به گزارش خبرنگار «جهان»، عبدالکریم سروش اخيرا در گفت و گویی با میشل هوبینک خبرنگار بخش عربی رادیو جهانی هلند كه در راديو زمانه نيز منتشر شده است، گفت: « بنا به روایات سنتی، پیامبر تنها وسیله بود؛ او پیامی را که از طریق جبرئیل به او نازل شده بود، منتقل میکرد. اما، به نظر من، پیامبر نقشی محوری در تولید قرآن داشته است».
براساس گزارش وزارت کشور، نتایج انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در استان آذربایجان شرقی بدین شرح می باشد:
- در حوزه انتخابيه اهر - هريس از مجموع 94794 آراء ماخوذه ، غلامحسين مسعودي ريحان با 15666 راي و عباس فلاحي بابا جان با 14680 راي به دوره دوم راه يافتند.
- در حوزه انتخابيه تبريز از مجموع 410313 آراء مأخوذه ، مسعود پزشكيان با 105639 رأي حائز اكثريت آراء شد و سيد محمدرضا ميرتاج الديني با 84805 راي و آقاي محمد حسين فرهنگي با 78372 راي و خانم عشرت شايق با 57904 راي و رضا رحماني با 56793 راي و عليرضا منادي سفيدان با 49131 راي و شكور اكبرنژاد با 43211 راي و محمدحسين شيخ عليا لواساني با 30397 راي و هادي غفاري با 30384 راي و ايران آهور با 29044 راي و زينت عظيمي اندريان با 28042 راي به دور دوم راه يافتند.
- در حوزه انتخابيه شبستر از مجموع 51963 آراء مأخوذه ، علي مطهري با 12088 رأي و كريم غياثي مرادي با 9160 راي به دور دوم راه يافتند.
- در حوزه انتخابيه مراغه و عجب شير از مجموع 133 هزار و 687 راي مأخوذه ، يوسف نجفي با 54823 رأي حائز اكثريت آراء شد.
- در حوزه انتخابيه بناب از مجموع 72 هزار و 688 راي ماخوذه، ضياءاله اغرازي ملكي با 31767 راي حائز اكثريت آرا شد.
- در حوزه انتخابيه سراب از مجموع 69091 آراء مأخوذه ، يوسف داوري با 14547 راي و مجيد نصيرپور سردهايي با 13354 راي به دوره دوم راه يافتند.
- در حوزه انتخابيه مرند و جلفا از مجموع 127081 آراء مأخوذه، سيروس سازدار 38527 رأي حائز اكثريت آراء شد.
- در حوزه انتخابيه ميانه از مجموع 85 هزارو 679 راي مأخوذه ، سيدمحمدرضا حاجي اصغري با 21150 رأي حائز - اكثريت آراء شده و محمدعلي مددي با 20566 راي و سيدحسين هاشمي با 19538 راي به دور دوم راه يافتند.
- در حوزه انتخابيه ملكان از مجموع آراء ماخوذه 63118 راي سلمان خدادادي با 26240 راي حائز اكثريت آراء شد.
ـ در حوزه انتخابيه كليبر و بخش هوراند از مجموع 60996 آراء ماخوذه، ارسلان فتحيپور با 28293 رأي حائز اكثريت آراء شدند.
- در حوزه انتخابيه شهرستان بستانآباد از مجموع آراي ماخوذ 47 هزار و 660 راي محمد وحدتي هلان با 9 هزار و 251 راي و احد خيري 8 هزار و 149 راي به دوره دوم راه يافتند.
- در حوزه انتخابيه ورزقان از مجموع 41697 راي مأخوذه ، رضا عليزاده با 20091 رأي ، حائز اكثريت آراء شد.
انتخابات نمود عيني مشاركت مردم در تعيين سرنوشت خود و جامعه شان محسوب مي شود، لذا برگزاري انتخابات سالم بدون دخالت عوامل خارجي منجمله پول مي تواند فرآيند مشاركت مردم را افزايش داده و زمام امور تصميم گيري مملكت را به دست افراد شايسته و توانمند بسپارد.
اما اين پروسه در كشور ما بويژه شهرستان هاي كوچك و كم جمعيت دچار بيماري هاي عديده اي گشته است كه اين بيماري ها در يك نگاه هرچند گذرا و سطحي نيز بعينه خود را مي نمايانند. برگزاري ضيافت هاي چندين هزار نفري، خريد گسترده آرا و وارد كردن افراد خارج از حوزه انتخابيه به داخل شهرستان از تخلفاتي است كه خدشه اساسي به نتيجه و روند انتخابات در اين قبيل شهرستان ها وارد مي نمايد.
شهرستان ورزقان يكي از همين شهرستان هاي كوچك و كم جمعيتي است كه از بدو پيروزي انقلاب اسلامي صاحب يك كرسي در مجلس شوراي اسلامي است. اما داشتن كرسي نمايندگي در مجلس به جاي اينكه گره اي از مشكلات اهالي شهرستان بگشايد بيشتر عرصه را براي جولان تشنگان قدرت و سيادت فراهم كرده است. برخي از رياست پرستان و پول دوستان نيز با استفاده از زمينه فراهم شده در پشت صحنه، اين تراژدي سياسي را براي مردم و شهرستان محروم و فقير ورزقان رقم مي زنند. هرچند خود متولد و بزرگ شده يكي از دهات شهرستان ورزقان هستم ولي بايد اذعان كنم كه تا امسال از نزديك در جريان كم و كيف برگزاري انتخابات در اين منطقه نبوده ام با اينكه اطلاعاتي از تخلفات گسترده در انتخابات ادوار گذشته مجلس در ورزقان شنيده و خوانده بودم ولي تصور تخلفات به اين گستردگي را اصلاً نمي توانستم به ذهنم خطور دهم. اما چه كنم كه متاسفانه در انتخابات اين دوره مجلس شاهد بودم كه چگونه عده اي از خدا بي خبر و انگل صفت از فقر و نداري مردم براي رسيدن به مقاصد پست و كثيف خود سوء استفاده مي كنند و چگونه در مقابل چشم هزاران نفر تخلف مي كنند بدون اينكه عكس العملي از سوي مراجع و مسئولين برگزاري انتخابات شهرستان نشان داده شود.
به كارگيري صدها خودرو و توقف آنها در جلوي ستادهاي تبليغاتي و تجمع لوطي هاي انتخاباتي در مقابل ستادها و حركت دسته جمعي همين لوطي ها از يك نقطه به نقطه ديگر در سطح شهر، دل هر آدم منصف و دلسوزي را به درد مي آورد بدون اينكه متوليان تامين نظم و سلامت انتخابات خم به ابرو بياورند.
در گفتگويي كه با يكي از شهروندان ورزقاني كه اتفاقاً در ستاد يكي از نامزدهاي اين دوره فعاليت داشت داشتم ايشان گفتند كه در انتخابات دوره قبل، از صندوق روستاي .... كه تعداد خانوارهاي آن كمتر از ده خانوار مي باشد حدود 700 راي بيرون آمد كه در اين دوره نيز انتظار مي رود كمتر از دوره قبلي نباشد. وي در ادامه افزود كه دو روز مانده به انتخابات منازل بيشماري در سطح شهر ورزقان و روستاهاي همجوار براي اسكان افراد غيربومي آماده مي شوند.
شهروند ديگري گفت كه هركدام از سه چهره اصلي انتخابات اين دوره ده ها اتوبوس و ميني بوس براي انتقال افراد از شهرهاي تبريز، اهر و مرند به داخل شهرستان از يك ماه گذشته رزرو كرده اند و هزاران شناسنامه جمع آوري شده تا روز انتخابات مورد استفاده قرار گيرند.
يكي از اصناف ورزقاني نيز گفت كه در آخرين روز تبليغات، از نزديكان يكي از نامزدها 10ميليون تومان چك پول بيست هزارتوماني به اصرار از بانك ملي شعبه شهرستان گرفت كه به گفته خودش براي دادوستد نياز داشت اما همه مي دانند كه اين چك پول ها براي خريد آرا در روز انتخابات هزينه خواهند شد.
شهرستان ورزقان يكي از شهرستان هاي نه گانه استان آذربايجان شرقي است كه با 13/2368 كيلومتر مربع وسعت حدود 21/5 درصد از مساحت استان را در برگرفته است. اين شهرستان علاوه بر شهرستان هاي تبريز، هريس، اهر، كليبر، مرند و شبستر با جمهوري هاي آذربايجان و ارمنستان نيز همجوار است.
شهرستان ورزقان به مركزيت شهر ورزقان داراي دو بخش مركزي و خاروانا و 7 دهستان تابعه مي باشد. جمعيت شهرستان براساس سرشماري عمومي و نفوس مسكن سال گذشته 48112 نفر بوده كه از اين تعداد 6047 نفر در دو شهر ورزقان و خاروانا و مابقي در 151 روستاي شهرستان ساكن اند. علاوه بر 151 روستاي داراي سكنه 13 روستاي خالي از سكنه نيز در سطح شهرستان جاي گرفته است.
از ميان هفت دهستان شهرستان ورزقان، ازومدل جنوبي بزرگترين و پرجمعيت ترين و بكرآباد كوچكترين و كم جمعيت ترين آنهاست. نرخ رشد جمعيت شهرستان ورزقان در مقايسه آمار سال 85 با آمار سال 75، 62/0- درصد مي باشد كه بيانگر مهاجرفرست بودن شهرستان است. اين شهرستان چه از لحاظ جمعيت و چه از لحاظ وسعت در چند دهه گذشته مدام در حال پسرفت و كوچك شدن بوده است بطوريكه جمعيت آن كاهش چشمگيري يافته و چندين دهستان از اين منطقه منتزع و به شهرستان هاي همجوار ضميمه شده است.
منطقه ورزقان از بعد سياسي يكي از مناطق حساس و تاثيرگذار كشور در يك قرن گذشته بوده است بطوريكه در اتفاقات اجتماعي و سياسي كشور بويژه در دوران مشروطيت جايگاه خاصي را به خود اختصاص داده است. برخاستن بزرگمردان عرصه هاي علم و مبارزه همچون ستارخان، كلنل محمد تقي خان پسيان، امير ارشد و علامه جعفري و اختصاص يك كرسي مجلس به منطقه ورزقان و خاروانا از بدو پيروزي انقلاب اسلامي خود گواه بر اين ادعاي ماست.
شهرستان ورزقان بدليل واقع شدن در نقطه اي مرتفع، تقريباً منطقه اي ييلاقي محسوب مي شود، بالا بودن ميانگين بارش برف و باران باعث جاري شدن رودخانه هاي دائمي اهرچايي و گوي چاي در سطح شهرستان شده و همين امر سبب گرديده تا درآمد و گذران زندگي مردم منطقه بيشتر بر دو امر كشاورزي و دامداري استوار شود. اما كوچك بودن قطعات زراعي و باغي، كشاورزي منطقه را در شكل سنتي خود نگه داشته است، تداوم اين مسئله سبب پايين آمدن كيفيت معيشتي مردم شده است كه امروزه ثمرات اين فقر و پايين بودن درآمد، در خالي شدن روستاهاي منطقه از سكنه و مهاجرت روستائيان به شهرهاي بزرگ نمود عيني يافته است.
گذشته از كشاورزي و دامداري شهرستان ورزقان به لحاظ داشتن معادن غني، مناظر طبيعي بكر و دل انگيز و آثار باستاني فراوان، پتانسيل هاي بالقوه اي در عرصه معادن، صنعت و توريسم و گردشگري دارد كه در صورت توجه مسئولين و جذب سرمايه گذاران بدون شك ارتقاء سطح كيفي زندگي مردم را در پي خواهد داشت. شهرستان ورزقان عليرعم برخورداري از اين همه پتانسيل متاسفانه بدليل عدم سرمايه گذاري كافي، اينك با مشكلات و معضلات بيشماري دست و پنجه نرم مي كند. شبكه راه هاي ارتباطي غيرمطمئن، كشاورزي و دامداري سنتي، نبود امكانات فرهنگي و رفاهي ـ تفريحي، نبود مراكز علمي ـ آموزشي منطبق با نيازهاي منطقه، نبود شهرك هاي صنعتي و مسكوني، كمبود امكانات بهداشتي ـ درماني از قبيل درمانگاه و نبود حتي يك بيمارستان در سطح شهرستان و در نهايت نبود سد براي مهار آب هاي سطحي منطقه و در نتيجه پايين بودن سطح كشت آبي تنها مواردي اندك از انبوه مشكلات موجود در شهرستان هستند كه چشم به همت فرزندان اين ديار دوخته اند.
آيا ورزقان اين سرزمين ديانت و غيرت بار ديگر شاهد برخاستن بزرگمرداني از جنس گذشتگانش خواهد بود؟ آيا اين خاك زرخيز و قهرمانپرور در مسير توسعه و ترقي قدم خواهد گذاشت؟ ما به همت بالاي فرزندان اين خاك و شعور بالاي سياسي و آگاهي مردان و زنانش واقفيم و به توسعه منطقه مان در همه عرصه ها اميدوار. شما چطور؟
جنگ جهنم است، جهنمي بسيار فراتر از انتظار آناني كه آتش آن را شعله ور كرده اند.
مغز انسان به قرن بيست و يكم رسيده حال آنكه قلب بيشتر آدميان، هنوز متعلق به عصر حجر است. اكثريت مردم هنوز آن رشد وبلوغ كافي را بدست نياورده اند كه بعنوان افرادي مستقل و منطقي و عيني زندگي كنند. انسان وسوسه هاي غير عقلاني تخريب، كينه، غبطه وانتقام را در خود فرو مي برد، از قدرت، پول، دولت وملت، بت مي سازد و فقط در حرف از تعليمات رهبران روحاني عاليقدري چون محمد، ابراهيم، موسي، مسيح، بودا و... نام مي برد. و در واقع تعليمات آنان را بصورت انبوهي مركب از خرافات و بت پرستي در مي آور د. تا آن زمان كه اين شكاف بين رشد زياده از حد فنون و افكار از يك طرف و حالت عقب ماندگي عواطف واحساسات از طرف ديگر وجود دارد بشريت خود را چگونه مي تواند از تخريب و فنا نجات بدهد.
ژان ژاك روسو در كتاب بحث پيدايش نابرابري و بنيان آن اشاره مي كند كه كل جهان پوشيده از جوامعي است كه فقط نامي از آنها مي دانيم وهنوز در داوري نژاد بشر با آن سرسري وتفريحي برخورد مي كنيم. وي مي افزايد: تصوركنيد اگر مي توانستيم گروه دليري از بينندگان حساس را به دنياي رنگارنگ تجربه بشري براي تشريح جوامع گوناگون بفرستيم كه چيزي از آنها نمي دانيم و اين "پهلوانان نامي" از اين سفر به ياد ماندني باز گردند و با آسودگي، تاريخ طبيعي، اخلاقي وسياسي ديدني هاي خود را بنويسند در آن صورت بايد دنياي نويني را ببينيم كه بوسيله قلم آنان تصوير مي شود. وسپس خودمان را بشناسيم.
۱۴. کشتار بیش از ۲۵ هزار نفر و آواره شدن نزدیک به ۵/۱ میلیون نفر از مسلمانان خوجالی، شوشا، قبادلي، جبرئيل و ... در قره باغ جمهوري آذربايجان توسط ارامنه داشناك در فاصله سال هاي 1989 تا 1993 ميلادي.
متاسفانه عده اي از نويسندگان و تاريخ نگاران مغرض يا نادان كشورمان افسوس ايران باستان را مي خورند و ايران پس از ورود اسلام را شكسته و از پا درآمده مي پندارند اينان هميشه از عظمت ديرين و ايام پاك اهورايي داد سخن مي دهند و اينكه فرهنگ و گذشته و آوازه و زبان و ادبيات و استقلال و آزادي ايران زمين نابود شد! كجاست آن شكوه و حشمت دارا و كوروش و عدل نوشيروان و انديشه بزرگمهر؟ كجاست آن مذهب پندار نيك و گفتار نيك و كردار نيك؟ كجاست آن دوراني كه نام ايران در غرب يادآور پيشتازي و رزم و حكمت بود و در شرق يادآور روشنايي و غرور و قدرت؟ دريغا كه اين همه افتخارات برباد رفت. اسلام آمد، مدائن را غارت كرد، آتش هاي مقدس خاموش گشت، قالي زربفت چهارفصل قطعه قطعه شد، كتابخانه ها بسوخت! و دلي را كه قلعه استوار سلاح و شيهه اسبان نبرد بود فرو ريخت!
ولي اينان غافل از اينند كه ملت ايران، پيش از شكست اسلام حوادث بسيار و جنگ ها و يورش هاي گوناگون خطرناك و خونيني ديده است، هياطله و اسكندر و يونان و روم و حتي عرب، عرب بي اسلام. اما همه را در دل بزرگ و نيرومندش هضم كرده است همه را در خود نابود كرده است و خود باز پس از هر حمله و شكستي بر جاي مانده است همچنانكه بوده است.
اما براستي چرا ايرانيان را ياراي مقاومت و ايستادن در مقابل اعراب مسلمان نبود و چرا اسلام آمد و جاگير شد؟ آن هم چه جاگيريي. چگونه آمد و چگونه نشست و چه كرد؟ اسلام آمد و با آمدنش خداپرستي را جايگزين شاهپرستي كرد، محراب را بر كاخ برگزيد و بجاي مزمزه خاطرات غصر طلائي روزگار جمشيد و جام جمش، انتظار رسيدن آخر الزمان و عصر منتظر و شمشير انتقامش را نشاند. آري اسلام همه چيز را دگرگون كرد. « اسلام تنها حادثه اي است كه ملتي را برد و ملتي ديگر را آورد و ميان اين دو جز نامي و مكاني مشترك نيست.»
اما آناني كه تاريخ مي نويسند هرگز زحمت آن را به خود نداده اند كه داستان اسلام و ايران را دقيق و همه جانبه بررسي كنند و بفهمند و از اين رو «به قياس با ديگر حوادث مشابه تاريخي» درباره آن قضاوت مي كنند. اين در حالي است كه حمله اعراب مسلمان با همه حمله هاي ديگر فرق داشت، شناخت اسلام و شناخت ايران، نخستين شرط تحقق و شناخت راستين تاريخ ايران اسلام است و اين از عهده كسي برنمي آيد جز آنكه به معني دقيق كلمه ايران شناس باشد. نه اينكه شاهنامه بخواند و جغرافياي ايران را بشناسد كه شاهنامه پوسته ايران است و جغرافيا لش ايران. ايران شناس واقعي كسي است كه ادبيات حقيقي ايران را بشناسد، كه با اين سنگ نوشته هاي ميخي و الواح گلين و اوراق پراكنده رسمي از فارسي باستان و پهلوي كه ادبيات و شعر و روح و دل و ملت ايران را در چند كتيبه ميخي با حرف هاي رسمي «منم داريوش شاه، شاه شاهان، شاه مردان و اسبان و الاغان و ساير حيوانات! ... » خلاصه مي كنند نمي توان از درون و حال و حالات يك ملت در طول سه هزار سال تاريخش سر برآورد.
آري اسلام به ايران آمد اما به قول شاندل « زماني كه اسلام به ايران آمد ديگر نه اسلام، اسلام كاند و نه ايران، ايران. هر دو رفتند و تشيع را برجا نهادند. تشيع فرزند رشيد و عزيز اين ازدواج مقدس بود.» و در سايه ورود اسلام بود كه تحولات عميق و ريشه اي در زندگي ملت ايران ـ ملتي كه در طول هزاران سال چهار راه حوادث جهان و گذرگاه همه تندبادهاي شرق و غرب بود ـ پديد آمد. ملتي كهخ در طول هزاران سال تاريخش شمار دانشمندان، فيلسوفان، رياضي داان، منجمان و طبيبانش از شمار انگشتان دست فراتر نمي رفت در كمتر از 200 سال صدها طبيب و منجم و رياضي دان و دانشمند در شاخه هاي مختلف علوم به جهان عرضه نمود، ملتي كه قبل از ورود اسلام فقط از دانشگاه جندي شاپورش نام مي بردتد با ده ها مركز علمي با هزاران استاد و كتاب و كتابخانه از طالبين علم و دانش استقبال نمود.
به هر حال بركسي پوشيده نيست كه اسلام اين دين يگانه پرستي و توحيد، درهاي علم و شكوفايي را بر روي جهانيان بويژه ايرانيان گشود و به آنان چنان شكوه و عظمتي بخشيد كه در كمتر از يك سده نام و آوازه شان در چهار گوشه دنيا پيچيد و در كمترين زمان ممكن، نزديك به نيمي از جهان را به تحت سيطره آنان در آورد. هرچند مطالعه تاريخ گذشته ملت ها و بررسي علل و ريشه هاي سقوط و پيدايش تمدن ها براي آنان كه درس و عبرت بگيرند آموزنده است اما بايد دانست اين امر زماني مفيد خواهد بود كه به دور از تعصبات و غرض ورزي و كينه توزي هاي رايج، بخواهيم به حقايق و واقعيت هاي تاريخي كشورمان واقف باشيم و تاريخ كشورمان را آنچنان بشناسيم كه بوده است نه آنچنان كه نوشته اند.
ذكر دونكته هم ضروري است اول اينكه نبايستي ورود اسلام به ايران را صرفاً هجوم اعراب بي فرهنگ و تمدن تلقي كنيم چرا كه اولاً اين بار سپاه اعراب نيست كه درصدد در هم كوبيدن مرزهاي ايران برآمده، بلكه سپاه اسلام است سپاهي كه صرفاً براي غارت و چپاول ثروت ايران باستان نيامده است بلكه در ميان سپاهيان افرادي هستند كه هدفشان گسترش اسلام و آيين جديد آخرين فرستاده خدا در جهان است و كشته شدن در راه اين هدف را بر زندگي دنيوي و برخورداري از كليه لذليذ آن ترجيح مي دهند.
در ثاني هر چند مسلمانان با پيروي از پيامبر و ائمه اطهار دوران قبل از اسلام شبه جزيره عرب را دوران جاهليت مي نامند اما نبايستي به اشتباه چنان پنداريم كه گويي اعراب قبل از اسلام وحشي بودند و هيچ اثري از فرهنگ و تمدن انساني در آنها نمي شد يافت بلكه پيلمبر و ائمه، دوران قبل از ورود اسلام به شبه جزيره عرب را در مقايسه با دوران بعد از اسلام، دوران جهل و ناداني مي نامند و بهترين دليل و برهان بر اين ادعا رونق و توسعه تجارت و بازرگاني در شهرهاي بزرگ شبه جزيره عرب منجمله مكه و مدينه است كه بدليل موقعيت سوق الجيشي شان در طول ساليان دراز همچون پلي ارتباطي مابين هند و چين و شاخ آفريقا از يك طرف و سرزمين هاي سواحل درياي مديترانه و روم از طرف ديگر عمل نموده و نقش بسزايي در تجارت منطقه ايفا مي نمودند. علاوه برآن اعراب در شعر و ادبيات و بويژه سخنوري چيره دست بودند م همه اينها نشان مي دهد كه حداقل نمي توان همه اعراب شبه جزيره عرب را بي فرهنگ و وحشي دانست.
ثالثاً اگر اعراب قبل از اسلام را به خاطر زنده بگور كردن دختران و داشتن تعصبات خشك و خشن، وحشي و بي فرهنگ بدانيم در آنصورت بايد قبول كنيم كه ايرانيان نيز دست كمي از آنها نداشتند. بعنوان مثال در ايران قبل از اسلام ازدواج با محارم ازقبيل مادر، خواهر و دختر امري رايج بود، يادگيري علم و دانش در اختيار طبقه خاصي بود و كشاورزان، دامداران، صنعتگران و رويهمرفته طبقات پايين جامعه از دستيابي به اين نعمت بي بهره بودند. و همچنين مي بينيم در زمان انوشيروان ساساني كه در كتب تاريخي از آن به عنوان « انوشيروان عادل» ياد شده است نزديك به 50 هزار مزدكي فقط به خاطر برگزيدن آييني متفاوت از آيين دربار، با نقشه بزرگمهر و دستور انوشيروان قتل و عام مي شوند. البته ده ها مورد ديگر نيز مي توان برشمرد كه هر كدام از آنها به تنهايي براي بي فرهنگ و تمدن دانستن ايرانيان قبل از اسلام در مقايسه با ايرانيان بعد از اسلام كفايت مي كند.
پی نوشت ها:
2. نظريه شاندل در تاريخ اديان
حال با عنايت به همين موضوع انتظار مي رود كانديداهاي محترم حاضر در انتخابات كه نمايندگان مجلس هشتم محسوب مي شوند در عرصه تبليغات و رقابت هاي انتخاباتي، حداقل برخي از اصول عرفي، اخلاقي و قانوني جامعه را مراعات نمايند. انتخابات نيز همچون ديگر سياسي مولفه هاي خاص خود را دارد كه در صورت بي توجهي خطرات و آسيب هاي متعددي سلامت همين مولفه ها را تهديد خواهد نمود، آسيب هايي كه بايستي «خوره انتخابات سالم» نام نهيم.شايعه پراكني، تخريب رقبا، تطميع مديران و خريد آرا يا همان اولويت دادن به مساله بسيار خطر ساز « پول سالاري» مهمترين نمادهاي اين خوره به حساب مي آيند كه متاسفانه بعضاً شاهد حضورشان در فضاي انتخاباتي شهرستان ورزقان نيز هستيم.
در روزهاي اخير كه اسامي كانديداهاي رد صلاحيت شده از سوي هيات هاي محترم اجرايي و نظارت اعلام شد مع الاسف برخي از نامزدها بر طبل ناجوانمردي كوبيده و در اجتماعات مختلف غير رسمي رقبايشان را ردصلاحيت شده خواندند حال آنكه صلاحيت آنان احراز شده بود. به بازي گرفتن احساسات پاك شهروندان و حيثيت و آبروي رقبا بدون شك امري مذموم و ناپسند است كه هيچ وجدان بيدار و آگاهي آن را برنخواهد تافت. و از طرف ديگر در صورت تكرار مطمئناً مسئولين مربوطه در قبال اين قبيل اقدامات از خود عكس العمل نشان خواهند داد.
مورد ديگري كه اين روزهاي در بين مردم شهرستان ورزقان دهان به دهان گشته و نقل محافل مختلف شده است روي آوردن برخي از نامزدها به جلب آراي مردم از طريق پرداخت پول است، برخي ها در اين وادي به قدري پيش رفته اند كه از دادن چك سفيد نيز ابايي ندارند.
شكي در ضرورت موفقيت و راهيابي به مجلس و خدمت به مردم در كسوت نمايندگي براي آناني كه توانايي انجام آن را داشته باشند نيست اما اينكه اين موفقيت از چه طريقي عايد شخص و جامعه گردد، خود جاي بحث دارد كه نه تنها مجال و فرصتي ديگر مي طلبد بلكه در توان اين حقير نيز نيست. با اين حال اميدواريم نامزدهاي محترم انتخابات مجلس اين فرموده امام حسين (ع) را كه فرمودند: « اگر دين نداريد لااقل آزاد مرد باشيد!) در سرلوحه برنامه هاي تبليغاتي خود قرار داده و به خاطر كسب راي و كرسي مجلس از روش هاي غير متعارف و دور از شئون اخلاقي ـ اسلامي اجتناب ورزند.
نویسنده: فردین الهیاری
شهرستان ورزقان را بهتر است يكي از عجايب روزگار بناميم چرا كه وجود معدن مس سونگون، كشف قديمي ترين سنگ نوشته هاي تاريخ و فسيل هاي هفت ميليون ساله و مهمتر از همه داشتن نماينده اي قهار در امر تغييرات مديريتي و مسئولين فراري از شهرستان كه گاهاً «مديران پروازي» ناميده مي شوند، دست در دست هم داده اند تا اين شهرستان را به يكي از عجيب ترين شهرستان هاي كشور و شايد هم دنيا مبدل سازند.
مطمئناً شما نيز با تعريف مديران پروازي آشنايي داريد! و مي دانيد كه مديران پروازي مديراني هستند بي نهايت محترم و عزيز كه ساعت هشت صبح اگر حوصله داشته باشند از تبريز، اهر و يا ساير شهرهاي همجوار با خودروهاي اداره ي مربوطه (صد البته شخصي!) به راه افتاده و ساعت 9 و شايد هم 10 به محل خدمت خود مي رسند. بعد از صرف صبحانه و امضاء چند فقره نامه و برگه مرخصي و شركت در جلسه اي در خود اداره و گاهاً در ادارات ديگر، خسته و كوفته در غذاخوري(؟؟؟) حضور يافته و خستگي يك روز پركار ( بخوانيد دو ساعت بيكاري) را از تنشان خارج مي كنند تا دوباره مسيري را كه صبح طي كرده بودند با ماشين اداره ( شما بخوانيد شخصي) طي نموده و به دولت منزل خود در شهرهاي فوق الذكر مراجعت كنند. البته اين عزيزان اغلب
از خودروي اداره استفاده شخصي نمي كنند بلكه فقط براي خريد ماست، كره، شير و بعضي مواقع احياناً براي تفريح و خوردن يئرآلما چورك يا آش رشته و ... از آن بهره مي برند.
با اين اوصاف مگر كسي جرات مي يابد به اين قبيل مديران تلاشگر شهرستان بگويد كه بالاي چشم تان ابرويي به مانند كمان هست! ولي ما اين بزرگواران را در اين مساله زياد مقصر نمي يابيم چرا كه در شهرستاني كه نماينده اش عطاي حوزه انتخابيه خود را به لقايش بخشيده باشد و شوراي محترم شهر، بخش و شهرستان اش مصداق بارز ضرب المثل « شتر ديدي نديدي!!) باشد كارها بهتر از اين پيش نمي رود.
به راستي آيا تاكنون فكر كرده ايم كه اگر شبي زلزله اي، سيلي، برفي خلاصه زبانم لال بلايي نازل شود چه كسي مسئول رسيدگي به امور مردم خواهد بود؟ و ديگر اينكه آيا استاندار دولت عدالت محور آقاي احمدي نژاد از اين قماش مشكلات شهرستان هاي دور افتاده و كوچك همچون ورزقان آگاهي دارند؟ البته همه به اين امر واقفيم كه داشتن چنين انتظاري از مديري كه خود پروازي محسوب مي شود انتظاري بس نابجا و بيهوده است.
دشمن دوست نما را نتوان كرد علاج
شاخه را مرغ چه داند كه قفس خواهد شد
به دليل نبود اداره بيمه خدمات درماني در شهرستان ورزقان، بيمهشدگان خدمات درماني در اين شهرستان در بلاتكليفي بسر ميبرند.
"علي جهانگيري" معاون فرماندار ورزقان در گفت وگو با خبرنگار ايرنا گفت: مكاتبات متعددي در ارتباط با راه اندازي اداره بيمه خدمات درماني ورزقان با اداره كل بيمه خدمات درماني استان صورت گرفته ولي تاكنون هيچ اقدام جدي از سوي اين سازمان نشده است.
وي افزود : مسوولان بيمه خدمات درماني مشكل اصلي عدم ايجاد اداره را، نبود امكانات به خصوص ساختمان اداري عنوان ميكنند.
جهانگيري براي ايجاد محلي مناسب جهت استقرار اين اداره در فرمانداري ورزقان ابراز تمايل كرد.
در همين ارتباط نماينده مردم ورزقان و خاروانا درمجلس شوراي اسلامي نيز خواستار تسريع در رفع مشكل بيمهشدگان اين منطقه شد.
"گل محمد الياسي" علت عدم رفع مشكل بيمهشدگان حوزه انتخابيهاش را نبود مديركل در راس سازمان بيمه خدمات درماني استان عنوان كرد.
به گفته وي اين اداره حدود دو سال است كه با سرپرستي اداره ميشود.