1 توسط R-E-Z-A .P |

 

جنگجويان لطيف در ارتش هاي جهان ! 

تصاویر این پست ویژه را دوست عزیزم جناب " افشین ابراهیمی " که پیش از این هم با سایت همکاری داشته است ارسال کرده که مربوط به تصاویر خانم های ارتشی در کشور های گوناگون جهان است .


   598g21sd3z8fojrs5su9.jpg

نظاميان ويتنام ، واقعآ انسان هايي مظلوم ، مقاوم ، خستگي ناپذير و قانعي هستند . اين بنده خدا ها در جنگ طولاني كه با ارتش امريكا داشتند . سر سختانه از كشور خود دفاع كرده و عاقبت هم پيروز شدند . گفتني است ايام تحصيلاتم در آمريكا مصادف با جنگ ويتنام بود . و خوب يادمه دولت ايالات متحده به نظاميان ويتنام جنوبي حتي آموزش هم مي داد تا با همتاهاي خود نبرد كنند !! آن ايام دانشجويان ويتنامي با روزي دو دلاري كه آمريكا به آن ها پول تو جيبي مي داد ، بر عكس دانشجويان ايراني ساكت و بي سر و صدا سر شب مي خوابيدند . من براي نخستين بار با واژه " تركش " كه در بدن اغلب آن بيچاره ها بود آشنا شدم .  

  uzapmvdrics8b5but2dm.jpg

سال هاست كه نظاميان تركيه در كشورشون حرف آخر را مي زنند . اين ارتش چندين سال است كه با تقويت تجهيزات نظامي خود و جذب دختر ها در پي اقتدار روز افزون خود است . نكته قابل توجه در ارتش تركيه ، نداشتن فرمان " عقب نشيني " در قاموس خود است . به طوري كه در بد ترين شرايط جنگي هرگز از اين ترفند نظامي استفاده نمي كنند . گفتني است در يك جنگ مشترك كه فكر مي كنم زير نظر سازمان ملل بود ، در حالي  فرمانده غير ترك دستور تاكتيكي عقب نشيني قواي خود را صادر مي كند كه هيچ اطلاعي از موضوع عدم عقب نشيني سربازان ترك نداشت . و زماني به اين حقيقت مي رسد كه گردن تمام سربازان ترك زده شده بود !

72td12mlra21awvjjwvg.jpg

از چگونگي و تشكيلات ارتش تايوان هيچ اطلاعي ندارم .. فقط مي دانم اين كشور تا همين چند وقت پيش در اجاره ۹۹ ساله دولت انگليس بود . كه آن هم پايان يافت و بعد از اين مدت طولاني ، براي نخستين بار در ميدان صبحگاه ارتش تايوان ، پرچم  غير انگليسي به احتزاز در آمد .

k0st703iikn9mw2sw0wi.jpg

  0xy7t3e26y9odvuokoor.jpg

 djn3xweqko5dtme22hz0.jpg

راستش رو بخواهيد در مورد ارتش كره و حضور زن ها در اين كشور هم اطلاع چنداني ندارم .. فقط مي دانم آن ها كه سال ها با هم نوعان خود در كره شمالي در جنگ و نزاع بودند .. مدتي است تلاش هايي براي آشتي طرفين برداشته شده است . و حتي اخيرآ عالي ترين مقامات كره جنوبي از  كره شمالي بازديد به عمل اوردند . و به اصطلاح سياسي ، يخ بين اين دو در حال ذوب شدن است !

 9vqqldwhza10uu1t6cyx.jpg

كشور سوئد به دليل شرايط جغرافيايي خود ، از ارتشي متفاوت برخوردار است .. اجازه صرف مشروبات الكلي در حين خدمت ، آن را با ديگر ارتش هاي جهان متمايز ساخته است .. روايت است كه زنان نظامي اين كشور خيلي بي بند و بار هستند !! به طوري كه سبب بر انگيخته شدن حس  حسودي همسران نظاميان اروپايي در ماموريت هاي نظامي به اين كشور قطبي مي شود !!

sgnxi8jl38zruath7k7x.jpg

زنان نظامي روسيه تا پيش از بر چيده شدن حكومت كمونيستي ، همانند مردان هميشه به نوعي زير ذره بين ماموران امنيتي بودند . به گفته كارشناسان زمان  "  برژنف " همواره نيمي از ان ها نيمي ديگر را مي پاييدن ! و تنها با فروپاشي نظام سوسياليستي بود كه تقريبآ از زير فشار بيرون آمدند .. ولي به طور كلي زنان نظامي به خصوص آن عده اي كه در بخش هاي فني و هوايي فعاليت مي كنند ، بسيار مسئوليت پذير ، با تجربه و خوش گذران هستند ...

vj2m59n6hn51ax2wuo3u.jpg

در باره زنان نظامي اين كشور به آن صورت چيز خاصي نشنيده ام

wssg6rh5ih1ad7cs9i15.jpg

يكي از ويژه گي هاي مهم زنان نظامي استراليا ، مقاوم بودن آن هاست . بخش عمده اي از صنايع نظامي استراليا به خصوص در بخش نيروي دريايي به عهده بانوان سخت كوش آن است . آن ها خيلي جدي و پركار هستند . و به طور كلي از شوخي به ويژه آقايون بيزار هستند !  

01x0aj8v4dgyy9do9dm2.jpg

1ww2pcfbdenej5mssqx3.jpg

در باره زنان اين دو كشور متآسفانه مطلب خاصي رو نمي دانم .

6g0qie35r5i16crbqvir.jpg

2k1cchl8u1fhyq8d28cv.jpg

يكي از منظم ترين ارتش هاي جهان ، كشور ايتالياست . زنان نظامي دوش به دوش مردان در كارهاي عمومي شركت مي كنند . مقررات در باره نظاميان زن و مرد  مساوي بوده و هيچ مزيتي نسبت به هم ندارند .. در صورت ازدواج زنان ارتشي با مردان گردان خود ؛ مزايايي بي شماري به آن ها تعلق مي گيرد  و از جمله انتخاب محل خدمت به سليقه زوج نظامي است . آن ها موقع كار بسيار جدي و سخت گير هستند . يادمه يك بار كه به صورت اضطراري مجبور به فرود در يكي از پايگاه هاي اموزشي ايتاليا شده بوديم . همكاري آن ها واقعآ ستودني بود . گفتني است در مسايل نظامي داراي ديسيپلين شديد هستند . و كوچك ترين گذشتي نسبت به خطا كاران ندارند . سطح تخلفات نظامي ميان نظامي ان اين كشور خيلي پائين است .

cfly6gs9hj1q6zqco5fv.jpg

39eosve1b0tn9yxvao56.jpg

نظاميان هندي معمولآ با سواد هستند . اين افراد به دليل وسعت كشورشان همچنين تنوع نژاد ها ، و آموزش نزد اساتيد انگليسي ، داراي شخصيتي خاص نسبت به ساير نظاميان هستند . آن ها بي نهايت مقرراتي هستند . در حفظ و نگهداري تجهيزات نظامي خود خيلي كوشا هستند به طوري كه هند تنها كشوري است كه شما در آن تجهيزات قديمي و متعلق به ساليان دور را خيلي سالم نزد آن ها پيدا مي كنيد . در موقع كار بي نهايت جدي هستند . معمولآ افرادي تو دار و محتاطي مي باشند .

 8km3r1bmnbpbay49eeuh.jpg

jw6mjuxaozys54bs1l85.jpg

كار كردن با نظاميان آلماني واقعآ ديدني و اموختني است . اگر چه داراي نوعي غرور خاص و جاه طلب هستند . اما در كار خود واقعآ حرفه اي و سر آمد مي باشند . در طول سال ها خدمت خود بارها گذرم به پايگاه هاي آن ها افتاده بود . خيلي كم حرف و نسبت به گذشته خود مخصوصآ ايام هيتلر با اكراه صحبت مي كنند . دانش فني ان ها خيلي بالاست . به طوري كه يك خانم متخصص نظامي  تنها ظرف چند ساعت مشكل ترين ايراد الكترونيك هواپيماي ما رو يك تنه بر طرف نمود .. در حين كار دسته جمعي خيلي شوخ و سر حال هستند . و در انجام كارهاي تيمي واقعآ زبانزد هستند .

5mytgj6bzmkb5pguppy0.jpg

در تمام طول خدمت ام در نيروي هوايي ، دوبار افتخار حضور در پايگاه هاي هوايي آن ها را داشتم . البته پيش از انقلاب خيلي به آن كشور پرواز كرده بودم .. واقعآ انسان هاي دوست داشتني و بي ريايي هستند . خانم هاي نظامي بي نهايت ايثار گر و بدون تكبر مي باشند . در موقع كار هرگز به درجات بالاي خود فخر نفروخته و همه يك سان در كار ها شركت مي كنند . در كار خيلي جدي هستند . خانم هاي فرانسوي واقعآ به تميزي و بهداشت اهميت خاصي مي دهند . نوع روابط خانم ها با مردان مخصوصآ نظامي ها حساب شده و از روي تفكر است .

jxsjst5sktwkjbnj7zmw.jpg

زياد افتخار همكاري با آن ها را نداشتم .. ولي مي گويند تقريبآ مانند سوئدي ها هستند . خلبانان آن ها واقعآ جسور و داراي تبحرهاي خاصي هستند

l1wu8izpd6rdxji1wbtv.jpg

اسپانيا يكي از كشور هايي بود كه مرتب سر راه خود به امريكا ، در آن يكي دو روزي را به استراحت مي پرداختيم . انسان هاي خيلي خون گرم و صميمي هستند . خيلي زود با ميهمانان اخت مي شوند .. زنان نظامي بسيار با سليقه و مبتكر هستند .. كار كردن با آن ها نوعي آرامش به انسان مي دهد .

hqr9e1tijmpb7338qwoh.jpg

و اما آمريكايي ها .. واقعآ انسان هاي مهربان و بي تكبر هستند . دختران نظامي آمريكايي به خصوص خانم هايي كه در نيروي هوايي خدمت مي كردند ، خيلي خوش گذران و بي وفا در پايبندي به دوستي ها بودند . آن ها در زمان ۴ ماه دوره اموزشي خود ، مطلقآ اجازه معاشرت با آقايون نظامي را در ساعات اداري نداشته . ولي بعد از پايان ساعت خدمت ، محفل دختر و پسر هاي نظامي ، وقعآ پر هيا هو و سراسر هيجان بود . به راحتي با همه ارتباط بر قرار مي كنند . اهل تعارف و رو دربايستي نيستند . در بيان عقايد خود خيلي رك هستند . واقعآ انسان هاي ساده و خوش گذرون مي باشند .

nw6kz5ahhdefcgwdmmwv.jpg

g40h7e38vld2eyz1ry9q.jpg

در تصوير بالا ، عده اي دختر ارتش عراق را مي بينيم كه در كشور پادشاهي اردن در حال آموزش نوين نظامي هستند ..

03abc2aosehfpjumahlq.jpg

uy9uextfxbhmohe0qew6.jpg

0oc6d9sb214sl9u0hm2y.jpg

29qi0zpb5h7svlx38gb6.jpg

در مورد بلژيك و چين زياد اطلاعات خاصي ندارم . بلژيكي ها مانند اعلب نظاميان اروپا داراي كاراكتر خاص خودشان هستند . ولي چين را چه عرض كنم ؟!!

5bnygakrvg0xhzbeawc1.jpg

حس ختام اين پست ، تصوير يك خانم تا دندان مسلح پليس است كه همان گونه كه در تصوير مي بينديد از مجهز ترين تجهيزات برخوردار است . ولي با وجود اين كمي گرفته به نظر مي آيد .. اگه اشتباه نكنم مادر شوهره شام قراره خونه شون بياد !!‌

منع: وبلاگ دل نوشته های یک کهنه سرباز

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 23:35 توسط R-E-Z-A .P |

سفر به آبشار گل آخور

فردین الهیاری: صبح یک روز تعطیل قصد سفر به گول آخیر کردیم. بعد از اینکه مقدمات و تدارکات سفر آماده شد به راه افتاده و جادۀ ورزقان ـ خاروانا را در پیش گرفتیم جادّه ای به این زیبائی و راحتی در هیچ کجای دنیا وجود ندارد! افتضاح از سر و روی این جاده می بارید! در همان ابتدای سفر به نتیجۀ بسیار مهمّی رسیدیم و آن اینکه  انتخاب شدن رئیس ادارۀ راه ترابری ورزقان به عنوان مدیر نمونۀ شهرستان حقّ ایشان بوده است !! در اینجا به یاد چاله چوله های شهرمان هم افتادیم البتّه آنها صدبار بهتر از این جاده ها بودند چون دربعضی جاها عمق درّه ها واقعاً قابل توجّه بود. به فکر گردشگرانی افتادیم که با هزاران امید و آرزو به منطقۀ ما مسافرت میکنند و یادمان افتاد که چگونه آنها بعد از برگشت به شهر خود بایستی همراه ماشین خود چند روزی برای تعمیر قسمت های مختلف این ماشین در جلو درب مکانیک و آهنگر اتراق کنند.

 

خلاصه با این فکر و خیال به ارتفاعات گال رسیدیم آب وهوای مطلوب و دلنشین و وجود درختان آلبالو و زرد آلوی کنار جاده ها دل هر عاشق طبیعت را شیفتۀ خود می کرد. از ماشین پیاده شدیم و از آلبالوهائی که باغبان می فروخت خریدیم و خوردیم و لذّت بردیم.

 

بعد از ارتفاعات گال، قلعۀ جوشون صلابت و بزرگی خود را به رخ کشید. استواری قلعۀ جوشون یاد آور پایداری دلاور مردان در مقابل دشمنان این خاک و بوم بود. در پائین قلعه مرقد با صفای سیّد ابراهیم معنویت خاصی به این مکان بخشیده بود. بعد از زیارت و اقامۀ نماز به راه خود ادامه دادیم. پلی که پارسال در اثر سیل خراب شده بود را مشاهده کردیم. گوش شیطان کر! چند نفر کارگر جهت بازسازی پل کار می کردند اما با توجه به پیشرفتی که در ساخت این پل مشاهده می شد ظاهراً تا افتتاح و بهره برداری از آن بایستی حالا حالاها منتظر بمانیم. خلاصه  در این مورد از زحمات بخشدار خاروانا و مدیر نمونۀ شهرستان! جناب آقای امیرانلو تشکرخود را اعلام کردیم و به سمت گل آخیر مسیر خود را ادامه دادیم.

 

در کنار جاده رودخانۀ گوی گنبد با هیاهوئی بسیار جاری بود تا این ثروت خدادادی باسرعتی مثال زدنی منطقۀ ورزقان و خاروانا را پشت سر گذاشته و خاطرات قدرنشناسی مسئولین منطقه  را به گوش آراز و خزر برساند و بگوید: آب درکوزه دارند  و گرد جهان می گردند. در نزدیکی های روستای گوی گنبد کانالی وجود دارد که ده ها سال پیش برای استفادۀ بهینه از آب رودخانه ساخته شده است و یکی از دوستان می گفت که این کانال یکی از طولانی ترین کانال های استان است که متأسفانه با وجود هزینه های زیادی که برای ایجاد آن شده است هیچ استفاده ای از آن نمی شود.

 

این رودخانه هرچند در اثر خشکسالی کم آب شده است ولی همچنان آبی فراوان دارد و بصورت دائمی جاری است. همۀ همسفران از نبود سد بر روی رودخانه ای به این بزرگی تأسف می خوردند و از بی توجهی مسئولان شهرستان و استان نسبت به این ثروت خدادادی انتقاد می کردند. معتقد بودند که مهار این رودخانه موجبات پیشرفت سریع ورزقان را در پی خواهد داشت  و اقتصاد فلج و مبتنی بر  دامداری و خدمات منطقه  را به یک اقتصاد پویای مبتنی بر کشاورزی صنعتی تبدیل خواهد نمود.

 

 کاش رئیس جمهور، استاندار سری و یا آقایانی که خانوادۀ محترم شان ورزقان را نمی پسندد حداقل برای گردش و تفریح  هم که شده یک بار سری به اینجا بزنند بلکه در طول اقامت شان در منطقه  فکرشان را در این رابطه  به کار بیاندازند شاید که کارگر افتد!

 

خلاصه با هزار آه و افسوس و تأسف به گول آخیر رسیدیم. هوای بسیار مطبوع، درختان گیلاس، آلبالو و گردو مدهوش مان کرده بود، صدای زیبای آبشار گول آخیر و آواز دلنشین پرندگان زیبا و خوش خط و خال سمفونی طبیعت می نواختند و نسیم خنک قلب هر انسانی را به نوازش آرام میکرد.  در ورودی روستای گول آخیر در اقدامی اساسی برای تأمین رفاه و آسایش گردشگران از ماشین ها عوارض دریافت می کردند که در صورت برنامه ریزی و قانونمند کردن امیدواریم  به نتایج بهتری منتهی شود.

 

گول آخیر مردمانی مهمان نواز و آرام داشت. چون کوه های سربه فلک کشیدۀ اطراف گول آخیر از صلابت و پایداری خاصی برخوردار بودند و همچون چشمه های جوشان از داشته های خود دریغ نمی کردند.

 

 به هر حال ماشین را داخل روستا پارک کردیم و حیران و متحیّر درعظمت آفرینش خداوند پا به مناظر طبیعی گذاشتیم. طبیعت چقدر دلگیر شده بود هر قدمی را که بر می داشتیم زباله بود و پلاستیک پاره و غذای پس مانده و آشغال، چه منظرۀ دلخراشی! هرکسی، در هر جائی خورده بود، همانجا رها کرده بود، صدای بغض کردۀ آبشار را می شنیدم که از دست آدمیزاد به تنگ آمده بود، نفس طبیعت گرفته و خون در رگ هایش رسوب کرده بود گویی زمین و زمان را ناسزا می گفت. صدای درختان را می شنیدم که ناله می کرد و پشیمان بود از اینکه چرا برای ویرانگران طبیعت و مردمی سایه شده که جواب خوبی را با آتش و شکستن بوته هایش داده اند و صدای آب به گوش می رسید که می گفت چرا پاکی و زلالی را به بشری دادم که جزء پاره های پلاستیک و آشغال به من ندادند. و بالاخره کوه را دیدم که با تمام صلابتش در مقابل بی رحمی انسان ها قد خم کرده است.

 

اینجا بود که آرزو می کردم ای کاش پای بشر هیچ وقت به طبیعت نمی رسید. سپس هر کدام از دوستان مان پلاستیکی بزرگ برداشته و مقداری از آشغال ها را جمع آوری کردیم و قول دادیم طی یک برنامه برای پاکسازی این طبیعت زیبا که حاصل میلیون ها سال دگردیسی طبیعی هست، اقدام کنیم. و در این مورد از ادارۀ مربوطه استدعای کمک داریم.

 

در راه برگشت به این فکر بودم که چگونه از کسانی که به طبیعت رحم نمی کنند انتظار داریم که در منصبی که به آن تکیه می کنند به من و تو خدمت کنند. به خود و طبیعت و مسائل پیرامون از جمله جادۀ ورزقان ـ خاروانا و مسئولین و گردشگرانی که دشمن طبیعت اند،  فکر می کردم و با خود  می گفتم؛ بشر دیگر چه موجودیست که همیشه در تشخیص دوست و دشمن اش به بیراهه رفته است.

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 11:50 توسط R-E-Z-A .P |

این روزها شاهد قطعی مکرر برق در اقصا نقاط کشورمان هستیم که بهترین راه مقابله با این مشکل نیز رعایت اصل صرفه جویی در مصرف برق از سوی شهروندان می باشد. در این میان دولت نیز اعلام کرده ادارات و نهادهای دولتی موظف به کاهش 30 درصدی مصرف آب و برق خود شده اند که پیش بینی می شود طرح کاهش 30 درصدی مصرف برق در ادارات همچون اغلب طرح های ماضی دولت با شکست روبه رو خواهد شد.  اگر هم موفق شود مطمئناْ هزینه گزافی بر روی دست ادارات و نهادهای دولتی خواهد گذاشت چرا که ادارات دولتی در کشور ما برای رسیدن به هدف مورد نظر معمولاً مسیر طولانی را برمی گزینند. لذا در چند روز آینده به جای خاموش نمودن لامپ های اضافی به احتمال زیاد شاهد تعویض لامپ های مهتابی با لامپ های کم مصرف کوچک در ادارات خواهیم بود که این امر هم نیاز به تعویض لوازم جانبی و به تبع آن بالا رفتن هزینه های جاری ادارات خواهد شد. اما نکته جالب اینجاست؛ در مراجعاتی که به یکی از شهرداری های 8 گانه تبریز و یکی از مراکز بهزیستی استان داشتم به عینه شاهد بودم که در مورد اول چندین لامپ دفتر مسئول روابط عمومی روشن بود در حالی که خود ایشان در دفتر کار حضور نداشتند و در مورد دوم نیز 24 لامپ مهتابی در یک اتاق 20 متری روشن بود در حالی که اتاق مذکور پنجره ای بسیار گشاد داشت و کاملاً نورگیر بود و نیازی به روشن نمودن حتی یک لامپ مهتابی هم نبود چه برسد به 24 لامپ. 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 0:30 توسط R-E-Z-A .P |

نویسنده: مهدی آزادان

وقتی استاندار آذربایجان شرقی اواسط فروردین ماه امسال با شنیدن خبر سفر دور دوم استانی رئیس جمهور در تکاپوی عملی کردن مصوبه های سفر قبلی رئیس جمهور و البته توجیه عملکرد مدیران ارشد شهرستان به هریس آمد و با دادن چند وعده و وعید از جمله شتاب در اجرای جاده هریس - مشکین شهر به تبریز بازگشت همگان بر این باور بودند که این بار رویای دیرینه هریس به حقیقت خواهد پیوست. اما قضیه جور دیگری بود و این وعده و وعیدها هم دست کمی از وعده های قبلی نداشت. اینکه چرا اینگونه سر کار گذاشته می شویم بماند. اما سیری در آنچه که در جاده هریس - مشکین شهر می گذرد چندان هم خالی از لطف نمی باشد.

جمعه 10 خرداد 1387 

سکانس اول: حوزه استحفاظی هریس، اوج ناامیدی

کیلومترهای اولیه جاده تا نزدیکی های شیرلان تا حدودی امیدوارکننده به نظر می رسد. جاده تا اینجا آسفالت شده اما کم عرض به نظر می آید. از اینجا تا روستای شیرلان جاده حتی فاقد زیرسازی های اولیه می باشد. به روستای شیرلان که می رسیم از آنجا تا چند کیلومتر پس از آن جاده زیرسازی شده است که البته با گذشت 3 ماه از آغاز فصل کاری هیچ خبری از هیچ نوع فعالیت عمرانی جاده مشاهده نمی شود. وقتی از روستای شیرلان دورتر می شویم به منطقه ای به نام آرگون رسیده ایم. و هرچقدر از این منطقه به سمت مشکین حرکت می کنیم ناامیدی ها فزونی می یابد و این ناامیدی در چهره همسفران امروز نمایان است. اوضاع جاده واقعا ناامید کننده است و در برخی قسمت ها حتی مسیرگشایی هم کامل نشده است. با این اوضاع به قول یکی از همسفران، شاید نوه ها و نتیجه هایمان شاهد اتمام این پروژه باشند.

سکانس دوم:حوزه استحفاظی مشکین شهر،اوج امیدواری

تفاوت ها کاملا مشهود است.انگار فضا کاملا دگرگون می شود. جاده ای عریض و مناسب و با زیرسازی فوق العاده و البته آماده عملیات آسفالت ريزي. امیدواری در چهره دوستان کاملا نمایان است. احتمالا همین امسال و قبل از اتمام فصل کاری شاهد افتتاح جاده در حوزه مشکین شهر خواهیم بود چراکه در همین روز تعطیل هم کارگران مشغول فعالیت هستند.

اینکه تفاوت ها چرا اینقدر زیاد است بحثی است که در این مقال نمی گنجد و اینکه ما چرا نمی توانیم از مسئولانمان کار بکشیم و آنها را به فعالیت وادار کنیم از جمله بحث هایی هستند که انشاالله در شماره های بعدی به تفصیل در مورد آن سخن خواهيم گفت، اما امیدواريم این گزارش تلنگر و هشداری جدی باشد برای مردم و مسئولین تا شاید از خواب غفلت برخیزند. و صد البته امیدواريم شروع به کار نماینده جدید مردم اهر و هریس در مجلس که نگاه ویژه ای به این شهرستان محروم دارد نویدی باشد برای سرآغاز تحولات بزرگ عمرانی در هریس. انشا ا...

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 15:25 توسط R-E-Z-A .P |