"بی آر تی" تبریز؛ معایب و محاسن
بجرأت می توان اذعان کرد خط ایجاد شده در تبریز تنها، خط ویژه اتوبوسرانی است که با ویژگیهای متعدد فنی "بی آر تی" فاصله زیادی دارد و شهردار تبریز نیز پس از گذشت یک ماه از بهرهبرداری از پروژهی مذکور در مصاحبه با خبرنگاران به این واقعیت اذعان کرد و گفت: طرح اجرا شده در تبریز BRT نیست. خطوط "بی آر تی" در تمام دنیا دارای اتوبوس های ویژه، ایستگاههای مخصوص در وسط خیابان، پارکینگهای ویژه برای سواریهای شخصی و سایر ویژگیها هستند ویژگیهایی که خط ایجاد شده در تبریز فاقد آن است.
نوین و عرشهخوان بعدی شهرداری تبریز
ظهر دیروز یکی از تاریخیترین مصاحبههای مطبوعاتی شهر تبریز باحضور شهردار تبریز و خبرنگاران مطبوعات استان در محل باغ صبای این شهر برگزار شد. اگر میگویم تاریخی، بدین خاطر است که بدون شک مهندس نوین در طول دوران مدیریت و حتی شاید در طول دوران زندگیاش تا این اندازه مورد آماج و حملات منتقدین رسانهای قرار نگرفته بود.
این روزها، طرح BRT و قضیهی متروی تبریز به چالشی بزرگ برای شهردار تبریز مبدل شده است. گویا فلسفهی وجودی نشست مطبوعاتی باغ صبا نیز کاستن از فشار افکار عمومی و مطبوعات در رابطه با همین چالشها بود، هرچند که این تدبیر نیز کارساز نیفتاد و احتمالاً در روزهای آتی شاهد انتقادات شدید شهروندان و افزایش فشار افکار عمومی و رسانهها نسبت به عملکرد شهردار تبریز باشیم. هرچند نوین در این نشست مطبوعاتی از خود با عنوان "شهردار پنج ساله تبریز" نام برد اما روند مصاحبه نشان داد که دوران مدیریت شهردار فعلی تبریز در سراشیبی تند قرار گرفته است و بقول ما آذربایجانیها به نظر میرسد شهرداری، شورا و شهروندان تبریزی بایستی از همین حالا دنبال عرشهخوان دیگری برای شهرداری تبریز باشند.
نگراني دختر شهريار از وضعيت دستنوشتههاي پدرش
دختر استاد محمدحسين شهريار، نسبت به وضعيت نگهداري دستنوشتههاي پدرش در موزه ادبي شهريار ابراز نگراني كرد.
مريم بهجت تبريزي گفت: بارها به فكر جمعآوري دستنوشتههاي استاد افتادهايم ولي تاكنون اين مسأله بنا به دلايلي محقق نشده است. دختر شهريار تصریح کرد: بارها پيشنهاد انتقال دستنوشتههاي پدرم به سازمان اسناد ملي را دادهايم تا در آنجا بهتر نگهداري شوند. به گفتهی وي، مسؤليت نگهداري دستنوشتههاي شهريار طبق قانون حمايت از حقوق مؤلفان و مصنفان ايران تا 30 سال پس از درگذشت شهريار بر عهدهی خانوادهی وي است.
وی همچنين اظهار داشت: دستنوشتههايي را كه در زمان افتتاح موزه ادبي شهريار به صورت اماني در اختيار اين موزه قرار داده هنوز پس نگرفته است. دختر شهريار اصرار دارد بنيادي با حمايت دولت تشكيل شود تا نسبت به نگهداري و انتشار دستنوشتهها و آثار شهريار اهتمام ورزد.
سيدمحمدحسين بهجت تبريزي، متخلص به شهريار 27 شهريور سال 1367 درگذشته است و «حيدر بابايه سلام» و «كليات محمدحسين شهريار» دو اثر وي هستند كه حق انتشار آنها تنها در اختيار انتشارات نگاه است. با اين حال هنوز هم برخي از اشعار شهريار در ايران منتشر نشده و به گفتهی دخترش بسياري از اين اشعار نزد دوستان و بستگان نزديك شهريار است.
شایان ذکر است موزه ادبي شهريار پس از درگذشت وي توسط شهرداري تبريز و در محل منزل مسكوني شهريار تأسيس شد.
استاد شهریار در بانک کشاورزی
مجید انتظاری ملکی

شاید تاکنون خیلیها از شغل و منبع امرار معاش و گذران زندگی استاد شهریار چیزهایی نشنیده باشند. باید بگوییم استاد از همان اوان فوت پدرشان ـ مرحوم حاج میرآقا خشگنابی ـ به استخدام بانک کشاورزی درآمدند. حاج اسماعیل امیرخیزی کسی بود که در استخدام استاد در بانک کشاورزی ـ آن زمان بانک صنعتی و فلاحتی نام داشت ـ نقش بسزایی داشت. به هرحال استاد شهریار در اوایل خردادماه 1315 درست سه سال پس از تأسیس بانک کشاورزی وقتبه استخدام این بانک درآمد.
استاد فعالیتهای بانکی خود را در تهران آغاز کرد و سپس به تبریز منتقل شد. فعالیت استاد شهریار در بانک کشاورزی به دو دوره تقسیم میشود. دوره اول (1328 ـ1315 هـ .ش) یک دورهی 13 ساله است که در آن مقطع استاد بخاطر برخی مشکلات زندگی و فشارهای روحی توان ادامه کار را از دست میدهند لذا به تصویب نخست وزیر وقت در سال 1328 از خدمات دولتی معاف میشوند. دورهی دوم فعالیت استاد شهریار در بانک کشاورزی از سال1325 آغاز و تا دهم خردادماه 1344 شمسی که استاد به افتخار بازنشستگی نایل میشوند، ادامه مییابد. در آنزمان نام بانک کشاورزی، بانک کشاورزی و پیشه و هنر بود. در مجموع استاد 22 سال خدمت بانکی کردهاند، اولین سمت استاد، متصدی حسابداری بود ولی بعدها پستهای مختلفی را عوض کردند.
در طول دو دورهای که ذکرش گذشت استاد فراز و نشیبهای مختلفی را در زندگی خود تجربه و پشت سر گذاشتند که در زیر به مهمترین آنها اشاره میشود:
ازدواج با عزیزه عبدالباقی آموزگار دبستان در سال 1332 یکی از اتفاقات رخ داده در زندگی استاد در این دوره بود. تولد فرزندان استاد یعنی شهرزاد، مریم و هادی در سالهای 1333، 1336 و 1338 بوقوع پیوست.
چاپ چهار جلد دیوان استاد، از دیگر اتفاقات مهمی است که در طول دوران خدمت ایشان در بانک کشاورزی روی داده است. جلد اول این دیوان با عنوان "شهریار 1" شامل غزلیات، رباعیات و قطعات با مقدمهی علی زهری و جلد دوم دیوانش با نام "شهریار 2" که حاوی مثنویات، قصاید و اشعار متفرقه است در سال1335 به زیور طبع آراسته شد. جلد سوم دیوان استاد با عنوان "مکتب شهریار" در بهمن ماه 1335 و جلد چهارم با عنوان "افسانه شب و سایر اشعار" در این دوره به چاپ رسید. همچنین شاهکارز ادبی استاد شهریار تحت عنوان منظومهی "حیدربابایه سلام" در سال 1332 یعنی در طول دورانی که ایشان از کارهای دولتی معاف شده بودند چاپ و منتشر شد.
از دیگر اتفاقات مهم این دوران، نامگذاری 16 اسفندماه بنام "روز شهریار" در تاریخ آذربایجان از سوی وزارت فرهنگ وقت و تجلیل از ایشان بود.
چنانچه گفتیم استاد شهریار در خردادماه سال 1344 به افتخار بازنشستگی از بانک کشاورزی نایل شد. بعد از بازنشستگی در منزلی که با تسهیلات بانک کشاورزی در حوالی ارک علیشاه خریداری نموده بود سکنی گزیدند. همکاران بانک ماهانه مستمری استاد را به خانهشان برده و تحویل میدادند. آقای رنجدوست یکی از کارکنان بازنشستهی بانک کشاورزی که از سال 61 تا موقع فوت استاد مستمری ایشان را میبردند در این مورد می گوید: یادم هست هر موقع به خانهی درویشی و بسیار محقر استاد میرفتم استاد را با همان نیم پالتو و کلاه در حال قرائت قرآن و یا مطالعه و نوشتن میدیدم.
آخرین حضور استاد در بانک کشاورزی به سه سال قبل از فوتشان برمیگردد که در آن موقع جهت شرکت در قرعهکشی بانک حضور یافته بودند و گویا شعر زیبای ذیل را نیز در همانجا سرودهاند:
شکر دارم که اگر خدمت بانکی کردم
خدمت من همه در بانک کشاورزی بود
با این اوصاف، بانک کشاورزی که با پیشینهی 75 سالهی خود، به قرار گرفتن نام ادیب و هنرمند جلیلالقدری چون محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) در لیست کارکنان خود افتخار میکند. خداوند روحش را بیامرزد.
به
تقديم به آناني كه به ايستادگي، ايستادگي مي آموزند و به مقاومت،
درس مقاومت مي دهند. تقديم به ملت مقاوم و ايستاده ايران!
به جرم بی گناهی ام
مرا به دار می کشند، به جرم بی گناهی ام
به جرم آنچه جرم نیست
به جرم یک نگاه سبز
به جرم آنچه عاشقم
به جرم آنچه جز خدا، به دیگران « نه » گفته ام
مرا به دار می کشند
مرا به دار می کشند
* * *
مرا به دار می کشند، به جرم آنچه « او » نی ام
به جرم آنچه مثل « خود » هنوز می کشم نفس
به جرم آنچه من هنوز به « خویشتن » نمرده ام
به جرم آنچه زنده ام
نمرده ام به زندگی
هنوز لحظه های من به « خویشتن » نمرده اند
* * *
مرا به دار می کشند به جرم آنچه زنده ام
هنوز نغمه های من به رنگ سبز زندگیست
هنوز آسمان من ستاره هدیه می دهد
هنوز ریشه مرا تفاله ها نخورده اند
هنوز شاخ و برگ من پر از نشاط و زندگیست
* * *
مرا به دار می کشند به جرم آنچه شعر من
سبد سبد شکوفه است
هنوز در نگاه من پرنده لانه می کند
هنوز در زبان من حدیث عشق زنده است
هنوز کوچه های من شمیم یار می دهد
به من بهار می دهد
* * *
مرا به دار می کشند
به جرم آنچه من هنوز بسان « او » نگشته ام
هنوز من همان منم
نه دیگران، نه دیگری
هنوز در نگاه من شکوه عشق خواندنی ست
هنوز می توان مرا ز بوی گل نشان گرفت.
ده سال گذشت
ده سال پیش در یکی از همین روزها بود که بمحض رویت اطلاعیهای مبنی بر جذب یک نفر همکار در روزنامهی "احرار"، با دفتر روزنامه تماس گرفتم و فردای همان روز خود را به دفتر روزنامه در چهارراه شهناز رساندم. آنموقع خود را آماده میکردم تا برای ترم سوم دانشگاه ثبت نام نمایم. کل پرسنل روزنامهی احرار چهار نفر بود. تازه یکی از آنها چند روز پس از ورود من، روزنامه را ترک کرد تا تعدادمان از چهار نفر نگذرد. البته یک تیم مجزا هم صفحات ترکی روزنامه را کار میکردند. اعضای همین گروه بود که الفبای زبان ترکی را به من یاد دادند و مرا به آموزش و تلاش در این زمینه ترغیب نمودند. اعضای چهار نفری این گروه پولی از بابت آماده کردن صفحات ترکی از روزنامه دریافت نمیکردند.
بدین ترتیب حدود یازده ماه در این روزنامه با نازلترین حقوق کار کردم. کار اصلی من در آن موقع، وصول مطالبات روزنامه، غلط گیری مطالب، انجام امورات اداری و این قبیل کارها بود. اما بدلیل بروز اختلافات مالی با مدیر روزنامه، اواسط تابستان سال آینده آنجا را ترک و بصورت غیرمستقیم با روزنامه "نویدآذربایجان" ارومیه همکاری نمودم. این همکاری بعدها بیشتر شد و تقریباً تا اوایل شهریورماه 81 در دفتر نمایندگی آن در تبریز کار کردم. بعد از اتمام دوران خدمت سربازی، از خردادماه 83 دوباره به عرصه مطبوعات بازگشتم. از آن تاریخ تاکنون، در سمتهای مختلف از جمله سرپرست هفتهنامه "آراز" در آذربایجان شرقی و خبرنگار و مدیراجرایی هفتهنامه "سهندتبریز" مشغول بکار بودهام. از یک سال پیش هم بعنوان دبیر سرویس اقتصادی و اجتماعی ماهنامه "تدبیرفردا" در این نشریه فعالیت میکنم.
به هرحال یک دهه از فعالیتمان در عرصه مطبوعات گذشت، اما آنچه که هنوز بدست نیاوردهایم امنیت شغلی است. نبود امنیت شغلی بزرگترین مشکل فعالان عرصهی خبری کشور بویژه آذربایجان محسوب میشود و بیشترین آسیب را به مطبوعات محلی وارد میسازد. اما از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان که تقریباً همهی فعالان مطبوعات و رسانهها به اعتیادآور بودن این حرفه اعتقاد راسخ دارند. و معتقدند هرکس چند صباحی در این عرصه فعالیت کند دل کندن از آن برایش تاحدودی غیرممکن میگردد.
استقلال طلبی جمهوريهاي ترك روسيه

پس از به رسميت شناخته شدن استقلال اوستياي جنوبي و ابخازيه توسط روسيه، صداي استقلال طلبي از جمهوري هاي ترك نشين روسيه از جمله باشقوردستان و اينگوش به گوش ميرسد.
بنا بر نوشته روزنامه "نيويورك تايمز" به نقل از سرمايه دار نفتي و روشنفكر سياسي قزاقستان "اولجاس سليمانوف" احزاب سياسي و ملي تاتارستان با صدور اعلاميه اي از مسكو خواسته اند تا استقلال اين جمهوري خود مختار و ترك زبان را نيز به رسميت بشمارد.
در بيانيه اي كه توسط "اتحاديه مركزي جامعه تاتارستان" منتشر شده آمده است: روسيه پس از فروپاشي شوروي براي اولين بار حق تعيين سرنوشت ملتي را برسميت میشناسد.
به نوشته اين روزنامه جدايي طلبان تاتارستان نيز همچون اوستياييها پس از ۲۰ سال از فروپاشي شوروي جهت استقلال اين منطقه نفت خيز و ثروتمند تحت كنترل روسيه به جنب و جوش در آمده اند.
به نوشته اين روزنامه آمريكايي، روسيه خود فرمان فروپاشي خود را در دراز مدت صادر كرده است.
اوچوموز... (من - سن – او)
۱)
شنبه، یای آخشامی، تبریز، اوچوموز،
رباعی، مثنوی، غزل، چارپارا
عزرائیل ساقی دی، اؤلوم مزه میز.
ووردوق اوچ استکان شعر ساغلیغینا.
۲)
بیز اوچ قیز، اوچ اوغلان، اوچ فاجعه یدیک،
قینیندان سییریلن اوچ قانلی خنجر.
پولیسلر بیلمه ین جنایت ایدیک،
آدیمیز دیللره دوشه جک سحر.
۳)
ناغیلین سونوندا دوشن اوچ آلما،
آغزیندا جهنم اولدوق یئیه نین.
بیریمیز یئییلدیک، بیریمیز یئدیک،
بیریمیزسه اولدوق ناغیل دئیه نین.
۴)
داغیتدیق حیاتین شاه مات لیغینی،
یورولدوق دوز گئدیب، اًیری وورماقدان.
چوخدان بؤلوشموشدو شاه لار دونیانی،
بیز قیرغین وئریلدیک، قارادان – آغدان!
۵)
«هذیانا دؤنموشدو تبیندن تبریز»
استامینوفن تک اوچوموز بیردن،
قاوراندیق شهرین قارا قانینا –
بورا سه راه امین – اوره کدیر هًمن.
۶)
داها دئیه نمیرم نه اولدو؟ نه لر....
بیر شاعر اًزیلدی شعرین اووجوندا.
سپیلدی گؤیلره قان قافیه لر
شاه اثر یاراندی،.. : غزل – چارپارا
۷)
بیز اوچ فاجعه یدیک، بیر فاحشه نین،
باغیشلانماز سوچو یاراتدی بیزی.
الله لا، شیطانلا، آلما وئره نین،
ائتلاف هیئتی آلداتدی بیزی.
۸)
بیز اوچ حادثه یدیک، اوچ سس، اوچ آیه، -
سوزولدوک گئجه نین یالقیزلیغیندان.
تلاوت اولوندوق شعر دیلی له ،
نم هانسی تانری نین گؤز یاشلاریندان
.
معمارزاده هم رفت
بالاخره معمارزاده استاندار دولت نهم، کاخ استانداری آذربایجانشرقی را ترک کرد تا به همه شایعاتی که در خصوص تثبیت و یا برکناری وی وجود داشت پایان دهد.
معمارزاده در طول سه سال مدیریت خود بعینه نشان داد که از عهدهی مدیریت کلان استانی مانند آذربایجانشرقی برنمیآید و بعبارتی دیگر این لباس برقامت وی بسی بزرگ مینماید. وی در روزهای حساس آذربایجان به هیچ وجه نتوانست از امکانات و پتانسیلهای موجود منطقه استفاده بهینه نماید، در روزهایی که شهرهای آذربایجان بویژه تبریز دچار تظاهرات و آشوب های خیابانی ناشی از چاپ کاریکاتور موهن روزنامه دولتی ایران بود بیتدبیری معمارزاده باعث شد تا شهرهای آذربایجان صحنهی درگیریهای شدید شهروندان و نیروهای امنیتی شود و این موقعیت تاریخی را که میتوانست برای مدیران استان فرصتی جهت اخذ امکانات دولتی بیشتر به منطقه باشد تبدیل به میدان فرار سرمایه های داخلی و خارجی از استان نمود. هنوز فراموش نکردهایم روزی را که وی در محوطهی استانداری چنان دست و پایش را گم کرده بود که حتی زبانش نیز بند آمد و نتوانست مردم را به آرامش دعوت نماید.
عواقب و اثرات این ضعف مدیریتی، علیرغم گذشت دو سال از این اتفاق، هنوز هم پا برجاست بطوری که در سالگرد این روز، شهرهای آذربایجان چهرهی "حکومت نظامی" به خود میگیرند و بالطبع این امر هراس و دلهره را در بین شهروندان میپراکند.
اگر از بعدی دیگر به مدیریت معمارزاده بنگریم باز شاهد خواهیم بود که وی حتی نتوانست تعاملی سازنده با دولت نهم داشته باشد. نمونهی بارز این ادعا، کنسل شدن دومین دوره ی سفر رئیس جمهوری به استان در یک سال گذشته است که هنوز هم که هنوز است اتفاق نیفتاده است. لغو چندین باره سفر رئیس جمهوری به استان شایعات موجود در جامعه مبنی بر اختلاف و نارضایتی رئیس جمهور از شخص استاندار آذربایجانشرقی را قوت بخشید هرچند که استاندار آذربایجانشرقی بارها و بارها مستقیم و غیرمستقیم وجود هرگونه اختلاف مابین دولت و استانداری را رد کرده بود.
عدم تعامل استاندار با مطبوعات و رسانه های گروهی نیز از دیگر نقاط ضعف عملکرد سه سالهی وی در آذربایجان شرقی محسوب میشود. در بدو ورود معمار زاده به کاخ استانداری آذربایجانشرقی، برخیها معتقد بودند که وی نگاهی متفاوت به نشریات و رسانهها دارد. ولی گذشت زمان ثابت کرد که نه تنها نظر وی نسبت به مقولهی رسانهها با اسلاف خود چندان متفاوت نیست بلکه وی حتی اعتقادی هم به این قبیل چیزها ندارد. البته ناگفته نماند که وی در این اواخر، یکی دو نوبت نشستی با اصحاب رسانهها داشت ولی معلوم نشد که آیا نظر وی در ماههای پایانی دوران مدیریتاش نسبت به رسانهها دچار تحول شده بود و یا اینکه میخواست جلوی برخی انتقادات بجای مطبوعات از عملکرد مدیریت ارشد استان را بگیرد.
به هرحال آذربایجان شرقی دوران مدیریت معمارزاده را نیز پشت سرگذاشت و اینک منتظر جانشین وی است. آیا جانشین معمارزاده هم، راه وی را خواهد پیمود؟ آیا دولت نهم باز فردی از قماش معمارزاده به استان آذربایجانشرقی گسیل خواهد نمود؟ اینها سوالاتی است که مسلماً گذشت زمان پاسخ قاطعی خواهد داد.
بسمه تعالی
رئیس محترم سازمان میراث فرهنگی و گردشگری جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به نظر می رسد جنابعالی عادت کرده اید خارج از وظایف و اختیارات قانونی خویش دست به اظهارنظرهایی بزنید که برای شما و در نهایت دولت حاضر که شما یکی از اعضای آن هستید، بسیار گران خواهد آمد. هنوز چند صباحی از اظهارات جنجالی شما مبنی بر افتخار دوستی ایرانیان با ملّت و مردم اسرائیل که اعتراض اکثر گروه های اجتماعی، زمامداران سیاسی و در نهایت مراجع تقلید را بر انگیخت، نمی گذرد که جنابعالی بدون توجه به جوانب کار در اظهارنظری خلاف و ناصحیح درجمع سفرای خارجی در سنندج، سرزمین آذربایجان غربی را «سرزمین کردها» می نامید.
آقای رحیم مشایی، به نظر می رسد علیرغم تکیه زدن جنابعالی به منصبی که باید اشراف کامل به موقعیت فرهنگی، قومی، ملی و سیاسی ساکنان مناطق مختلف کشور داشته باشید، در یک اظهار نظر ناصحیح و اشتباه سرزمین غرب آذربایجان را به مدافعان نظریه «کردستان بزرگ» پیشکش می نمایید. شما براساس کدام اطلاعات و یافته ها، سرزمینی را که در طول تاریخ هفت هزار ساله متعلق به آذربایجان و مردم ترک آن بوده، سرزمین کردها می نامید؟ سرزمینی را که در راستای سیاست های کثیف حاکمان گذشته میزبان مهاجمان و مهاجرانی بوده که به هر حال امروز به عنوان «میهمان» در بعضی شهرهای آن مثل سویوق بولاق(مهاباد)، سایین قالا (شاهین دژ)، سولدوز (نقده) و ... ساکن هستند؛ اگر چه ناسیونالیست های افراطی و گروه های تروریستی مثل پ.پ.ک، پژاک، کومله و حزب دموکرات آن را قسمتی از کردستان خیالی و بزرگ خویش می پندارند و در این راستا از هیچ اقدامی بویژه ترور، حملات مسلحانه، قاچاق مواد مخدر و کالا، زورگیری و ارعاب فروگذاری نمی کنند.
جناب آقای رحیم مشایی، سرزمینی را که جناب عالی برای خود شیرینی می بخشید، سرزمین ده ها هزار شهیدی است که در راه دفاع از آن جانفشانی نموده اند، سرزمین هزاران فرزند این مرز و بوم بویژه آذربایجان است که در دل کوه های وحشت برانگیز منطقه بعنوان سرباز، پاسدار، بسیج و نیروی انتظامی از آن در برابر تروریست ها دفاع می کنند تا بلکه امنیت لازم برای سخنرانی شما در تالاری سرد و خنک در سنندج فراهم آید تا آن سخنان را به زبان برانید.
آقای رحیم مشایی، سخنان شما در سنندج علاوه بر کذب و غیر واقعی بودن از لحاظ تاریخی، مصداق عینی اقدام علیه امنیت ملی است که لازم است تا دادستان کل کشور بعنوان مدعی العموم و ارگان های امنیتی با شما برخورد نمایند.
در پایان لازم می دانیم از اعتراض های به موقع و هوشمندانه نمایندگان محترم ارومیه در مجلس شورای اسلامی بویژه جناب آقای قاضی پور تشکر نماییم و نسبت به عواقب چنین اظهارنظرهای غیر مسئولانه که می تواند اعتراضات گسترده مردمی را به همراه داشته باشد، هشدار دهیم.
مجمع دانشگاهیان آذربایجانی
۱۳۸۷/۰۶/۱۴
سامانهی اتوبوسرانی سریعالسیر تبریز، پروژهای بدون مصوبه
حتماً شنیدهاید که همزمان با اعیاد شعبانیه، فاز اولBRT یا همان سامانه اتوبوسرانی سریعالسیر تبریز مورد بهرهبرداری قرار گرفت. اما این تکنولوژی نیز همچون اسلاف خود نه بشکل بومی بلکه بصورت وارداتی و تقلیدی وارد تبریز شد. خیابان 12 متری مرکز شهر به دو نیمه مساوی تقسیم شد تا تبریزیها نیز بتوانند همچون هموطنان تهرانیشان، در کمترین زمان ممکن خود را از مرکز شهر به آخرین میدان در غربیترین نقطهی شهر برسانند، غافل از اینکه خیابانهای تبریز به هیچ وجه قابل مقایسه با خیابانهای تهران نیستند.
طرح جدیدالورود، به جای کاهش بار ترافیکی مرکز شهر، از همان ابتدا چنان بلایی بر سر خیابان تنگ و باریک مرکزی شهر آورد که اینک بعد از گذشت کمتر از یک ماه دیگر تردد وسایل نقلیه در خیابان امام و خیابانهای حومه کاری شده است، کارستان. رانندگی در این مسیرها از عهدهی خیلیها خارج شده است، مغازهها و فروشگاههای محدودهی طرح آرام آرام رونق خود را از دست میدهند و مهمتر از همه، شهروندان تبریزی فشار روانی مضاعفی را تحمل میکنند.
هرچند سخنگوی شورای اسلامی شهر تبریز، هفتهی گذشته در نشست خبری خود با خبرنگاران با دفاع جانانه از اقدام شهرداری، این پروژه را طرحی کاملاً کارشناسی شده ارزیابی نمود اما رییس کمیسیون خدمات شهری شورای شهر امروز گفت: "بصراحت اعلام میکنم که این طرح تا امروز، مصوبهی شورا ندارد و شورای اسلامی شهر چند ماه قبل، تنها به شرطی با کلیات طرح موافقت نمود که مراحل اجرایی و بحثهای فنی طرح در کمیسیون خدمات شهری تصویب شود، این در حالیست که تاکنون چنین اتفاقی روی نداده است".
جعفر مدبر، همچنین با بیان اینکه قرار بود اجرای پروژه در میدان ساعت تبریز متوقف و مابقی طرح درصورت مثبت بودن نتایج مطالعات کارشناسی شده اجرا شود گفت: مسئولیت نظارت بر این طرح برعهدهی شورای اسلامی شهر تبریز است و در صورت شکست طرح، شورا بایستی در این زمینه پاسخگو باشد.
گذشته از مباحث فوق، سوالات دیگری نیز در این مورد قابل طرح است از جمله اینکه اگر پروژه تاکنون مصوبهی شورا ندارد، پس اعتبار میلیاردی پروژه از کجا تامین شده است؟ و در ثانی در صورتی که طرح با شکست روبرو شود چه کسی و یا کسانی بایستی زیان وارده را تقبّل نموده و اعتبار هزینه شده را به بیتالمال مسلمین بازگردانند.
توضیحی به مطلب "عضو اخراجی جبههی ملی در تبریز چه کسی است؟"
اطلاعات ارائه شده در ذیل را به کمک و راهنمایی یکی از خوانندگان عزیز که در بخش نظرات، پیام گذاشته بودند به دست آورده ام:
پیمان عارف، دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران و مسئول سازمان دانشجویان جبهه ملی ایران و مدیر تحریریه ماهنامه توقیف شده "ایرانمهر" است که به سبب فعالیت های خود از دانشگاه اخراج شده بود.
گفتنی است، عارف در خرداد ماه 82 توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت و مدتی را در بند (2- لف) زندان اوین به سر برد. وی سپس از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب (به ریاست حسن حداد دهنوی( به اتهام اقدام علیه امنیت از طریق رهبری تجمعات دانشجویی در خرداد 82 و در جریان صدور حکم اعدام برای هاشم آقاجری به یک ونیم سال حبس تعزیری محکوم شد.
پیمان عارف که خودش را لیبرال سکولار رادیکال می خواند اهل تبریز بوده و اصطکاک و اینرسی خاصی نسبت به دغدغه ها و مطالبات منطقه ای دارد وی در وبلاگ شخصی اش تجدد نامه (www.tajadod.blogfa.com) فعالین هویت طلب را تجزیه طلب می خواند و کشور آذربایجان را کشوری تقلبی خطاب می کند.
مشایی و بازی با دم شیر
مشایی مرد جنجالی و پرنفوذ کابینهی احمدینژاد در تازهترین اظهارات خود در جمع سفراي خارجي در سنندج، آذربایجانغربی را سرزمین کردها نامیده است! او مرد جنجالها و حریم شکنیها است. یکبار در بزم رقص حضور مییابد، بار دیگر دوستي با مردم اسرائيل را پیش میکشد. هنوز از منبر حرمت شکنی پایین نیامده، حرمتی دیگر میشکند. اگر چه این بار جنجالی به پا نمیشود! نه رییس مجلس، نه سردبیر کیهان و نه مراجع عظام تقلید هیچکدام لب بر اعتراض نمیگشایند و برایشان هم مهم نیست که مشایی چه گفته است.
همچنانکه قاضیپور نماينده مردم اروميه در جلسه علني مجلس شوراي اسلامي اعلام کرد "آذربايجان غربي مهد شيران و دليرمردان آذري زبان است". آذربایجانغربی، ملک آبا و اجدادی مشایی و دار و دستهشان نیست که بخاطر خوشامد دیگران، درصدد بذل و بخشش آن برآیند. مشایی و همفکرانش بدانند که آذربایجان غربی جزء لاینفک آذربایجان است و این قبیل اظهارنظرهای غيرعلمي و غيركارشناسي و بیان افکار مالیخولیایی، ثمرهای جز تهدید امنيت ملي، يكپارچگي و وحدت اقوام در پی نخواهد داشت.
از حذف صفرهای اضافی تا تغییر نام واحد پولی کشور
این روزها بحث حذف سه صفر از پول ملی، نقل محافل علمی و سیاسی کشور شده است. عدهای این اقدام را امری اجتناب ناپذير می دانند چرا که حذف سه و حتي چهار صفر، كاري است كه خود مردم اقدام به آن نموده اند. برخی با استناد به تجارب کشورهایی مانند آلمان، ایتالیا، ترکیه، شوروی و یوگسلاوی حذف صفرهای اضافی و یا تغییر واحد پولی کشور از ریال به واحد دیگر را باعث انسجام اقتصادی و افزایش غرور ملی کشور در سطح جهان می دانند. البته هستند در این میان افرادی که معتقدند با توجه به آثار روانی، اين كار تورم زا خواهد بود. در هر حال، حذف و یا تغییر واحد پولی کشور چیزی است که نیازمند کار کارشناسی است و نبایستی در این مورد تعجیل شود و صد البته نظریه پردازی در این خصوص از عهدهی هر کسی برنمیآید. اما اخیراً کسانی در پوشش عناوین مختلف استاد دانشگاه و یا کارشناس مسایل اقتصادی، اقدام به انتشار نظریاتی درخصوص انتخاب نام جدید بر واحد پولی جدید نمودهاند. بعنوان مثال عبدالحسين ساسان عضو هيات علمي دانشگاه اصفهان، در این مورد گفته که "ريال" يك واژه عاريتي از زبان اسپانيولي و "تومان" يك واژه تركي است و در آستانه حذف سه صفر از پول ملي، بهتر است براي اين مولد فرهنگي، يك نام ايراني همانند "داريك" و يا "تالانت" انتخاب شود.
وی افزوده "براي ملت بزرگي چون ايران، با يك پيشينه عظيم تاريخي درست نيست كه واحد پول خود را از كشورهاي غربي به عاريت بگيرد و لذا لازم است به جاي استفاده از ريال يا تومان يا حتي قران، از يك اسم فارسي قديمي همچون "داريك" يا "دريك" (داريوشي) بهره گرفته شود". وی اضافه كرده "چنانچه براي واحد پول ملي از يك نام فارسي بهره گرفته نشد، حداقل به بهره گيري از زبان هاي قوميتي ايراني چون آذري، كردي، لري و... اقدام شود".
ضمن احترامی که به این استاد ارجمند قائلم برخود وظیفه میدانم به نکاتی چند در این مورد اشاره نمایم:
همانگونه که همگی می دانیم و خود آقای ساسان نیز گفتهاند "تومان" واژهای ترکی است. از طرف دیگر با عنایت به ترکیب جمعیتی کشورمان که درصد کثیری از آن را ترک زبانان تشکیل میدهند دیگر نمیتوان ترکی را زبانی غربی و بیگانه برشمرد، چرا که در غیر اینصورت بایستی نزدیک به نصف هموطنان را بیگانه و اجنبی بدانیم. همچنین با استناد به سخن خود ایشان که گفتهاند "در صورت عدم انتخاب یک نام فارسی، حداقل به بهره گيري از زبان هاي قوميتي ايراني چون آذري، كردي، لري و... اقدام شود" آیا بهتر نیست همین واژهی "تومان" بعنوان واحد جدید پولی کشور انتخاب شود؟ همانطور که مسئولان بانك مركزي اعلام نمودهاند"تومان" در بين عامه مردم جا افتاده و جايگزين مناسبي به جاي ريال است. در ضمن بایستی مدنظر داشته باشیم که با توجه به حساسیتهای بوجود آمده در سالهای اخیر، نبایستی با یک اقدام نابخردانه، قومیت های کشور را در مقابل همدیگر قرار ندهیم.
متروی تبریز در پیچ و خم اختلافات مدیران
پروژهی متروی تبریز یکی از مهمترین و حساسترین پروژهای کلانشهر تبریز است که عملیات اجرایی آن از سالها قبل آغاز شده است و با توجه به رشد و گسترش سریع شهر ازیک طرف و افزایش روزافزون تعداد خودروها و به تبع آن افزایش ترافیک و آلودگیهای صوتی و تصویری هرگونه تعلل و سهلانگاری در اجرای این پروژه غیرقابل قبول مینماید.
براساس برنامه ریزیهای انجام گرفته روزانه بایستی 14 الی 16 متر از تونل مترو حفاری میشد که در صورت تحقق این برنامه، الان بایستی حفاری متروی تبریز به نزدیکیهای میدان ساعت میرسید. این درحالیست که اجرای این پروژهی حیاتی مدتهاست در محدودهی چهارراه آبرسان متوقف شده است و بقول سخنگوی شورای اسلامی شهر تبریز، اگرچه در ظاهر اجرای پروژه ادامه دارد ولی در اصل کاری پیش نمیرود و بعبارتی میتوان گفت این تداوم بیشتر به توقف شباهت دارد.
در یک ماه اخیر، دلایل متعددی برای توقف و یا اجرای کند این پروژه از سوی مدیران ارشد شهرداری، اعضای شورا، نمایندگان مجلس و مدیرعامل سازمان قطار شهری تبریز اعلام شده است که این دلایل از بلوکه کردن اعتبارات قطار شهری توسط شهرداری گرفته تا وجود مشکلات فنی و کارشناسی، عدم صدور اجازه ترخیص سر متههای مورد نیاز در حفاری از گمرک، ضعف مدیریت و نحوه تملک اراضی توسط شهرداری را شامل میشود.
اما مشکلات متروی تبریز فنی باشد یا مالی و یا حتی مدیریتی، به هرحال اجرای پروژه را متوقف نموده و این امر برای افکار عمومی غیرقابل قبول است و مدیران امور شهری تبریز بایستی هرچه سریعتر موانع موجود را برطرف و روند اجرای پروژه را تسریع بخشند.
قطعی برق در اولین افطاری ماه رمضان
اولین افطاری ماه رمضان در محلهی ما همزمان شد با خاموشی کامل دو ساعته برق. این را بدین خاطر می نویسم که وزیر نیرو، در آستانه ماه مبارک رمضان در حاشیهی همایش ملی نخبگان جوان گفته بود روند خاموشیها از ماه مبارک رمضان تا آخر شهریورماه روند نزولی خواهد داشت. پرویز فتاح، در ضمن افزوده بود که تلاش بر این است که ماه رمضان هنگام سحر و افطار تا حدامکان خاموشی نداشته باشیم.
اگر چنین اتفاقی در محله و شهر شما نیز روی داده، حتماً به ما اطلاع دهید تا بتوانیم لیستی از خاموشیهای اولین افطاری ماه رمضان در سطح کشورمان فراهم آوریم.
جام سوارکاری ستارخان ورزقان شش ساله شد
ششمین دوره مسابقات سوارکاری ورزقان با عنوان "جام ستارخان" هفتم شهریورماه، در محل پیست اسب سواری روستای گویجه سلطان این شهرستان برگزار شد.
در این دوره که در یک کورس ویژه بانوان و چهار کورس ویژه آقایان شامل یک کورس نژاد محلی، یک کورس نژاد عرب و دو کورس نژاد کرد برگزار شد 40 سوارکار زن و مرد با 48 اسب در سه نژاد محلی، کرد و بلوچ شرکت کرده بودند.
میدان سوارکاری گویجه سلطان در مقایسه با میدان کرویق که در سال های قبل مورد استفاده قرار می گرفت تاحدودی وسیع و باز بود و تعداد تماشاگران نسبت به دوره گذشته افزایش حدود 10 درصدی نشان می داد هرچند که از حضور مدیران ادارات و سازمان و چهره های شاخص استانی خبری نبود.
از نکات جالب این دوره از مسابقات، شرکت زیباترین اسب ایران با نام "سهراب" و حضور عین ا... صدریان دارنده هفت مقام قهرمانی کشوری با اسب "خاقان شیر" از تبریز بود. در پایان نیز در نژاد محلی آقای کریم زرپور با اسب پرنده، در گروه یک نژاد کرد آقایای سید محمد جواهری با اسب کرال و در گروه دوم همین نژاد آقای عین ا... صدریان با اسب سلطان و در نژاد کرد باز آقای عین ا... صدریان این بار با اسب خاقان شیر و در کورس ویژه بانوان خانم نگین آویژه گان با اسب ائلیار مقام اول مسابقات را به خود اختصاص داده و سه میلیون ریال جایزه نقدی دریافت نمودند.
همچنین بایستی اضافه شود که اسپانسر مالی این جام، مجتمع مس سونگون ورزقان بود.
نقاط مثبت کارنامه ی فرماندار ورزقان
گویند در گذشتههای دور، وقتی یکی از حاکمان از شکست سنگین سپاهیانش در جنگ اطلاع یافت بیدرنگ فرمانده قشون را فراخواند و دلیل شکست را جویا شد. فرمانده قشون نیز چون وضع را آنگونه یافت گفت که قربان به سلامت! برای این شکست هزار و یک دلیل می توان برشمرد که اولین آنها برتری سپاه دشمن از جهت ادوات جنگی نسبت به قشون ما بود. حاکم بمحض شنیدن دلیل نخست، رو به فرمانده سپاهش میگوید: همین یک دلیل کافیست و دیگر نیازی به شمردن هزار دلیل باقی مانده نیست.
غرض از بیان حکایت فوق، پرداختن به بخشی از سخنان فرماندار محترم شهرستان ورزقان در گفتگو با نشریه کوشاست. ایشان در این مصاحبه مطبوعاتی، از بیاطلاعی خبرنگار نشریه فوقالذکر از اتفاقات شهرستان حداقل در یک سال گذشته استفاده نموده تا بزعم خود، هم منتقدانش را به باد انتقاد گیرد و هم عملکرد دوران مدیریت خودش را درخشان بنمایاند. هرچند در جای جای این گفتگو، آقای فرماندار بدون ارائه هرگونه سندی در گزارش عملکرد خود راه اغراق پیموده است و حتی از امضای دو فقره تومار توسط شهروندان ورزقانی که با اشارهی خود ایشان صورت گرفته بود اعلام بی اطلاعی می نماید اما در مقال سعی شده فقط به یک جملهی ایشان که گفته بود "برخی ها فقط نقاط ضعف را میبینند" پاسخ داده شود.
بدون شک فرماندار توانمند و سختکوش شهرستان ورزقان، نقاط مثبت بیشماری در کارنامه فعالیت خود دارد که بدلیل ضیق وقت و جلوگیری از اطاله کلام ما تنها به چند مورد آن اشاره می کنیم. هرچند که مطمئنیم ذکر تنها یکی از همین موارد، براثبات ادعای ما مبنی بر کارنامهی مثبت مهندس بهرامی در فرمانداری ورزقان کفایت میکند.
به هر حال باید بگوییم یکی از درخشانترین نقاط عملکرد ایشان که هیچ یک از فرمانداران استان نتوانسته اند بدین موفقیت دست یابند، ابطال انتخابات ورزقان در مجلس هشتم بود که تبعات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی این ابطال، هم اکنون در سطح شهرستان کاملاً قابل رویت است. رکود پروژهها، خالی بودن چند پست کلیدی و حساس مدیریتی در شهرستان و تخلفات مالی برخی از مدیران تنها بخشی از این تبعات محسوب میشود.
پروازی بودن بیش از 20 نفر از مدیران ادارات و سازمان های دولتی تنها در بخش مرکزی، عدم افتتاح حتی یک پروژهی عمرانی و خدماتی قابل طرح در هفته دولت، برگزاری بسیار ضعیف ششمین دوره مسابقات اسب سواری جام ستارخان، فراری دادن چندین سرمایهگذار خارجی که برای سرمایهگذاری در معادن شهرستان اعلام آمادگی کرده بودند و عملی نشدن اغلب طرحهای مصوب سفر ریاست جمهوری به شهرستان از جمله سد حاجیلار و راه ارتباطی خواجه ـ ورزقان ـ خاروانا و ده ها مورد دیگر تنها بخش کوچکی از نقاط مثبت عملکرد مهندس بهرامی در چند سال گذشته است که جا دارد از تلاش های بی شائبهی ایشان تقدیر و تشکر نموده و پیشنهاد تجلیل از ایشان بعنوان "مدیر نمونه استانی" به مدیران استانی و کشوری ارائه گردد.
عضو اخراجی جبههی ملی در تبریز کیست؟
روزنامهی کیهان در شماره هفدهم تیرماه سالجاری خود در ستون "خبر ویژه"ی خود مطلبی تحت عنوان "وقتی حقوقبگیران سیا در ایران یکدیگر را لو میدهند" درج نموده است که در آن با اشاره به انتشار خبر سوءاستفادههای مالی "احمد باطبی" همزمان با فرار وی از کشور و پناهندگیاش به آمریکا از سوی برخی محافل خبری آورده است: به نظر میرسد برخی گروهکها و محافل ضدانقلاب در پی تحولات شرمآور اخیر سعی دارند خود را از بعضی عناصر و عملکردها تبرئه کنند که تخطئهی عنصر بدنامی چون باطبی از آن جمله است.
در ادامه این مطلب آمده است: در همین راستا گفته می شود گروهک جبههی ملی " پیمان ـ ع" مسئول سازمان دانشجویی خود و یکی از عوامل آشوبهای خیابانی شبه دانشجویی را بدون سر و صدا اخراج کرده است.
"پیمان ـ ع" که سوابق فعالیتهای تجزیهطلبانه را در تبریز در ارتباط با برخی محافل وابسته به دولت باکو یدک میکشد و گزارش لحظه به لحظهی برخی تشنجآفرینیها و آشوبطلبیهای تحت پوشش دانشجویی را در تهران و تبریز به رادیو آمریکایی فردا میداده، همزمان با گروهکهای چپگرا، طیف نفوذی تحکیم وحدت و گروهک جبههی ملی همکاری داشت و برخی از سران جبههی ملی از وی حمایت میکردند اما اخیراً به بهانهی اختلاس مالی از این گروهک اخراج شده است. جبههی ملی همچنین مدعی است نامبرده لیستی از دانشجویان لیبرال و ملیگرا را به حراست دانشگاه تهران داده است.
حال سوال اینجاست که "پیمان ـ ع" چه کسی است؟
به نظر میرسد احتمالاً روزنامهی کیهان به عمد و یا سهو، فامیلی این عضو اخراجی جبهه ملی را اشتباه درج کرده است، چرا که در تبریز فردی بامشخصات فوق الذکر که ابتدای نام خانوادگیاش"ع" باشد وجود ندارد، مگر اینکه منظور روزنامه کیهان "پیمان پاکمهر" خبرنگار آزاد تبریزی باشد که چه در جریان درگیریهای دانشگاه تبریز در سال 78 و چه در تظاهرات مردم آذربایجان در جریان انتشار کاریکاتور موهن روزنامه ایران در سال 85 در بخش های خبری رادیو فردا حضوری چشمگیر داشت.
بلکه بو یئرلره بیرده گلمهدیم
دومان سالامات قال، داغ سالامات قال
دالیمجا سو سپیر یوخسا بولاغلار
لئیسان سالامات قال، یاغ سالامات قال
...
قییووران قارتاللار یوخ اولدو چنده
نرگیزلر سولوخدو شئهلی چمنده
ای قارا گؤز پری، دالیمجا سن ده
بویلان سالامات قال، باخ سالامات قال
...
گلدیم قارشیلادی گول لر، چیچکلر
گئدیرهم ال ائدیر بوز بیچنکلر
نیدامی چایلارا دئدی کو لکلر
بولاغ سالامات قال، آخ سالامات قال
...
داغلارین پلنگی شیری ده سن سن
شاعری ده سن سن، شعری ده سن سن
بینی، برکتی، خئیری ده سن سن
چوبان سالامات قال، ساغ سالامات قال
ممد آراز