تبليغاتX
مازارنیوز
 آيين گشايش دانشگاه پيام نور خاروانا با حضور دکتر  علوی رئیس  دانشگاه پیام نور استان،  دکتر آقاپور معاون پژوهشی و فرهنگی دانشگاه پیام نور استان، الیاسی نماینده مردم شهرستان در مجلس شورای اسلامی، مهندس جهانگیری معاون  فرماندار شهرستان و  جمعی  از مسئولین  و روسای  ادارات، معتمدین شهرستان و بخش خاروانا و دانشجویان برگزار شد.
در این مراسم الياسي نماينده مردم شهرستان در مجلس شوراي اسلامي طي سخناني گفت: تا ششم خرداد که در مجلس حضور دارم از  هیچ کمکی به دانشگاه پیام نور خاروانا دریغ نخواهم کرد.
وی اظهار امیدواری  کرد  با  راه اندازی  دانشگاه پیام نور ورزقان، شهرستان ورزقان باداشتن 5 دانشگاه به سوی توسعه مراکز آموزش عالی قدم  بردارد .
مهندس مصطفايی رئیس دانشگاه پیام نور خاروانا نیز طی سخنانی، گزارشی از مراحل راه اندازی دانشگاه پيام نور خاروانا ارائه نمود و گفت: دانشگاه پیام نور خاروانا با حمایت های شهروندان فهیم خاروانا و اعضای  محترم هیئت موسس راه اندازی  گردیده و یک نیم سال تابستانی و یک نیم سال رسمی را با موفقیت پشت سر گذاشته است و در حال حاضر  انتخاب واحد ترم دوم به صورت  اینترنتی  در  حال انجام می باشد.
دکتر  علوی  رئیس دانشگاه پیام نور استان سخنران بعدی بود. وي افزود: دانشگاه پیام نور در سطح استان قریب به 60 هزار  نفر  دانشجو دارد و این تعداد هر روز در حال افزایش می باشد.
 وی همچنين از پذیرش مجدد دانشجوي فراگیر در دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد از تاريخ 13 اسفندماه از سوي دانشگاه پيام نور خبر داد.
در ادامه دکتر  آقاپور که زماني خود از  راه اندازي كنندگان دانشگاه پیام نور  واحد خاروانا بودند در مورد سوابق دانشگاه پیام نور  واحد خاروانا و منطقه ایراد سخنرانی کردند.
معاون پژوهشی و فرهنگی دانشگاه پیام نور استان افزود: منطقه خاروانا زادگاه بزرگانی همچون استاد علامه محمد تقی جعفری و ملاعلی علیاری بوده است و جوانان با استعدادی دارد که می توانند آینده درخشانی برای دانشگاه های منطقه ترسیم نمایند.
شایان ذکر است در حال حاضر دانشگاه پیام نور خاروانا با 215 دانشجو در 5 رشته کارشناسی فعالیت می کند.

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 14:18 توسط R-E-Z-A .P |

 

مفهوم استعمار امروزه با مفهوم امپرياليستم پيوستگي كامل يافته و استعمار اساسا عمل قدرت امپرياليستي شناخته مي شود. يعني قدرتي كه مي خواهد از مرزهاي ملي و قومي خود تجاوز كند و سرزمين ها، ملت ها و اقوام ديگر را زير سلطه خود در آورد. به تعبير دايره المعارف بريتانيكا امپرياليسم سياستي است كه از سوي يك دولت براي سلطه بر مردمي در وراي مرزهاي آن، كه خواستار اين سلطه نيستند به كار مي رود.

اين سياست در ايران چگونه و به چه شكل بروز كرد؟! اينكه آغاز اين استعمار از كجا و چه زماني بود مجالي ديگر مي طلبد اما موضوعي كه در اين مقاله پي آن هستيم نسل كشي اي است كه امپرياليسم انگليس براي چنبره بر حوزه مملكت و گاز كشور ما اخير به آن دست زدند.

هلوكاست واقعي زماني روي داد كه پرونال لندن نوشت: نفت ايران خون انگلستان است. و براي دست يازيدن به اين خون دست به فجايع و جناياتي زدند كه حداقل ده ميليون نفر از اجداد ما در طول جنگ جهاني و بعد از آن نه به خاطر قرار گرفتن در برابر توپ و تانك بلكه به خاطر سياست هاي اعمال شده از سوي امپرياليست هاي سرخ و سياه جهان در بوجود آمدن قحطي و گرسنگي جان خود را از دست دادند.

تحقيقاتي كه اساتيدي همچون محمد قلي مجد براي اولين بار بر اساس اسناد موجود در مركز اسناد ملي ايالات متحده آمريكا (نارا) انجام داده اند گوياي اين مطلب است كه انگليسيها براي تحت اختيار گرفتن ايران به سراغ سياستي جديد رفته تا بتوانند دست نشانده هايي را در ايران به روي كار آورند كه خون را به رگهاي آنان تزريق نمايد.

سياستي كه به تعبير عبدا.. شهبازي مورخ ايراني بر اثر آن جامعه ايراني به شدت فروپاشيد و استعمار بريتانيا توانست به سادگي حكومت دست نشانده خود را در قالب سلطنت پهلوي بر ايران تحميل كند.

قحطي اي كه سه سال قبل از كودتاي سوم اسفند 1499 شروع شد و با  روي كار آمدن رضاخان تقريبا اين قحطي از بين رفت همين امر سبب شده است تاكنون  مورخان انگليسي!  رضاخان را مظهر ايران مدرن بنامند. رضا خاني كه به تعبير دكتر محمد قلي مجد بدون ترديد يكي از ثروتمندان درجه اول جهان بوده است. چرا كه وي علاوه بر 750 ميليون ريال معادل 50 ميليون دلار در بانك ملي ايران و حدود 200 ميليون دلار در بانكهاي خارج از كشور، مالكيت شش الي هفت هزار روستا، تعدادي كارخانه قند وشكر، ابريشم و نساجي را نيز بر عهده داشت. مجد بر اساس اسناد آمريكايي ثابت مي كند كه رضا شاه 250 ميليون دلار پول نقد درحسابهاي شخصي اش داشته است. اين در حالي است كه كل گردش مالي پول بانك صادرات و واردات آمريكا در سال 1941 ميلادي (1320) شمسي صد ميليون دلار بوده است.

مقاله زير را بخوانيد و آنرا با هلوكاست (يهودي سوزي) مقايسه كنيد يهودي سوزي اي كه در شمار و تعداد و نحوه و نوع آن شك ترديد هاي بسياري از سوي مورخان و انديشمندان غربي و حتي يهودي وجود دارد. چرا كه بر اساس گفته هاي فينكلن اشتاين مورخ يهودي كه پدر و مادرش نيز از زندانيان اين جنگ بودند مي نويسد: «هلوكاست به ممري براي تجارت اسرائيل تبديل شده است»

 

 سياست دوامپراتوري در ايران

روابط سياسي و تجاري ايران با كشورهاي خارجي براي اولين بار با انگلستان

با سفر آنتوني جنكينسون و پنج هيئت بعدي كمپاني مسكوي به دربار شاه طهماسب اول صفوي پادشاه ايران 1524 1526 ميلادي شروع شد. از همان آغاز با تاريخ سازمان اطلاعاتي انگليس پيوندي ژرف و ناگسستني يافته است. بررسي اين پديده ارتباط تنگاتنگ ميان سازمان اطلاعاتي و كمپاني هاي تجاري را در انگلستان روشن مي‌كند و مراحل اوليه تكوين سنتي را نمايان مي سازد كه از زمان تاسيس كمپاني مسكوي 1555 تا به امروز قريب به چهار و نيم قرن تداوم داشته است (عبدا شهبازي- نخستين تكاپوهاي اينتلجنس سرويس بريتانيا در عثماني و ايران)

از آنجايي كه انگليس به عنوان استعمار پير در هر كشوري كه وارد شد با اهداف خاص و براي رسيدن به مقاصد اقتصادي كلان خود و زرسالاراني بود كه عمدتا يهودي و از با نفوذ ترين افراد در دولت هاي اين كشور بودند لذا به نظر مي رسد كه شناسايي اهداف اين رزسالاران و كمپاني هاي اقتصادي كه معمولا دول سياست هاي دولت متبوعه بر اساس خواسته ها و اهداف اين قشر هماهنگ مي شود موضوعي است كه ما را در شناخت اين لايه از جوامع سرمايه داري ياري مي رساند.

عبدا شهبازي پژوهشگر و مورخ معاصر الگوي سياست دولت هاي استعمارگر در ايران را به طور عمده بر بنياد عملكرد كانون هاي مالي و سياسي غير دولتي اي مي داند كه حتي در برخي موارد مستقل از دولت هاي متبوع عمل كرده و مي كنند.

وي معتقد است: اين كانون ها مي كوشيدند با روش هاي مختلف از جمله روش هاي توطئه آميز ديپلماتي  عملكرد رسمي دولت هاي متبوع را با طرح ها و منافع خود همساز كنند ولي در مواردي عملكرد اين كانون ها با سياست هاي رسمي دولتي كه در عملكرد وزارت خارجه تجلي مي يافت تعارض وجود داشته است.

وي  مي گويد: اين كانون ها در ساختار سياسي دولت هاي غربي از نفوذ فراوان برخوردار بودند و از بعضي از اهرم هاي اين يا آن نهاد دولتي به رغم سياست رسمي دولت متبوع براي تحقق اهداف خويش استفاده مي كردند.

شهبازي اين كانون ها را جهان وطني خوانده و مي افزايد: اين كانون ها از آغاز كار به امروز از سرشتي فراملي برخوردار بوده اند و اين امر به ايشان امكان كافي مي داد تا سياست هاي خويش را از طريق قدرت هاي متعارض مثلا همزمان از طريق بريتانيا و روسيه، فرانسه، آلمان، ايالت متحده و عثماني در ايران پيش ببرند. به عبارت ديگر پديده جهان وطني و كاسموپرلتينيسم مختص به مجتمع هاي فرا مليتي امروزين نيست بلكه اين پديده ها از بدو نفوذ استعمار جديد از سده شانزدهم ميلادي وجود داشته و در ايران موثر بوده است.

 

نفت ايران، خون انگلستان:

104 سال و 8 ماه پيش مايعي در ايران كشف شد كه پرونال لندن مورخ معروف انگلستان در سال 1914 ميلادي نوشت: « مايع سياهي كه را ه خود را در فاصله 145 مايلي جزيره آبادان در ظلمت معادن پيدا مي كند، يك روز ثابت خواهد كرد كه خون لازم براي وجود ما خواهد بود.

در روز هفتم خرداد 1280 (28 مه 1901 ميلادي) براي نخستين بار امتياز استخراج بهره برداري و لوله كشي نفت و قير در سراسر ايران (به جز پنج استان آذربايجان، گيلان، مازندران، گرگان و خراسان) به مدت 60 سال به ويليام نكس دارسي واگذار شد. دارسي در دولت مظفرالدين شاه قاجار اين امتياز مهم را گرفت و متعهد شد طي دو سال شركت يا شركت هايي را براي بهره برداري از اين امتياز تاسيس كرده و از عوايد حاصله 16 درصد به عنوان حق الامتياز و20  هزار ليره نيز نقدا به عنوان سهم ايران به دولت بپردازد.

چرچيل نخست وزير انگلستان  در مجلس عوام انگليس در رابطه با اهميت نفت ايران براي انگلستان مي گويد: «از مدتي پيش دولت انگلستان براي كسب منابع نفتي ايران از لحاظ حفظ اداره هندوستان و عظمت امپراطوري بريتانيا  فعاليت هاي سياسي نموده و مخصوصا مواظب بوده است كه كمپاني هاي خارجي سهام شركت نفت ايران را خريداري نكند.»

وي ادامه مي دهد: «ما مي بايستي مالكيت نفت يا حداقل كنترل موادنفتي را كه براي حيات انگلستان لازم است به هر قيمتي كه شده بدست آوريم.»

اهميت بدست آوردن نفت براي انگلستان بقدري حياتي و مهم بود كه لندن تنها يكسال بعد از كشف نفت بوسيله ويليام دارسي در سال 1288 شمسي، شركت نفت ايران و انگليس را با سرمايه دو ميليون ليره تاسيس كرد و از  سال 1292 شمسي (1913 ) ميلادي يكسال پيش از شروع جنگ جهاني اول صادرات خود را آغاز نمود.

بدليل نياز مبرم انگلستان به نفت براي تامين سوخت نيروي دريايي اين كشور انگلستان 56 درصد سهام شركت نفت ايران و انگلستان را خريد و دو نماينده با  اختيارات كامل و حق «وتو» نسبت به تصميمات شركت در هيات مديره آن منصوب كرد. ضمنا دولت انگليس قراردادي براي تحويل سوخت به قيمت بسيار اندك به مدت طولاني به نيروي دريائي خود با شركت نفت ايران و انگليس منعقد كرد.

عبدا.. شهبازي مي نويسد: « در دوران جنگ جهاني اول، سرماركوس، ساموئل، به عنوان رئيس مجتمع نفتي رويال داچ شل، نقش اصلي در تامين سوخت مورد نياز نيروي دريائي بريتانيا را  بر عهده داشت. به ابتكار وي بود كه در سال 1914 ميلادي دولت بريتانيا سهام اصلي شركت نفت ايران و انگليس خريداري نمود.

اين ارتباط نشان دهنده نياز مبرم انگلستان به نفت ايران جهت دستيابي به اهداف استشماري اش است. هر چند در سال هاي جنگ جهاني اول انگلستان با چنبره خود بر حوزه نفتي جنوب ايران و تامين سوخت مورد نياز نيروي دريائي خود توانست نقش بسزايي در پيروزي متفقين داشته باشد اما نبايد فراموش كرد كه انگلستان همانگونه كه چرچيل معتقد بود براي حفظ اداره هندوستان كه از مهمترين مستعمرات اين كشور در آسيا محسوب مي شد نياز به ايران و حفظ و اداره اين كشور داشت.

 شهبازي در مقاله استعمارگران بريتانيا و كودتاي 1299 مي نويسد: «بريتون كوپربوش در بررسي خود پيرامون نقش دولت و حكومت هند بريتانيا در سرزمين هاي عربي در سال 1914 1921 پس از بيان اختلافات وزارت امور خارجه و حكومت هند در تصدي امور اطلاعاتي كشورهاي عربي مي نويسد به رغم اين مناقشات بر سر دامنه اختيارات و سيطره حكومت هند در عراق، تصدي امور اطلاعاتي ايران توسط حكومت هند مورد اعتراض هيچ كس نبود. ايران حوزه طبيعي منافع و فعاليت حكومت هند بريتانيا بود.»

كتاب oilpesian  تصوير روشني از ماهيت شركت نفت ايران و انگليس ارايه مي دهد: «شركت نفت ايران و انگليس تجسم و خلاصه اي از دخالت بيگانگان بود. اين موسسه يكي از بزرگترين منابع ثروت ايران را در  اختيار داشت و از آن بهره برداري مي كرد و در ازاي ميليون ها پوند كه از كشور مي برد مبلغ ناچيزي به دولت مي داد. اين شركت  با چنان استقلالي رفتار مي  كرد كه دولت ايران مشابه اين رفتار را از هيچ رئيس ايل و قبيله اي، هر قدر هم مقتدر بود تحمل نمي نمود. و در طرز رفتار با ايرانيان از عالي و داني چنان نخوتي نشان مي داد كه براي نژادي كه بيش از هر وقت به عظمت گذشته خود فخر مي كرد و به آينده درخشان خود اعتماد داشت، قابل تحمل نبود».

نويسنده اين كتاب در بخش ديگري در خصوص نياز انگلستان به نفت ايران مي نويسد: « روز 26 ماه سال 1908 (5 خرداد 1287) كه عمليات چاه كني به عمق 1180 پا رسيده بود. نفت ايران فوران كرد و  متجاوز از 50 پا از دستگاه حفاري بالا زد. به اين ترتيب صنعتي آغاز شد كه طي دو جنگ نيروي دريايي انگلستان را نجات مي داد ولي براي ايرانيان چنان زحمتي ايجاد كرد كه از مجموع زحمتهاي سياسي دولتهاي بزرگ بيشتر بود. (نفت از آغاز تا به امروز انتشارات وزارت نفت بهمن 1361 ص 19)

 

ـ روسيه به دنبال رسيدن به آبهاي گرم

بي ترديد قدرتي كه بيش از هر عامل ديگري در ايران عصر قاجار نقش بازي مي كرد روسيه تزاري بود. اين كشور كه جز نواحي يخبندان شمالي يكسره در حصار خشكي قرار داشت مي كوشيد تا از راه دست يابي به آبهاي گرم خليج فارس و تصرف قسطنطنيه خود را از اين بن بست برهاند. وجود مرزهاي گسترده ايران و روسيه، بلا تكليف ماندن سرزمين هاي ماورا قفقاز از دوران زنديه تا تاسيس دولت قاجار، گرايش حاكمان اين نواحي به روس و برتري هاي مسلم اقتصادي ـ سياسي آن كشور بر ايران زمينه هاي برخورد نظامي دو دولت را فراهم آورد. اين آغاز سياستي بود كه در راهبرد كلان آن مي بايست ايران به تدريج استقلال خويش را از دست داده و به قلمرو روسيه منضم گردد.  (جواد شيخ الاسلامي قتل اتابك و شاتر و مقاله تحقيقي ديگر)

براي جناح هاي مختلف در روسيه ايران همچون منطقه اي جهت استثمار اقتصادي با امكانات سوق الحيشي نگريسته مي شد كه مي توانست عليه منافع بريتانيا در هند اعمال فشار نمايد و در عين حال كانون خطر ناكي براي جدا ساختن مسلمانان جنوب روسيه از قلمرو آن كشور باشد از اين رو مي بايست همواره كشوري مستقل اما مطيع باقي بماند.

« سياست روس ها سرانجام تا آنجا پيش رفت كه خواستار رسمي شدن حق خريد املاك و مستغلات براي اتباع خود در ايران گرديدند و به بهانه دفاع از امنيت اتباع خود در ايران، نيروهاي فراوان نظامي در جاي جاي ايران مستقر نمودند. (عليرضا ملايي تواني- ايران و دولت ملي در جنگ جهاني اول)

 

- قرارداد 1907 و 1915

سياست هاي توسعه طلبانه و استعماري امپراتوري روس و انگلستان در ايران سبب شد تا اين دو كشور خارجي به دنبال اهداف استعماري اي كه ذكر شد ايران را به دو قسمت شمالي و جنوبي تقسيم نمايند.

هر چند دولت هاي روسيه و انگليس سياست هاي خصمانه اي نسبت به يكديگر داشتند و هر كدام ديگري را رقيبي براي رسيدن به اهداف و سياست هاي خود مي ديدند اما فرصت مطلوبي كه روس ها بدنبال آن بودند تا بتوانند ايران را مستعمره خود قرار دهند در حال شكل گيري بود. ولي هرگز اين اتفاق نيفتاد چرا كه از اوايل قرن بيستم به بعد، توسعه قدرت نظامي و صنعتي آلمان از يك سو، و ضعف نسبي روس ها در آسيا و خاور دور ناشي از شكست تاريخي آنها از ژاپن به سال 1904 از سوي ديگر باعث شد تا اين دو نيروي رقيب، سرانجام با هم كنار آيند و اختلافات ديرين خود را در آسيا با عقد قرار داد مشهور 1907 بر طرف سازند.

مقدمه قرار داد 1907 كه بخش اول اين قرارداد مربوط به تقسيم ايران به مناطق نفوذ روس و انگليس و در بخش ديگر مربوط به حل اختلاف ديرين اين دو دولت در افغانستان بود. آنچنان بزرگ منشانه و با توجه به اصول و مباني بين المللي تنظيم شده بود كه هر خواننده و بيننده اي بر كريمانه بودن اقدامات دولتين روس و انگليس صحه مي گذاشت.

اما آنگونه كه جواد شيخ الاسلامي در كتاب اسناد محرمانه وزارت خارجه بريتانيا درباره قرارداد 1919 ايران و انگليس نوشته است: « در آئين ديپلماسي ميان حرف هايي كه سياستمداران مي زنند و شيوه اي كه به آن عمل مي كنند زمين، تا آسمان فرق است»

سرسيسيل اسپرينگ وزير مختار وقت دولت بريتانيا در ايران در نامه اي به وزير خارجه متبوعش مي نويسد:« من هرگز آن حرف عاقلانه شما را از ياد نمي برم كه مي گفتيد ارزش هر قراردادي بستگي كامل به غرض و نيت باطني اجرا كنندگان آن دارد. در مورد قرارداد اخير هم كه با روس ها بسته ايد آنها ممكن است عين آن شيوه اي را كه در اجراي قرارداد سابقشان با ژاپن نسبت به كشور كره به كار بردند در اينجا تكرار كنند و  تمام مقاصد ديرين خود را در ايران زير پوشش پيمان 1907 عملي سازند»

همانگونه كه اين وزير مختار سياس بريتانيا پيش بيني مي كرد روس ها بعد از انعقاد قرارداد 1907 شمال كشور ايران را منطقه نفوذ خود قرار داده و آن را جزئي از اراضي و خاك روسيه قلمداد نمودند. هنوز چند سالي از قرارداد و تقسيم ايران نگذشته بود كه در سال 1915 قراردادي سري ميان دولت انگلستان و روسيه منعقد گرديد كه به شكل متمم قرارداد 1907 محسوب مي شود. جواد شيخ الاسلامي در مقدمه كتاب اسناد محرمانه وزارت امورخارجه بريتانيا درباره قرارداد 1919 ايران و انگليس  مي نويسد: «در قراردادهايي كه به موجب تصميم انقلاب اكتبر 1917 روسيه در خصوص افشاي تمام قراردادهاي سري حكومت سابق كه جنبه امپرياليستي و جهانگشايي داشت دو قرارداد از همه مهمتر و جالبتر بود يكي قرارداد محرمانه سايكس- پيكو (مربوط به تقسيم كشورهاي عربي خاورميانه ميان انگلستان و فرانسه) و ديگري يك سلسله يادداشت ها و مكاتبات سري مربوط به واگذاري قسطنطنيه (استانبول) و بغازهاي بسفر و داردانل به روسيه و الحاق منطقه بيطرف ايران به منطقه نفوذ انگليس (در نقشه قرارداد 1907 منطقه بيطرفي هم ميان منطقه نفوذ روس و انگليس در نظر گرفته شده بود) به موجب اين قول و قرارها، دولت انگلستان قبول كرده بود بندر قسطنطنيه و بغازهاي بسفر و داردانل، پس از خاتمه جنگ به تصرف روسيه درآيند و روسيه هم در مقابل رضايت داد كه منطقه بيطرف ايران پس از خاتمه جنگ رسما به منطقه نفوذ بريتانيا محلق گردد».

 مفهوم امتياز اخير به زبان ديپلماسي اين بود كه روس ها پس از پايان جنگ مي توانستند شهرها و ايالاتي را كه به موجب قرار داد 1907 منطقه نفوذ آنها شناخته شده بود رسما به خاك امپراطوري روسيه ملحق سازند. اين ايالات عبارت بودند از آذربايجان خراسان، گرگان، مازندران، گيلان، قم، ساوه، يزد، نائين، اصفهان، بروجرد، تهران، قزوين، زنجان، همدان، كرمانشاه، كردستان و قصر شيرين. بقيه ايران هم نصيب بريتانيا مي شد.

 

- بريگاد و قزاق و پليس جنوب:

دولتين روس و انگليس تلاش هاي بسياري را براي عملي شدن قرار داد 1907 به انجام رساندند يكي از اين تلاش ها ايجاد يگان هاي پاسدار و محافظيني براي منافع خود بود.

جهانگير قائم مقامي در كتاب تاريخ تحولات سياسي نظام ايران مي نويسد:  «دو دولت تصميم گرفتند كه براي پاسداري از منافع موجودشان در ايران در سال هاي جنگ جهاني اول، دست كم لشگر 11 هزار نفري ترتيب دهند»

بريگاد و قزاق كه در دست روس ها و بسان يك تيپ بود تبديل به ديوزيون (لشگر) و به خدمت متفقين درآمد. اين نيرو در مناطق واقع  در نوار شمالي ايران يعني از كرمانشاه تا بروجرد، و تربت حيدريه تا خاف مستقر گرديد.

حسين ملكي در مختصري از زندگاني سياسي احمد شاه قاجار نيز مي نويسد: «قرار بود مصارف عمليات قواي قزاق به هر ميزان جز قروض سابق و لاحق دولت ايران به حساب آيد. در برابر اين اقدامات روسيه، دولت انگليس نيز به تلاشي مشابه دست زد. اين كشور در جنوب ايران همين تعداد نفر را تحت عنوان پليس جنوب (s.p.r ) به رهبري افسران و فرماندهان انگليسي گرد آورد و مخارج آنرا نيز جزو محاسبات و قروض دولت ايران محسوب كرد».

حضور قريب به 22 هزار نيروي خارجي در شمال و جنوب ايران كه هر روز نيز بر تعداد آ‌نها افزوده مي شد سبب ايجاد ناامني ها و مشكلات فراواني در شمال و جنوب كشور شد. دولتين روس و انگليس براي آنكه بتوانند به اهداف دراز مدت خود برسند و براي حضور نيروهاي خود تحت عنوان بريگاد و پليس جنوب، توجيه لازم را ارائه دهند نياز به ناامن كردن شهرها و جاده هاي كشور داشتند، تا اين فكر را در  اذهان القا نمايند كه تنها نيروهايي كه توانايي رفع مشكلات مردم را دارند نيروهاي خارجي بخصوص پليس جنوب است. چرا كه با وقوع انقلاب 1917 روسيه نقش بريگارد قزاق تغيير كرد واز صدماتي كه بر مردم وارد مي كرد كاست.

اما نيروهاي پليس جنوب كه تحت فرماندهي سرپرستي كاكس بود به دفعات اتومبيل هاي عبوري مردم را براي رفع نيازهاي خود به اتهامات واهي  توقيف مي كردند و مورد استفاده قرار مي دادند. آنان بسياري از املاك،  اراضي و باغ هاي مردم را در سال هاي حضور خود در شهرهاي جنوبي ايران به نفع پايگاه هاي خود مصادره كردند. ماموران  نظميه و ژاندارمري را نيز با وعده پول و رفاه تحت نفوذ و سلطه خود در آورده و حاكميت دولت مركزي را بر نواحي جنوبي تا سر حد امكان كمرنگ و ضعيف كرده بودند. آنان مستقيما از مردم ماليات مي گرفتند. مردم را بازداشت و زنداني مي كردند.  بسياري از عوامل پليس جنوب به فساد اخلاقي و هرزگي شهرت داشتند.

شايد طوماري را كه اهالي ميمند در تاريخ 12 صفر 1336 به وزارت ماليه ارسال كرده اند گوياي اين مطلب باشد.

مقام منيع اداره و وزارت جليليه ماليه طهران ارواحنافداه

عرض داشت چاكران رعاياي ميمند به آستان مبارك كه بيچارگان همه وقت رعيت و خدمت دولت بوده ماليات خودمان را هر ساله به مباشر و حكومت خودمان در شهر بابك رسانيده اين اقدامات كه قشون جنوب از فارس مراجعت كرده بي خبر و غفلتا ريختند به مكان و منزل چا كران آنچه دارايي داشتيم از نقد و جنس و دواب و اثاث البيت تمام  غارت كرده اند. يك هزار و پانصد خانوار بوديم كه فعلا به نان شب محتاج به نوعي كه فرش، زمين و لحاف، آسمان، حتي لباس زنان و اطفال چاكران را غارت كرده اند. هر چه جنس داشته ايم آتش زدند. محض رضاي خداوند توجهي فرموده كه ماها از گرسنگي تلف مي شويم. استدعا اين كه توجهي نسبت به آنها مبذول فرمود. راضي نشويد كه ملبوس اهل و عيال مسلمين به دست اجنبي بيفتد» (ايران و جنگ جهاني اول- اسناد وزارت داخلي- به كوشش كاوه بيات انتشارات سازمان اسناد ملي ايران)

در همين كتاب سند ديگري در خصوص ناامني هاي بوجود آمده از سوي بريگارد قزاق وجود دارد كه به عمق جناياتي كه روس ها در ايام جنگ جهاني اول در ايران انجام داده اشاره مي كند.

-  مازندران به وزارت داخله 9 رمضان 1335

مقام منيع وزارت جليله داخله دامنه شوكته.

از زماني كه بريگارد قزاقخانه به بارفروش آمده اند جمعي از اشرار و سارقين كه اغلب سابقه اعمال سيئه آنها در تنظيم ضبط است. به لباس دولت ملبس و داخل اداره قزاقخانه نموده و اين اشخاص همه روزه و همه شب به وسايل مختلف اسباب زحمت اداره تنظيم را فراهم نموده و از هيچ گونه تعديات و حركات غير مشروع به اهالي فروگذار نمي نمايند و مكرر درخواست جلوگيري  آنها مستقيما و به توسط حكومت از رئيس و صاحب منصبان آنها شده ابدا اثري نبخشيده و در اين موقع چنانچه از اقدامات و حركات خارج از قاعده آنها جدا جلوگيري نشود احتمال انقلاب و اغتشاش شهر و هيجان اهالي خواهد شد. مستدعي است از مقام مقدس آن كه به وسايل مقتضيات عاجلا قدغن فرماييد از حركات قزاقها جلوگيري شود».

امضا منتخب الممالك   مهر  نظميه تهران

هر چند اين دو سند تنها بخش كوچكي از فجايع و جنايات بريگارد قزاق و پليس جنوب رانمايان مي سازد اما مي توان به عمق حوادث ناگوار در ايامي كه كشور در قحطي قرار گرفته بود پي برد.

 

- دو قحطعي بزرگ در طي سي سال

معناي جديدي كه از واژه امپرياليسم مي شناسيم مولود تحولاتي است كه در دهه 1870 ميلادي رخ داد، يعني دوراني كه به عصر ديزرائيلي معروف است. اين واژه تا  اوائل دهه 1870 بر نظام سياسي پادشاهي (امپريال) خودكامه و استبدادي اطلاق مي شد  در 23 ژانويه 1899، ويندام در ديلي نيوز نوشت: امپرياليست كسي است كه اين حقيقت را مي پذيرد كه كشور او جزء و  در واقع مغز و قلب امپراتوري است كه در سراسر جهان پراكنده است. بدينسان و در پايان سده نوزدهم، در بريتانيا امپرياليسم به سياستي اطلاق مي شد كه خواستار متمركز كردن كاركردهاي دولت هاي محلي عضو امپراتوري بريتانيا در راستاي منافع تجاري و مالي بود. امروزه دائره المعارف بريتانيكا امپرياليسم را چنين تعريف مي كند: سياستي كه از سوي يك دولت براي سلطه بر مردمي در وراي مرزهاي آن، كه خواستار اين سلطه نيستند به كار مي رود. (عبدا.. شهبازي- زر سالاران يهودي و پارسي، استعمار بريتانيا و ايران )

با توجه به تعريفي كه از امپرياليسم بدست آورديم مي توان به اين نتيجه رسيد كه سياستمداران انگليس در اين دهه به دنبال فعاليت هاي تجاري خود بودند چرا كه در همين كتاب مي خوانيم امپراتوري بريتانيا در اواخر سده نوزدهم 13 ميليون مايل مربع با جمعيتي در حدود 400 تا 420 ميليون نفر را در بر مي گرفت كه تنها 50 ميليون نفر از نظر نژاد و زبان بريتانيائي بودند يك سوم اين امپراتوري را نسل گذشته بريتانيا يعني نسل ديزرائيلي به دست آورده بودند.

لذا زرسالاران امپرياليستي به هر دستاويزي متمسك مي شدند تا بتوانند بهترين بهره برداري را از مستعمره هاي خود داشته باشند. عبدا.. شهبازي در يادداشت هاي پراكنده خود در يادداشتي مي نويسد: شبكه اي منسجم كه ده ها كمپاني نامدار عضو آن هستند به كانون مافياي مقتدري تعلق دارند كه در واژگان امروز به عنوان صهيونيسم شناخته مي شود، اين شبكه مافيايي جهان وطني كه محل تجمع سرمايه خاندان ها «بت عيار» هستند هر لحظه مي توانند به رنگي درآيند و از پوشش و تابعيت هر كشوري براي انعقاد قرارداد و فعاليت هاي خود بهره جويند. شبكه كمپاني هاي فوق تنها يك مجموعه مالي اقتصادي نيست بلكه به عنوان يك كانون سياسي  مقتدري شناخته مي شود كه نام يكايك كمپاني هاي عضو آن با دسيسه هاي خونين سياسي، جنگ هاي داخلي و كودتاها پيوند خورده است».

از آنجا كه اين كانون سياسي مقتدر از هيچ تلاشي در ايجاد جنگ هاي داخلي و كشتارهاي خونين ابايي نداشتند پر بيراهه نرفته ايم كه دو قحطي بزرگ بوجود آمده در طي 30 سال (1871-1919) ميلادي را دسيسه هايي از سوي اين كانون بدانيم. چرا كه انباشت ثروت اين كانون در همان سال ها با كشت ترياك عجين شده بود. به گونه اي كه تجارت ترياك در دنيا بزرگترين كمپاني هاي جهان وطني اي را پايه ريزي كرد كه اكنون در تمامي شاخه هاي صنعت، حرف اول را مي زنند. رويال داچ شل در حوزه نفت و گاز، hsbc و بانك هاي اقماري آن در حوزه بانكداري، سن آليانس در حوزه بيمه. P8q در حوزه حمل و نقل. دبيرزاز در حوزه استخراج و تجارت  الماس، ويكرز در حوزه صنايع تسليحاتي، ماركوني در حوزه صنايع الكترونيك- نظامي و

عبدا.. شهبازي معتقد است: «كمپاني هاي عضو اين شبكه حاصل انباشت سرمايه قاچاقچيان ترياك سده نوزدهم ميلادي است، همانان كه در سده نوزدهم جنگ هاي ترياك با چين را برافروخته وميليون ها انسان را به نابودي كشاندند، امروزه همچنان هدايت تجارت جهاني اسلحه و مواد مخدر را به دست دارند.»

اين پژوهشگر، شركت ريوتينتو را از اين شركت ها دانسته و مي نويسد: «سوبولاند در مقاله ريوتينتو بنا شده بر خون، اين كمپاني را متهم مي كند كه علاوه بر همدستي با رژيم فاشيستي فرانكو در اسپانيا از رژيم نژاد پرستانه آفريقاي جنوبي نيز حمايت مي كرد و با رژيم هاي كودتايي همچون حكومت ژنرال سوهارتر در اندونزي همكاري داشتند وي ادامه مي دهد: در هر قاره اي كه ريوتينتو عمل كرده، داستاني يكسال جريان داشته است. زمين بدون پراخت وجه از مردم بومي گرفته شده، از تشكيل اتحاديه هاي آزاد كارگري ممانعت شده، محيط زيست تخريب شده و روابطي گرم با سياستمداران، دولتمردان و ديكتاتورها برقرار شده است.

اين نوع عملكرد كمپاني هاي فوق بود كه كشت گسترده و وسيع ترياك در ايران اوج گرفته و تاثيرات وحشتناكي را بر اقتصاد كشور وارد آورد.

كمپاني ساسون يكي از اين كمپاني هاي جهان وطن كه به عقيده شهبازي مهمترين سرمايه گذاري اش در بانك شاهنشاهي ايران و انگليس در سال 1889 ميلادي بود با كشت گسترده و وسيع ترياك در ايران، كشور را به سمت قحطي اي برد كه در سال 1871 ميلادي يك سوم جمعيت ايران به كام مرگ افتاد.

اين محقق و پژوهشگر معاصر كشورمان معتقد است «قحطي سال 1288 ه. قمري (1871 م ) پنبه اقتصاد ملي ايران را به كلي تباه كرد به حدي كه مي توان اين قحطي را نقطه عطفي در تاريخ معاصر به شمار آورد»

قحطي بوجود آمده در دهه 1870 ميلادي صرفا ايراني نبود بلكه بخشي از زنجيره قحطي هايي بود كه به دليل اجراي سياست هاي كشت گسترده ترياك در منطقه پديدار شد. مانند قحطي 1874 بنگال، قحطي 1876 مقدس (هند). اما قحطي دومي كه در ايران بوجود آ‌مد در اواخر جنگ جهاني اول بود.

حسين مكي در كتاب مدرس قهرمان آزادي مي نويسد: «در 18 رجب 1336 كه كابينه صمصام السلطنه بختياري روي كار آمده بود مصادف شده با خشكسالي و قحطي شديد در تمام ايران، مخصوصا در تهران به علاوه بيماري حصبه هم كه پيدا شده بود تلفات سنگيني را بر اهالي تهران و پاره اي از شهرها وارد آورده بود. مردم از گرسنگي در ميان كوچه و بازار روي هم ريخته مي مردند»

او در بخش ديگري از اين كتاب مي نويسد: اخبار وحشت آوري از ولايات مي رسيد  كه حاكي از شدت قحطي و مجاعه بود. مثلا خبر مي رسيد كه در فلان شهر مردم اطفال كوچك خود را خفه  كرده گوشت آنها را خورده اند، يا در تهران شنيده مي شد كه مردم پوست خيك روغن را پخته و خورده اند و يا خون قصابخانه و گوشت مردار مي خورند. يا ديده و شنيده مي شد كه مردم از ريشه گياهان و سبزه گندم و جو ارتزاق مي كنند. ناامني در راه ها امنيت را از كاروان ها سلب كرده بود. به طور كلي وضعيت كشور آشفته و پريشان بود. و در همان موقع كه گندم در تهران به خرواري 300 تومان رسيده بود در سيستان بسيار ارزان و فراوان بود».

دكتر محمدقلي مجد يكي از اساتيد برجسته ايراني كه در خارج از كشور زندگي مي كند كتابي در خصوص وضعيت اقتصادي ايران در جنگ جهاني اول به رشته تحرير در آورده كه متاسفانه عليرغم سه سال از انتشار اين كتاب هنوز به فارسي ترجمه نشده است.

او در اين كتاب مي نويسد: بخش مهمي از محصولات كشاورزي ايران بوسيله ارتش بريتانيا و پيمانكاران آن خريداري مي شد اين سياست سبب كاهش شديد مواد غذايي در ايران گرديد. عجيب تر اينجاست كه ارتش بريتانيا مانع از واردات مواد غذايي از بين النهرين و هند و حتي از ايالات متحده آمريكا به ايران  مي گشت در حالي كه در بين النهرين (عراق) و هند وفور غله وجود داشته است»

محمد علي كاتوزيان در كتاب اقتصاد سياسي ايران از مشروطيت تا پايان سلسه پهلوي مي نويسد: «در سراسر اين دوره (جنگ جهاني اول) پرداخت هاي ايران دچار كسري بود و پيوسته بر ميزان بدهي هاي خارجي افزوده مي شد.

در ساختار اقتصادي يا فني ـ صنعتي كشور تحول بارزي رخ نداده بود. نزديك به  90 درصد نيروي كار در كشاورزي و صنايع دستي روستايي اشتغال داشته و 10 درصد باقي مانده به تجارت و خدمات دولتي و صنايع شهري مشغول بودند. عمده ترين كالاي وارداتي ايران مصنوعات صنعتي و عمده ترين صادراتش محصولات كشاورزي، نفت و صنايع دستي نظير فرش بود. نزديك به  80 تا 90 درصد مبادلات بازرگاني ايران با روس و انگليس صورت مي گرفت. ديون خارجي ايران رقم كلان را نشان مي داد به همين دليل ايران مجبور بود معادل يك سوم تا يك چهارم معادل وامهاي خارجي خويش را تنها به عنوان ربح اين وامها پرداخت نمايد.» (محمد علي مهميد- پژوهشي در تاريخ ديپلماسي)

مهدي ملك زاده نيز در كتاب تاريخ مشروطيت مي نويسد: «در پي اولتيماتوم روسيه، شوستر به ناچار ايران را ترك كرد و خزانه دار بعدي مورنارد كه با همان اختيارات به استخدام درآمد اقتصاد ايران را تا پايان جنگ جهاني اول در اختيار خارجيان قرار داد. زيرا وي برنامه كاريش را به گونه اي تنظيم مي كرد كه گزارش محاسبات گمرك ايران قبل از آنكه بدست ايران داده شود به دولت هاي روسيه و انگليس تحويل داده مي شد.

 

ـ بزرگترين نسل كشي (قرن ) در ايران

بزرگترين فاجعه نسل كشي در قرن بيستم در كشور ما و همزمان با جنگ جهاني اول اتفاق افتاده است. طبق اسناد آمريكائي، در سال 1914 جمعيت ايران 20 ميليون نفر بود كه در سال 1919 به 11 ميليون نفر كاهش يافت. يعني حدود 8 الي 10 ميليون نفر از مردم ايران از گرسنگي و بيماري هاي ناشي از كمبود مواد غذايي و سو تغذيه مردند. در اسناد آمريكائي مدارك مستندي درباره اين فاجعه بزرگ انساني وجود دارد. 40 درصد از مردم ايران طي دو سال قلع و قمع و نابود شدند. تنها  در سال 1956 بود كه ايران توانست به جمعيت بيست ميليوني سال 1914 برگردد.

دكتر محمد قلي مجد كه بر اساس اسناد موجود در مركز اسناد ملي ايالت متحده آمريكا (نارا) به اين تحقيق با ارزش رسيده است در مصاحبه اي كه با عبدا.. شهبازي انجام داده و در فصلنامه و تاريخ معاصر ايران به چاپ رسيده است به نقش انگليس در اين فاجعه مي پردازد.

او ادامه مي دهد: «قحطي بزرگ در زماني اتفاق افتاد كه سراسر ايران در اشغال نظامي انگليس بود، ولي انگليسي ها هيچ كاري براي مبارزه با قحطي ايران نكردند، بلكه عملكرد آنان اوضاع را وخيم تر كرد و سبب مرگ ميليون ها نفر از ايرانيان شد. در زماني كه مردم ايران به دليل قحطي نابود مي شدند ارتش بريتانيا مشغول خريد مقادير عظيمي غله و مواد غذايي از بازار ايران بود و با اين كار هم افزايش شديد مواد غذايي را سبب مي شد و هم مردم ايران را از اين مواد محروم مي كرد. جالب تر اين كه انگليسي ها مانع واردات مواد غذايي از آمريكا و هند و بين النهرين مي شدند به علاوه در زمان چنين قحطي عظيمي، انگليسي ها از پرداخت پول درآمدهاي نفتي ايران استنكاف ورزيدند. چنين اقداماتي را قطعا بايد جنايت جنگي و جنايت عليه بشريت به شمار آورد».

مجد در ادامه اين مطلب صراحتا اعلام مي كند «هيچ ترديدي نيست كه انگليسي ها از قحطي و نسل كشي به عنوان وسيله اي براي سلطه بر ايران استفاده مي كردند»

عبدا.. شهبازي در مقاله استعمار و كودتاي 1299 مي نويسد: «طبق اسناد بانك شاهي از اوايل 1919 تا مارس 1920 مخارج دولت بريتانيا و ايران كه از طريق اين بانك پرداخت مي شد 143 ميليون قران بود كه 28 درصد آن به عنوان كمك به مرگ ايران اعطا مي شد و 65 درصد هزينه هاي نظامي بريتانيا و هفت درصد باقيمانده نيز هزينه هاي ديپلماتيك در ايران بود.

اكنون خود نتيجه بگيريد در حالي كه كشور در قحطي بزرگي فرو رفته بود و مردم از خونابه ي قصابخانه ها ارتزاق مي كردند در يك مرحله 143 ميليون قران به دولتي پرداخت مي شود كه نفت ايران را خون خود مي داند! درست در همين زمان است كه هزينه برنامه هاي نظامي انگليس در بين النهرين و ايران به قدري سنگين مي شود كه برنامه جرج لويد نخست وزير وقت انگلستان براي ساخت 2 هزار خانه مسكوني در انگلستان با شكست مواجه مي گردد.

تعبير مجد الاسلام كرماني در تاريخ انحطاط مجلس بهترين تصوير  را از به تاراج رفتن منابع ايران نمايان مي سازد: «از همان تاريخ كه بانك شاهنشاهي تشكيل شد ثروت ايران بر باد رفت و هر چه طلا در اين مملكت از تاراج اعراب باقي مانده و يا از ممالك ديگر مثل هندوستان به همراه نادرشاه و قشون ايران آمده بود با كمال ميل و رغبت تقديم ملت نجيب و نوع پرست بريتانياي عظمي گرديد.»

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 6:43 توسط R-E-Z-A .P |

پنج تن از 10 كانديداي انتخابات مجلس هشتم از حوزه انتخابيه ورزقان ـ خاروانا رد صلاحيت شدند.

دكتر اباصلت هادي، الهوردي دهقاني، سيد مجتبي مرتضوي، مرتضي ديزجي و حسن احمدي پنج كانديداي رد صلاحيت شده ي حوزه انتخابيه ورزقان ـ خاروانا مي باشند.

در اين ميان رد صلاحيت دهقاني باتوجه با گرايشات سياسي اش بسيار تعجب آور است.

در صورت تداوم روند فعلي اوضاع سياسي منطقه، احتمال مي رود اغلب كانديداهاي رد صلاحيت شده اين حوزه از مهندس قره باغي حمايت نمايند.

گفتني است اكبرزاده نماينده اسبق مردم شهرستان ورزقان كه در اين دوره از حوزه انتخابيه تبريز، آذرشهر و اسكو نامزد شده بود نيز ردصلاحيت شده است.

+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 1:23 توسط R-E-Z-A .P |

نویسنده: سيد مجتبي مرتضوي

      «برگه رای» یک کاغذ معمولی  نیست، یک میثاق و قرار داد معنوی است میان موکل  و وکیل. با این برگه مردم یک منطقه بعنوان موکل امید به وکیل خود می بندند و از وی حمایت می کنند وکيل نیز موظف است با جدیت تمام ادای دین نماید و به امید موکلین خود خیانت  نکند.

       البته در شهرهای بزرگ این قرار داد معنوی خصوصاً در عرصه  سیاست هیچ تضمینی ندارد چون سیاست کاری و سیاست بازی لون و رنگ های  متفاوتی می طلبد و البته در سایه برنامه های کلی احزاب، کم کاری پنهان می ماند. اما در مناطق کوچک همچون ورزقان و خاروانا ، وضع فرق می کند. ادای  دین به زادگاه تحت هیچ شرایط سیاسي قابل معامله نیست. هرگونه  معامله کوتاهی بر سر منافع زادگاه، نشانگر بی تعصبی، بی ریشه بودن و بعبارتي خیانت تلقی می شود خیلی سریع هم سرنخ های  خیانت و  سکوت آشکار می گردد.

   شهـرستان کوچک مـا، فضای انتخاباتی مـتفاوتی دارد. دموکراسی رایج در این منطقه را در هیچ  تقسیم بندی رایج سیاسی نمی  توان جای داد. سیستم جلب آراء مردم و انتخاب وکيل علم ویژه ای دارد. در این مقال سعی می شود کاستی ها و انحرافات سیستم انتخاات منطقه بررسی گردد.

      درجوامع سیاسی فلسفه انتخابات جایگاه  والایی دارد. انتخابات به عنوان ساز و کاری برای همدلی و هم گرایی بین دولت و مردم  تعریف شده است. مردم از طریق انتخابات  انتخاب  نماینده خويش حق حاکمیت خود را اعمال می نمایند، با رای مردم مشروعیت و جمهوریت یک حکومت تعریف می شود. در سیستم پارلمانی، مردم نقاط مختلف کشور با انتخاب نماینده مردمی ، مجرایی برای انتقال مشکلات و معرفی استعدادها و پتانسیل های منطقه خود به سطوح بالای حکومت می یابند و وکیل ضمن انجام وظيفه در حوزه سیاست های کلان کشوری و وضع  قوانین، مجرایی مناسب برای گسیل سرمایه ها، تسهیلات و امکانات به منطقه و حوزه انتخابیه می باشد. اگر وکیل از میان مردم برخاسته و با مردم زندگی کرده باشد، بهتر و موفق تر، وظیفه محوله خود را انجام خواهد داد.

       اگر دمکراسی و انتخابات به انحراف کشانیده شود آن موقع  خیلی خطرناک خواهد بود. اثرات تخریبی انحراف مکانیسم انتخابات، خیلی بیشتر از این است که مردم یک باره در انتخابات شرکت  نکنند یعنی تشکیل حکومت های  استبدادی، موروثي و اشكال ديگر بهتر از دولتی است که مولود آرای ناآگاهانه و غیر واقعی مردم باشد.  در حكومت استبدادي مردم و جامعه جهانی  بنا را بر این می گذارندکه مردم علیرغم اینکه شعور بالای سیاسی دارند ولی نمی توانند اعمال حاکمیت کنند. اما در دموکراسی تحریف شده شعور انتخاباتی و سیاسی مردم زیر سوال می رود.

      از طرفی تحریف روند  انتخابات در نهایت باعث بی اعتمادی مردم نسبت به نظام حکومتی و زیر سوال رفتن مشروعیت و جمهوریت آن می گردد  که این نقطه سرآغاز  واگرایی بین دولت  و مردم  بوده و در نهایت باعث بی تفاوتی و عدم حرف شنوی مردم می گردد. آن چه که در این میان تباه می شود آینده و پیشرفت جامعه است. بنابراین وظیفه داریم از مکانیسم سالم و دموکراسی آگاهانه و به دور از تهدید وتطمیع و نیز از انجام یک انتخاب صحیح همچون مردمک چشم خود، مواظبت نماییم و این وظیفه دولت مردان و مردم می باشد.

      اما در شهرستان کوچک ما ساز و کار  انتخابات  مجلس  از چندین دوره قبل دچار  نقایص اساسی شده است که نشان از یک  انحراف عمدی و زخم های  عمیق  ناشی از سوء استفاده عده ای  از پاکی و صداقت  مردم  شریف  این منطقه  دارد. در  این انحراف همواره رد پای  دلالان !؟ و« لوطی  های  انتخاباتی »!؟ که حاضرند منافع منطقه را به خاطر منافع خود معامله کنند و نیز ردپای عوامل خارج از منطقه و شهرهای هم جوار که پیشرفت ورزقان، موجب پسرفت منطقه شان می گردد را می توان یافت که متاسفانه در این امر تا حدودی نیز موفق بوده اند. تا به حال اگر وارد معدن سونگون شده باشید فکر می کنید که در چهارراه شهرداری اهر هستیدیا مرند ، نه در دل ورزقان ، چون قريب به اتفاق شاغلان در اين مجتمع از آن شهرها استخدام شده اند. به راستی چرا این وضع پیش آمده است و پیشینیان ما و خود ما چه وظیفه ای داشتیم که به آن عمل نکرده ایم ؟! بیایید صادقانه و البته با رعایت « خط قرمز » مصالح و منافع ملی و منطقه ای، نگاهی به رفتارهای انتخاباتی خود و کاندیداها بیندازیم .

     ۱. جایگاه و شان نمایندگی مجلس، تصمیم گیری  در سیاست های  کلان کشوری و وضع قوانین برای پیشرفت جامعه می باشد در مناطق دور دست نماینده به عنوان حامی مسئولین منطقه  و مدیران کوچک شهرستان، جهت  دسترسی آنان به رده های بالاتر و جذب سرمایه های بخش های بالا دست به منطقه محسوب می شود. اما کدام یک از نمایندگان این 5 دوره اخیر به وظیفه اصلی خودعمل کرده اند؟اساس کار از پای بست ویران است، کاندیداها که همواره به ناچار مجبور شده ایم یکی از آنها را به عنوان وکیل منطقه  انتخاب نماییم، چنان سیستمی  را طراحی  و ابداع  نموده اند که در هیچ  جای دنیا نمی توانید  بیابید.

      سيستم جلب آرا به طريق خانه به خانه، باعث شده است كه نماينده در هر خانه اي يك قول به اعضاي آن خانه بدهد و در نهايت نماينده با 5 هزار قول از قبيل استخدام و ... مواجه مي شود كه در چارچوب وظايف نمايندگي مجلس نمي باشند. بدين ترتيب نماينده دروغگو از آب در آمده و شان و جايگاه نماينده مجلس در حد يك كارياب نزول مي يابد.

      2. همين كانديداها افرادي را همواره به همراه خود به خانه مردم مي برند. اين افراد بعنوان « لوطي هاي انتخاباتي» كيسه اي براي خود مي دوزند و بر سر عقايد مردم منطقه قيمت مادي مي گذارند و به خيال خود مردم تاريخ ساز اين شهرستان را از نظر سياسي صغير مي پندارند. البته حساب افراد آگاه و بامسئوليت كه هدفي جز اعتلاي منطقه ندارند، جداست.

      3. در روزهاي راي گيري، همين كانديداها با صرف هزينه هاي گزاف، افراد غير بومي را از شهرهاي اطراف جمع كرده و به بهاي ناچيزي آراي آنها را خريده و در نهايت باعث تحريف مجموع آراي مردم بومي مي شوند مردمي كه اميد به وكيل بومي مي بندند در سايه همين نيروهاي عاريتي نمي توانند نماينده دلخواه خود را انتخاب كنند. كافي است نگاهي به درصد راي دهندگان در انتخابات دوره هاي گذشته مجلس اين حوزه انتخابيه بيندازيد.

     4. تطميع مردم و توهين به تاريخ و پيشينه غني فرهنگي اين منطقه بدعتي ديگر است كه در اين سيستم بنا نهاده اند. يكي با هزينه كردن از معدن مس سونگون و دادن قول استخدام به مجلس راه مي يابد و بعد از راهيابي به مجلس حراج كنسانتره مس و استخدام افراد غير بومي در بخش هاي مختلف معدن را دنبال مي كند! باور نداريد يك روز اتوبوس هاي حامل كاركنان معدن را تعقيب نماييد و ببينيد كه در ورزقان حتي يك لحظه هم ترمز نمي كند! چون به جاي افراد بومي، فاميل هاي « لوطي هاي انتخاباتي» ساكن در شهرهاي همجواراستخدام شده اند.  

      ديگري وعده تغييرات گسترده در ادارات را داده و تخم عداوت را بارور مي كند. قول احداث كارخانه ذوب و پالايش مي دهد ولي فقط چند تا كلنگ به زمين زده مي شود و هيچ!

 

    6. فرصت طلبي هاي انتخاباتي هم يكي از موانع جدي پيشرفت مديريتي شهرستان ورزقان است. اداره راه  و ترابري با هزار مصيبت براي روستايي راه مي كشد ولي به نام نماينده تمام مي شود، كسي نيست بگويد اگر احداث راه روستايي جزو وظايف نماينده است پس چه لزومي براي وجود اداره عريض و طويل راه و ترابري بود. يكي از دلايل اصلي عقب ماندگي برخي از ادارات شهرستان از برنامه هاي كلان كشوري، همين امر مي باشد. چراكه تا 2 سال اول انتخابات به خاطر لحاظ نماينده طرح ها را عقب مي اندازند تا بلكه در اواخر دوره به نام نماينده اقدام نمايند. حال اگر در اين فرصت نماينده با آن مدير هماهنگ نباشد، در 2 سال بعدي هم اين طرح براي تخريب وجهه نماينده اجرا نگرديده و سرمايه گذاري صورت نمي گيرد.

 

    7. ضعف اساسي اين سيستم، رفتار شكست خوردگان انتخاباتي است. هركدام از نامزدها كه نمي توانند پيروز شوند براي مدت 4 سال آن چنان قمه از رو بر عليه نماينده منتخب مي بندند و آن چنان جوسازي مي نمايند كه نماينده منتخب خود را تنها حس نموده و به ناچار ناتوان جلوه مي نمايد.

 

     8. اما طرف ديگر اين مكانيسم معيوب، خود ما هستيم. توجه داشته باشيم كه ما وارث كساني هستيم كه تاريخ آذربايجان مديون تلاش هايشان بوده است، گذشتگان ما مرداني تاثيرگذار در تاريخ، فرهنگ و تمدن آذربايجان بوده اند، پس مسئوليت ما خطير و مهم است. اما هيچ به رفتار راي دهندگي خويش توجه كرده ايم؟ اين كه، چون فلاني به مجلس ترحيم عمه من نيامده، يا مغازه و لندرور درب و داغون مرا اجاره نكرده است به وي راي نخواهم داد. ديگر برايمان برنامه و سواد كانديدا مهم نيست. آيا چنين رفتاري در شان ماست؟ اينكه چون فلان طايفه ي روستايمان طرفدار فلان كانديداست و ما نيز با آن طايفه دشمني ديرينه داريم پس ما نيز اتوماتيك وار بدون مطالعه دنبال ديگري برويم! قبول كنيم كه رفتار چندين دوره انتخاباتي ما، ضربات مهلكي بر آبروي انتخاباتي منطقه وارد كرده است. براستي تا كي اين رسم معيوب را ادامه خواهيم داد؟ بدون شك همانطور كه ما اعمال پيشينيان را ثبت و ضبط شده بعنوان تاريخ مورد نقد قرار مي دهيم نسل آتي نيز همين كار را در مورد ما انجام خواهد داد و آن موقع معلوم نيست نسل آينده چه فكري در مورد ما خواهد نمود!؟

 

       مقام معظم رهبري خطبه اي جالب در خصوص عاشورا و عبرت هاي آن دارند. ايشان در اين خطبه مردم دوران امام حسين (ع) را به دو دسته عوام وخواص تقسيم نموده و تابع عقل بودن را از خصوصيات خواص بر مي شمرند، خواص اهل تحليل و تفكر هستند و جالب اينكه ايشان عوام وخواص را ناشي از تحصيلات نمي دانند.

 

        بنابراين بهتر است برخود آييم و با آراي خود به كانديداي با برنامه و لايق، به چرخه جذب خانه به خانه آرا و قيم مآبي ديگران پايان دهيم.

 

     درآخر سخني با كانديداها دارم و آن اينكه شما بعنوان دلسوزان منطقه بياييد اشتباهات گذشتگان را تكرار نكنيد و از دادن وعده هايي كه توان تحقق آن را نداريد خودداري نماييد كه شان نمايندگي كاريابي و تغيير مديران نيست، بلكه جلب سرمايه هاي كلان به منطقه است. با جلب يك سرمايه كلان و اجراي يك طرح كلان اقتصادي، مشكلات اشتغال منطقه براي مدت حداقل20 سال حل مي گردد.كه آن هم زياد مشكل نيست.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:16 توسط R-E-Z-A .P |

نویسنده: فردين الهياري

       فوتبال به عنوان يك ورزش گروهي ،در عصر حاضر به عنوان يك پديده اجتماعي شناخته مي شودكه در عرصه هاي سياسي و اقتصادي نيز در جايگاه ويژه اي قرار دارد. ورزش فوتبال در جامعه  از طرفداران زيادي برخوردار است و مسئولين در سطح كشور و استان به آن اهميت ويژه اي قائل هستند و اهميت آن تا آنجاست كه احمدي نژاد در گزارش تلويزيوني خود به وضعيت فوتبال در ايران نيز گريزي داشت.

     فوتبال در شهرستان ورزقان نيز به مانند اكثر نقاط جهان، ورزش اول جوانان و داراي اهميت و جايگاه خاصي است.

 

آنچه از سال ها پيش در مورد فوتبال ورزقان بياد داريم مسابقات  جام فجر در زمين چمن شهر بود كه با تملك اين زمين  توسط دادگستري متاسفانه ورزش فوتبال از بين رفت و امروزه ورزش فوتسال جاي آن را گرفت.

 

     در چند سال گذشته مسابقاتي رسمي با عنوان جام رمضان در فوتسال ورزقان نمود پيدا كرده و هر ساله بر كيفيت و كميت آن  افزوده شد اما نياز جامعه فوتبال(فوتسال) ورزقان با آن مرتفع

 

نمي شد و نياز به يك ليگ منظم و پويا داشت، رياست هئيت فوتبال ورزقان بهمراه مديريت و كاركنان تربيت بدني كه از افراد ورزشي مي باشند تلاش كردند و ليگ منظمي به نام ليگ ولايت راه اندازي نمودند كه هم اكنون مسابقات آن در حال برگزاري است در شروع ليگ احتمال مي رفت نهادهايي چون شوراي شهر، فرمانداري ،شهرداري و نيروي انتظامي در آن شركت كنند و مسابقات  ليگ در گرماي خاصي دنبال شود متا سفانه  هيچ كدام از ادارات چنين اقدامي نكردند و از همه بدتر تيم فرمانداري بعد از   چند هفته حضور بسيار ضعيف از ادامه مسابقات انصراف داد.از فرمانداري انتظار داشتيم با رايزني هاي خود با مجتمع مس سونگون بتوانند امتياز تيم بحران زده ماشين سازي را به ورزقان بياورند و حداقل بتوانند به مانند فرمانداري هاي مريوان و درود و شهرداري لنگرود تيم داري كنند ولي با توجه به عدم توجه به ليگ در منطقه از اين پيشنهاد منصرف شديم.

 

     خلاصه در حـال حاضر  اولين دوره  ليگ منطقه ورزقـان با حضور 13 تيم در حال برگزاري است كه فقط دو تيم آن از طرف دهياري صومعه دل و سيه كلان و تخمدل تامين هزينه شده اند و بقيه به صورت خود جوش و شخصي اداره مي شوند. لازم به ذكر است ابتدا تيم هاي زيادي ثبت نام كرده بودند  ولي به دليل هزينه هاي ثبت نام و ساير هزينه ها نتوانستند در ليگ حضور پيدا كنند اميدواريم با حضور نهادهايي چون شوراي شهر، بانك ها و ... در دوره هاي بعد بر كيفيت اين ليگ افزوده شود و به دنبال آن ورزش فوتبال در منطقه شكوفاتر شود.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:14 توسط R-E-Z-A .P |

   تبليغات زودهنگام و دادن وعده هاي دروغين به مردم ممنوع است.

 

    بهرامي فرماندار شهرستان ورزقان در جلسه شوراي اداري اين شهرستان با اعلام مطلب فوق گفت: كانديداهاي احتمالي حق ندارند با وعده هاي دروغين از احساسات مردم سوء استفاده كنند.

 

    رييس ستاد انتخابات شهرستان ورزقان افزود: به راه انداختن كاروان هاي تبليغاتي با عناوين مختلف در روستاها و تشكيل جلسات به بهانه اعياد و جشن هاي مذهبي كه از شگردهاي برخي از كانديداهاست خلاف مقررات تبليغاتي مي باشد.

 

    بهرامـي همچنين خطاب به مسـئولين ادارت اظـهار داشت: مسئولين ادارات در عين اينكه موظف هستند كليه امكانات خويش را در اختيار ستاد انتخابات قرار دهند حق ندارند از امكانات اداره به نفع كانديداها استفاده كنند.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:12 توسط R-E-Z-A .P |

 مدير كل اداره پزشكي قانوني آذربايجان شرقي اعلام كرد: در فصل سرماي امسال استان، 71 نفر بر اثر گازگرفتگي جان خود را از دست دادند.

     جابر قره داغي به خبرنگار ايرنا گفت: از اين تعداد38 نفر مرد و 33 نفر زن بوده كه بيشتر قربانيان شب هنگام دچار خفگي شدند.

  وي افزود: 50 درصد تعداد جان باختگان در تبريز دچار گازگرفتگي شدند. وي همچنين تعداد افرادي كه در اثر گازگرفتگي تا پايان دي ماه پارسال دچار خفگي شدند را 70 نفر اعلام كرد.

     وي همچنين با اشاره به سرماي شديد چند روز گذشته در استان اظهارداشت: موردي در خصوص فوت در اثر سرمازدگي به اين اداره ارجاع داده نشده است.

      قره‌داغي گفت: ولي 10 نفر در جاده‌هاي استان به‌دليل يخبندان و نامناسب بودن راهها تصادف كرده و جان باختند

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:6 توسط R-E-Z-A .P |

     بدنبال بروز شايعاتي مبني بر فوت يك بيمار ورزقاني در درمانگاه اين شهر بدليل نبود آمبولانس در مركز بهداري در نتيجه از كار افتادگي آنها در اثر سرما، مسئول روابط عمومي شبكه بهداشت و درمان شهرستان ورزقان به خبرنگار ما گفت كه خانم خديجه پور غفار در حالت تنگي نفس و كاهش سطح هوشياري در ساعت يك بامداد به اين مركز آورده شده بود كه بلافاصله اقدامات تشخيصي انجام و عمليات درماني آغاز گرديد ولي متاسفانه اقدامات درماني موثر واقع نشد و مريض فوت نمود.

 

      عليزاده در پايان افزود كه هرچند آمبولانس مركز در محل حاضر و آماده بوده ولي با توجه به وضعيت بيمار به هيچ عنوان، براي نامبرده آمبولانس لازم نبوده است.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:5 توسط R-E-Z-A .P |

      يك معلم ورزقاني از عدم پرداخت پاداش و مرخصي استفاده نشده مناطق محروم در دو سال گذشته انتقاد كرد.

 

    محمد داهار در گفتگو با خبرنگار ما با اعلام مطلب فوق گفت: گذشته از پاداش و مرخصي استفاده نشده مناطق محروم، از خرداد ماه سالجاري حق الزحمه اضافه تدريس هاي دبيران منطقه ورزقان نيز پرداخت نشده است و متاسفانه اداره آموزش و پرورش ورزقان نيز تاكنون تصميم اساسي در اين خصوص اتخاذ ننموده است.

 

     اين معلم ورزقاني همچنين درخصوص محتواي برخي از كتب مدارس گفت: كتاب هاي علوم اجتماعي جنبه كارگاهي دارند كه مع الاسف با وجود عدم بستر سازي، در آموزش و پرورش تدريس مي شوند. همچنين در كتاب جغرافياي مقاطع راهنمايي تنها مقوله موقعيت هاي جغرافيايي بررسي شده است كه اين مساله تقريباً امري اشتباه به نظر مي رسد.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:3 توسط R-E-Z-A .P |

      نماينده شوراي اسلامي شهرستان ورزقان در شوراي استان در جلسه اين شورا كه در محل باغ صباي تبريز تشكيل يافته بود طي سخناني با اشاره به مشكلات شهرستان ورزقان در چهار حوزه سرمايه گذاري، بهداشت و درمان، گردشگري و راه هاي ارتباطي گفت: عليرغم وجود حدود 40 كانسار مس، طلا، سرب و روي در منطقه، اين شهرستان تقريباً فاقد هرگونه فعاليت صنعتي است.

 

      عباسيان با انتقاد از بي توجهي سازمان هاي مسئول نسبت به سرمايه گذاري در معادن شهرستان، خواستار پيگري جدي مسئولان شد.

 

       وي تاسيس اداره صنايع ومعادن در شهرستان، راه اندازي شهرك صنعتي در خاروانا و سرمايه گذاري و بهره برداري از معادن شناخته شده شهرستان را از مهمترين خواسته هاي مردم منطقه برشمرد.

 

      نماينده شوراي اسلامي شهرستان ورزقان در شوراي استان، با ناكافي دانستن اعتبارات بخش گردشگري شهرستان، از عدم جذب بموقع اعتبارات و اجراي پروژه هاي اين بخش انتقاد كرد و افزود: اعتبارات مصوب براي مرمت و بازسازي بقاع متبركه و مساجد شهرستان بسيار ناچيز است و شبكه هاي تلويزيوني كشور در اغلب نقاط شهرستان پوشش مناسبي ندارند.

 

    وي تملك محوطه و باغات اطراف خانه امير ارشد، طراحي و احداث باغات سنتي در محل مذكور، بازگرداندن فسيل ماموت عظيم الجثه هفت ميليون ساله كشف شده در ساختمان مزبور و ايجاد موزه فرهنگي ـ تاريخي و مجتمع گردشگري در روستاي اوخارا را از خواسته هاي مردم منطقه در عرصه گردشگري و توريسم دانست.

 

   عباسيان در بخش ديگري از سخنانش نبود بيمارستان، آزمايشگاه و مراكز پرتونگاري و  توانبخشي را از مهمترين مشكلات شهرستان اعلام كرد و گفت: بدليل نبود پزشك متخصص، مرگ و مير نوزادان در سطح شهرستان 6/19 در هزار تولد مي باشد در حاليكه ميانگين مرگ و مير نوزادان در سطح استان 3/15 در هزار است.

 

      وي با بيان اينكه عليرغم گذشت ماه ها از اتمام عمليات اجرايي ساختمان اورژانس 115 ورزقان، تاكنون اين پروژه به بهره برداري نرسيده است گفت: مراكز بهداشتي و درماني شهرستان با كمبود شديد آمبولانس مواجه است با اين حال دانشگاه علوم پزشكي تبريز به بهانه تحويل 3 دستگاه خودروي  موسو به مراكز بهداشت و درمان روستايي شهرستان، از تحويل آمبولانس مصوب در جلسه مورخه 3/12/84 خودداري مي كند.

 

      وي، تامين اعتبار احداث پايگاه امداد جاده اي در مسير ارتباطي ورزقان ـ خاروانا و ورزقان ـ خواجه و نيز تكميل و راه اندازي مراكز بهداشتي و درماني شهر خاروانا و روستاهاي كاسين، تخمدل و آقابابا فرامرزي را از ديگر پروژه هاي ضروري عرصه بهداشت و درمان شهرستان اعلام نمود.

 

        عباسيان، با تاكيد بر ضرورت بهسازي و آسفالت راه ارتباطي ارزيل ـ قينر بمنظور دسترسي آسان اهالي بخش خاروانا به مركز استان گفت: با بهسازي و آسفالت اين جاده علاوه بر خروج تعداد قابل توجهي از روستاهاي مسير از محروميت و انزواي فعلي، شهرستان ورزقان پنج شهرستان كليبر، جلفا، مرند، شبستر و تبريز را به همديگر متصل خواهد نمود.

 

      وي در خاتمه آسفالت مسير 16 كيلومتري ارزيل ـ قينر در جذب سرمايه گذاران داخلي و رونق صنعت گردشگري منطقه را بسيار كليدي دانست.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:1 توسط R-E-Z-A .P |

   انتخابات مجلس هشتم با پايان يافتن مهلت قانوني ثبت نام نامزدهاي انتخاباتي، وارد مرحله جديدي شده است. گذشته  از اينكه صلاحيت چه تعداد از ثبت نام كنندگان از سوي مراجع قانوني تاييد و يا رد خواهد شد فرد فرد شهروندان و مسئولين در برگزاري يك انتخابات شاداب و سالم تاثيرگذاريم. بنابراين آنچه كه هم اكنون ضروري به نظر مي رسد بررسي راه هاي برگزاري يك انتخابات سالم و آزاد در واپسين روزهاي سال86 است كه در چندين بند ذيل تقديم خوانندگان عزيز مي گردد:

   1. ايجاد زمينه مناسب براي حضور افراد و چهره هاي مختلف با افكار و انديشه هاي متفاوت، در جلب اعتماد شهروندان و به تبع آن بالا رفتن ميزان مشاركت مردم در انتخابات بيشترين نقش را ايفا مي كند. لذا ضروريست از حضور همه چهره هاي متعهد و توانمند در انتخابات استقبال شود. يكي از مزيت هاي برگزاري انتخابات آزاد، تشكيل مجالس با ايده هاي مختلف است كه اين امر از يك دست بودن مجلس و در نهايت دولت جلوگيري نموده و پويايي مجلس را تضمين مي كند.

    2. عدم حمايت نهـادها و سازمان هاي دولتي از افـراد و گروه هاي خاص سياسي حاضر در عرصه انتخابات باعث خواهد شد شهروندان در انتخابشان دقت بيشتري نمايند، چرا كه شائبه حمايت ادارات و دواير دولتي از كانديداهاي خاص، مردم را در اتخاذ تصميم صحيح و منطبق با موازين قانوني مردد نموده و مطمئناً سلامت انتخابات را به مخاطره خواهد انداخت.

     3. مبارزه با پول سالاري از ضروريات برگزاري انتخابات سالم و رقابتي است كه متاسفانه در كشور ما كمتر بدان توجه مي شود. همانطور كه سيد احمد خاتمي از خطيبان موقت نماز جمعه تهران در گفتگو با خبرگزاري ايسنا اعلام كرده بودند « اگر پول سالاري در انتخابات حرف اول را زده و تبديل به يك روال شود مجلس به سوي طاغوتي شدن پيش مي رود. طاغوتي شدن ذره ذره است و نبايد گذاشت كه هركس پولدارتر است راي مردم را بدست آورد و اين يك خطر جدي است. راي خريدن كاري نادرست است. به تعبير يكي يكي از بزرگان كسي كه راي مي خرد به راحتي او را مي خرند. كسي كه راي مي خرد براي او وظيفه، شرع، نظام و انقلاب مطرح نيست بلكه مي خواهد به هر طريقي كه شده راي بخرد و به مجلس برود تا به آن احزاب سياسي و غيره اي كه مدنظرش است دست پيدا كند  

   4. تا زماني كه شهروندان نتوانند نيازها و خواسته هاي اساسي روستا، شهر، استان و در نهايت كشور را با اوضاع موجود جهاني مطابقت دهند مطمئناً توانايي انتخاب عالمانه و آگاهانه را نخواهند داشت. تنها راه دستيابي به اين مهم نيز بالا بردن بينش سياسي افراد جامعه است و اين وظيفه مهم برعهده تك تك افراد جامعه بويژه مسئولين است كه از طرق مختلف همچون برگزاري همايش ها و تجمعات، وظايف نمايندگان، شرايط فعلي كشور و جهان، نيازهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي جامعه را براي شهروندان تشريح نموده و آنها را براي حضور آگاهانه در پاي صندوق هاي راي آماده سازند.

   5. پرهيز نامزدها از دادن وعده و وعيدهاي توخالي و غيرمعقول يكي از مهمترين مولفه هاي انتخابات سالم است. كانديداها به جاي پرداختن به مسايل حاشيه اي بايستي به تشريح طرح ها و برنامه هاي خود بپردازند، برنامه هايي كه در حيطه وظايف آنها بوده و در صورت راهيابي به مجلس، توان جامه عمل پوشاندن بدانها را خواهند داشت.

   6. وضع قـوانين در كنار نظارت برعملكـرد دولـت از مهمترين وظايف مجلس محسوب مي شود كه ناميده شدن اين قوه به نام قوه مقننه نيز مبين اين نكته است. بنابراين شهروندان عزيز بايستي توجه داشته باشند كه نماينده مناسب و اصلح كسي است كه ايده و راهكار مناسبي براي آينده كشور داشته باشد. بعنوان مثال با توجه به گريبانگير بودن كشورمان با مشكلات حاد اقتصادي، نماينده اي به درد جامعه امروز ما مي خورد كه طرح هايي براي توسعه و شكوفايي اقتصاد و بهبود وضعيت معيشتي كشور بويژه اقشار و طبقات كم درآمد جامعه داشته باشد.

    7. در كل مدنظر قرار دادن خصوصياتي همچون تعهد، تخصص و توانمندي در انتخاب نمايندگان، مي تواند گره از اغلب مشكلات فعلي بگشايد.

   به هر حـال اميدواريم با تمهيدات مناسب سازمان هاي مسئول در برگزاري انتخابات بويژه وزارت كشور، حركات منطقي، عاقلانه و دور از تنش نامزدها و بررسي و انتخاب آگاهانه شهروندان شاهد انتخاباتي سالم، ثمربخش و مفيد براي كشورمان باشيم. انشاء ... .

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:0 توسط R-E-Z-A .P |